X
تبلیغات
رایتل

ستاره حمیدی - روان درمانگر پویشی

بدون تخریب پایان دهید



 

خلاقیت ها ، ابتکارات و رشد دانش بشری حاصل تعاملات و روابط گسترده ای است که انسان ها با یکدیگر برقرار می کنند . نیازهای آدمی سبب شکل گیری روابط شده اعم از رابطه های عاطفی ، اقتصادی ، اجتماعی و همین روابط سبب پیشرفت علم وتکنولوژی می گردد.

همان طور که ذکر شد روابط پایه و اساس نیازهای آدمی است که بدان وسیله نیازهای خود را پوشش می دهد حال برخی از افراد به دلایل گوناگون قادر نبوده با یکدیگر روابط مناسب و موثری برقرار نمایند همانند زنان و مردانی که در روابط شان با شکست روبرو می شوند و یا کارمند و مدیری که رابطه تاثیر گذاری ندارند در تمامی این گونه موارد رابطه برای دو طرف تنش و نگرانی به همراه می آورد و در پی آن اضطراب .

زنان و مردان زیادی هستند که به دلایل زیادی در روابط نامناسبی درگیر بوده و سعی می کنند به نحوی آن را بهبود بخشیده و یا پایان دهند . گاهی عواملی همچون وابستگی ها و از سوی دیگر تضاد و عدم تفاهم ها در زمینه های متفاوت سبب سردرگمی ، خشم درونی و اضطراب دو طرف شده و رابطه ای معیوب استمرار پیدا می کند .

متاسفانه در برخی مواقع در صورت عدم همکاری زوجین حتی زبده ترین روان شناسان و کارشناسان نیز قادر نخواهند بود روابط را بهبود دهند . افرادی که تمایل به تغییر و همکاری جهت رسیدن به تفاهم با شریک زندگی شان را ندارند به واقع هیچ گونه تمایلی به رشد و پیشرفت شخصی و عاطفی شان نداشته و ترجیح می دهند از تکنیک و راههای نامناسب انتخابی خودشان به نتیجه برسند . مسیرهای طی شده ای که پاسخگوی نیازها و روابط شان نیست در این هنگام روان شناسان توصیه می کنند :

-         زوجین انعطاف پذیری بیشتری از خود نشان دهند و جهت بهبود روابط شان تلاش کنند .

-         در صورتی که حتی یکی از زوجین تمایل به تغییر و بهبود روابط نداشته باشد یک جانبه فرد نمی تواند زندگی مشترک را بهبود بخشد و رسیدن به آرامش در سایه تفاهم و همکاری دو جانبه زن و مرد است .

-         در نهایت در صورت عدم همکاری و عدم انعطاف پذیری شاید بهتر باشد رابطه معیوب پایان یابد تا زن و مرد هر چه سریعتر از تنش ، استرس و اضطراب رهایی یابند تدام یافتن احساسات و هیجانات ناخوشایند تاثیرات نامطلوب فراوانی بر روح و جسم افراد باقی می گذارد . پژوهش ها نشان داده خانواده های پر تنش تاثیرات مخرب تری بر روی زوجین و فرزندان می گذارد نسبت خانواده های که زن و مرد از یکدیگر جدا شده اند.

-         متاسفانه برخی بر این باورند به دلیل این که با شریک زندگی و یا شخصی که با وی در تعامل هستند قادر به برقراری ارتباط مناسب نیستند بهتر است برخورد جدی داشته و رابطه را با برخوردهای نامناسب پایان دهند . البته جدیت در این روند تحسین بر انگیز است ، نباید غافل شد افراد بسیاری در زندگی آدمی هستند که با وی سازگاری ندارند حال همسر باشد و یا همکار در این مواقع بهتر است هر چه سریعتر رابطه پایان داده شود البته بدون تخریب کردن طرف مقابل . منظور ازتخریب کردن همان سرزنش ، تحقیر و توهین است که سبب آزاردگی و احساس خشم درونی زن و مرد گشته و حاصلی به جز افسردگی و هیجانات ناخوشایند نخواهد داشت .

-         نداشتن سازگاری و تفاهم دلیل قانع کننده ای جهت تخریب دیگران نیست هر فرد با باورها ، عقاید و خصوصیات اخلاقی خاص خود زندگی و تصمیم گیری می کند می توان آنها را پذیرفت و ارتباط برقرار نمود و یا این که ارتباطات را محدود و یا به کلی قطع کرد .

 

 

ستاره حمیدی

 

کارشناس ارشد روانشناسی

زمان خیانت به همسر خود چه احساسی داری؟

نویسنده: جنیس آبراهامز اسپرینگ

مترجم: مرجان فرجی


 برداشت مردان و زنان از رابطهی نامشروع همسرشان با هم متفاوت است و همین تفاوت به نوبهی خود واکنشهای عاطفی مربوطه را تحتالشعاع قرار میدهد. مهم آن است که از کل‎‎گویی بیش از حد بپرهیزیم. چیزی که در مورد عدهای صادق است، ممکن است شامل حال عدهای دیگر نباشد. اما شواهد حاکی از آن است که اکثر مردم لااقل به طور نسبی به روشهای جنس وابسته از خود  واکنش نشان میدهند. آگاهی نسبت به این اجبارهای زیست شناختی و فرهنگی، سوای عدم دقت یا تغییرپذیری آنها، واکنش شمانسبت به رابطهی نامشروع توجیه کرده باعث میشود کمتر احساس حماقت و تنهایی کنید. به علاوه، کمک میکند تا همسرتان بهتر شما را درک کند.


در کل، زنها بیشتر سعی دارند رابطهی زناشویی خود را از نو ترمیم کرده آن را زنده نگه دارند؛ در حالی که مردها تمایل به خاتمهی آن داشته و به دنبال جانشین میگردند. زنها بیشتر به افسردگی روی میآورند و بر سر و روی خود میزنند و به جان خود میافتند؛ در حالی که مردها با گرایش به عصبانیت بیشتر مایلند ـ حتی در رؤیا هم که شده ـ به طور بیرحمانهای به دیگران بپرند و خشم و عصبانیت خود را سر آنها خالی کنند. زنها رابطهی نامشروع همسرشان را بیشتر به بیلیاقتی خود و مردها به عدم کفایت جنسی خود نسبت میدهند. زنها در مورد اهمیت رابطهی پنهانی همسرشان مبالغه میکنند و بهبودی وضع روحی آنها مدت بیشتری طول میکشد؛ در حالی که مردها رنج روحی خود را به مقولات جداگانهای دستهبندی کرده خیلی زود عنان زندگی خود را به دست میگیرند.


تفاوت شمارهی یک:

زنها سعی دارند رابطهی زناشویی خود را حفظ کنند؛ مردها راه خود را کج کرده متواری میشوند.
زنها: «شاید بتوانیم حلش کنیم

مردها: «بیخودی به خودت زحمش برگشتن نده

وقتی همسر زخم خورده یک زن است، احتمال بیشتری وجود دارد که در جهت حفظ رابطهی زناشویی خود تلاش کند. ـ تا اندازهای به این دلیل که فرهنگ به او آموخته است دیگران را خرسند و خود را محروم سازد. یک مرد به این گرایش دارد که از دست رفتهها را از ذهنش حذف کرده و به دنبال جانشین بگردد ـ جانشینی که بتواند عشق و توجهی که خود را لایق آن احساس میکند، نثارش کند. نوعاً، زنها وقتی مرزهای عاطفی خود را مورد تجاوز میبینند، خود را سرکوب کرده زبان به دندان میگیرند یا احساسات خود را مخفی میکنند. آنها که به خاطر حفظ هماهنگی ظاهری تحت فشار قرار دارند، غالباً خود اصیل و ندای درونی خود را که فریاد برمیآورد: «خواستهی من بیشتر از اینهاست» خفه میکنند. اجتماع ما این پیام را ابلاغ میکند که وظیفهی زن ـ و ملاک ارزشمند بودن او از دید خودش ـ آن است که پیوندهای خود را با دیگران حفظ کند. در یک مطالعهی جالب وقتی از دختران حدوداً هشت ساله سؤال شد: «احساستان دربارهی بدرفتاری پسرها با شما چیست؟» خیلی خوب میدانستند که خشمگین میشدند و صراحتاً حرف دلشان را میزدند، اما وقتی همین سؤال برای همین دختران در سن دوازدهسالگی مطرح شد، جواب دادند: «نمیدانم» انبوهی از پژوهشهای مستند و موفق نشان میدهد که هم چنان با بالا رفتن سن، بسیاری از زنان وقتی ناحقی یا بدرفتاری میبینند، کمتر به شم خود اعتماد میکنند. اگر به عنوان یک زن نتوانید تصدیق کنید که خیانت پدر یا مادر به زندگی زناشویی گریبانگیرتان شده و دارد به شما هم لطمه میزند، اگر از این پرهیز دارید که با صراحت و قدرت احساسات منفی خود را بیان کنید، چون بودن در کنار همسر را ترجیح میدهید، اگر از خط و نشان کشیدن و نسق گرفتن میترسید، میتوان گفت خوب تربیت شدهاید.

دلیل دیگری که بسیاری از زنان به دنبال حفظ روابط خود ـ حتی روابط به افتضاح کشیده و درب و داغان خود ـ هستند، این است که به زعم آنان تنها امکانی که پیش رو دارند، زندگی در تنهایی است؛ چیزی که خیلی هم از آن وحشت دارند. در مطالعهی مشهوری که با همکاری دانشگاههای هاروارد و یل در سالهای 1986 در زمینهی ازدواج صورت گرفت، بنت، بلوم و کاریگ با اعلام اینکه مردان مجرد، زنان را در حالتی از وحشت فرو بردند. با این همه، سوزان فلادی بعدها در سال 1991 خاطر نشان کرد که هر چند این آمار بیاندازه مبالغهآمیز است، اما آنها حالتی از هول به ازدواج ایجاد کردند که تا به امروز به قوت خود باقی است؛ به طوری که زنان بر این باورند که شانس ازدواج پس از سن چهلسالگی صفر است.

زنان مطلقه بیش از مردان مطلقه از نظر اقتصادی در تنگنا قرار میگیرند؛ تا حدی به این دلیل که آنان در پرورش بچههای خردسال خود مسئولیت بیشتری قبول میکنند و تا حدی به این خاطر که شوهر سابق آنها احتمالاً بیشتر به پرداخت عوارض اتومبیل بها میدهد تا به اجرای تعهدات حمایت از فرزند خود. زنان مطلقه هم، مثل همهی زنان، بیشتر به اشغال پستهای سطح پایین گرایش داشته در مقایسه با مردان همکار حقوق کمتری دریافت میکنند. همین دلایل واقعبینانه به تنهایی برای توجیه اصرار زنان بر حفظ زندگی زناشویی فعلیشان کافی است.

مردها ـ که عرفاً از نظر مالی تأمین بوده و بیشتر از این بابت خاطر جمعند که همسر دیگری اختیار میکنند ـ به احتمال کمتری همسر به انحراف کشیده شدهی خود را تحویل میگیرند و از آن جا که کمتر اتفاق میافتد خود را بر حسب موفقیت یک رابطه تعریف کنند، غالباً این احساس را دارند که در صورت به هم خوردن این رابطه چیزی از دست نمیدهند. زنان بیشتر دندان روی جگر میگذارند و سوختن و ساختن را ترجیح میدهند، در حالی که مردها فرار را بر قرار ترجیح میدهند و در واقع با از یاد بردن و محو کردن منبع آلام روحی خود، بر ضایعهی خیانت همسر فایق میآیند.


تفاوت شمارهی دو:

زنها زانوی غم به بغل میگیرند و مردها خونشان به جوش میآید.

زنها: «من در مهمترین رابطهی موجود در زندگیام شکست خوردم

مردها: «اگر دستم به معشوق زنم برسد، میکشمش

واکنش زنها نسبت به رو شدن خیانت همسرشان این است که معمولاً بر سروکله خودشان میزنند، در حالی که مردها عصبانی میشوند و بیشتر مایلند حساب رقیب را برسند ـ حتی در ذهن خودشان هم که شده ـ مسببین رنج روحی خود را گوشمالی دهند.

طبق آمار به دست آمده توسط گروه ضربت ملی اتحادیه روانشناسی آمریکا زنها به نسبت دو برابر مردان دچار افسردگی بالینی میشوند. به این دلیل که اولاً زنها بیشتر مایلند نوک تیز انتقاد را به جای دیگران به سمت خود متوجه کنند؛ ثانیاً، زنها بیشتر خود را بر حسب ارتباطشان با دیگران تعریف میکنند و ارزشمند بودن خود را با دوست داشته شدن برابر میگیرند. وقتی رابطهای به روغنسوزی میافتد یا ناکام میماند، یک زن به احتمال بیشتری به افسردگی روی آورده خود را تحقیر شده احساس میکند و این نه فقط به خاطر از دست دادن شوهر، که به خاطر از دست دادن خویش است.

اگر شما یک مرد باشید، بر عکس به احتمال بیشتری خشم خود را متوجه همسرتان یا معشوق او میکنید. مردان پرخاشجو غالباً مجبورند جلوی رفتارهای خشونتآمیز خود را بگیرند؛ اما حتی تیپهای کنشپذیر و درون‌گرا هم در رؤیاهای بیداری خود به «دشمن» حملهور میشوند. به هر حال همین خشم به شما اجازه میدهد خود را قدرتمند و در کنترل احساس کنید و از احساسهای پریشان کنندهای چون شرمساری و خود تردیدی دوری بجویید. بعضی از شما به جای رویارویی با این حقیقت دردناک که دلیل به انحراف کشیده شدن همسرتان ناخشنودی شدید او نسبت به شما بوده است، ترجیح میدهید همسرتان را قربانی سوء استفادهی معشوقی خودخواه بدانید.

تفاوت شمارهی سه:

زنان به عنوان «همسفر راه و شریک زندگی» و مردان به عنوان «معشوق» احساس بیکفایتی میکنند.
زنها: «من به اندازهی کافی خوشایند نیستم. نمیتوانم شوهرم را خرسند کنم

مردها: «آلت تناسلی من زیادی کوچک / بزرگ است. زیادی لفتش میدهم یا زیادی تند میروم. نمیتوانم زنم را ارضا کنم

دیوید باس در مطالعات خود به این نتیجه رسید که زنها بیشتر از درگیری عاطفی شوهرشان با زنان دیگر و مردها بیشتر از درگیری جنسی زن خود با دیگران دچار تشویش خاطر میشوند. او با قرار دادن چند الکترود بر روی سر مردها و زنها متوجه شد که وقتی مردها زن خود را در حال آمیزش جنسی با مردان دیگری تصور کردند، به تعریق افتادند و بلافاصله ضربان قلبشان بالا رفت. وقتی آنها زن خود را در بند عشقی افلاطونی با مرد دیگری تصور کردند، آرامتر شدند، ولی کاملاً به سطح عادی خود برنگشتند. پاسخ زنها بر عکس بود: وقتی بیوفایی عاطفی همسرشان را مجسم کردند، علائم زجر فیزیولوژیک آنها شدیدتر از زمانی بود که آنها را در حالت خیانت جنسی مجسم کرده بودند.

شمای زن احتمالاً خیانت شوهرتان را به وجود عیب یا کمبود خود به عنوان یک انسان ـ و نه صرفاً به کارآیی ضعیف و نامطلوب خود در رختخواب ـ نسبت میدهید. احتمالاً فکر میکنید همسرتان نه فقط برای شهوترانی، که برای «عشق» به زن دیگری رو آورده است و کشش و جذابیت آن زن چیزی فراتر از جذابیت ظاهری بوده است. در نتیجه ممکن است حتی بیشتر از شوهرتان آن رابطه را بزرگ جلوه دهید. وقتی شوهرتان با پافشاری میگوید: «من هرگز زن دیگری را جز تو دوست نداشتم، من هیچ وقت نخواستم پیوند زناشوییمان را از هم بپاشم و این رابطهی لعنتی هیچ ارزشی برایم نداشت»، این حرف به این راحتیها به خرجتان نمیرود و یک خروار وقت صرف میکنید تا موضوع را درک کرده به حرفهایش اعتماد کنید، اما شاید بدتان نیایدکه او را راستگو بدانید.

شمای مرد فکر میکنید زنتان برای شهوترانی به شما خیانت کرده است؛ تصوری که باعث میشود خود را مسدود و از نظر جنسی بیکفایت قلمداد کنید و احتمالاً نسبت به همسرتان یا معشوقش خشونت به خرج دهید. مردها بیشتر مایلند از مقولات غیر جنسی روابط خود (از قبیل مصاحبت و صمیمیت و ) که بیش از هر چیزی مورد توجه همسرشان است ـ چشم بپوشند و زیاد آنها را جدی نگیرند. اگر میخواهید زندگی زناشوییتان را از مهلکه نجات دهید، باید از همسرتان بپرسید در رابطهای که با او دارید، چه کمبودی حس میکند، گمشدهاش چیست و دقیقاً از دست شما چه کار برمیآید که احساس کند دوستش دارید و قدرش را میدانید.

تفاوت شمارهی چهار:

 زنها دائماً در ذهنشان با موضوع کلنجار میروند و مردها سر خود را به چیز دیگری گرم میکنند.
زنها: «نمیتوانم به معشوقهاش فکر نکنم

مردها: «هیچ خوش ندارم دربارهی رابطهی نامشروع او فکر کنم

از آن جا که برداشت زن از خودش با موفقیت او در صمیمیترین روابطش پیوندی بسیار نزدیک دارد، او بیش از یک مرد به وسواسهای فکری دربارهی رابطهی نامشروع همسرش رو آورده و به احتمال بیشتری بر روی فریبکاری و نیرنگبازی همسرش انگشت میگذارد و در این راه تا سر حد حذف هر موضوع دیگری تا حد نبوغ پیش میرود. در این فرآیند، او از دست دروغهای شوهرش بیشتر عصبانی میشود و برای مدت طولانیتری بدگمان باقی میماند. او با مرور فعالانهی جزئیات رابطهی خیانت بار همسرش، مرتباً روی زخم او میکند و جوّ بیاعتمادی را زنده نگه میدارد.

مردها، بر عکس، به جای نشخوار ذهنی دربارهی خیانت همسرشان، وقت بیشتری را صرف درگیری در فعالیتهای جسمانی می‎‎کنند تا خود را مسلط و ورزیده احساس نمایند. ظاهراً مردها بهتر میتوانند ناراحتی خود را حلاجی کرده و ـ اغلب با اختیار کردن جانشینی برای همسر خیانتکار خود ـ گلیم خود را از آب بیرون بکشند.
آیا این تفاوتهای جنسی واقعاً بر نحوهی واکنش شما در برابر رابطهی غیر مجاز همسرتان تأثیر دارد؟ آیا مثلاً شما مردها میتوانید به اندازهی زنها احساس افسردگی کنید و خود را به باد انتقاد بگیرید؟ یا آیا شما زنها میتوانید مثل مردها مدام ذهنتان را با کارآیی جنسی خود مشغول کنید؟

در پژوهشهای جاری، الگوهای مختص به جنس شناسایی گردیدهاند، اما این بدان معنا نیست که این الگوها کاملاً اختصاصیاند؛ در واقع گاه عکس قضیه صادق است. چه، زنان خیانت دیدهای که خشم خود را با چنگ و دندان به نمایش بگذارند کم نیستند. اوری پید وقتی در دو هزار و اندی سال پیش از این، داستان مدیا را ـ زنی طرد شده که برای انتقامجویی از خیانت شوهرش، خون فرزندان خود و معشوق شوهرش را ریخت ـ قلم میزد، به این موضوع واقف بود. زمان را 2400 سال به جلو بکشید.


به همین نحو، در مورد پاسخ یک مرد خیانت دیده هم خیلی نامعقول و بیمعناست اگر بگوییم هیچ به خیانت همسرش فکر نمیکند و هیچ اقدامی برای بازگرداندن همسرش انجام نمیدهد. هیچ پاسخ منفردی متعلق به یک جنس نیست؛ تفاوتهای جنسی مطرح شده در این قسمت صرفاً به منظور کمک به شما و همسرتان بوده است تا در این لحظات دشوار و غیر قابل تحمل بتوانید دورنمای کاملتری نسبت به رفتارهای یکدیگر داشته باشید. شما چه زن باشید چه مرد، صدمات پیچیده و عمیقی را متحمل شدهاید.

به قول امرسون، موفقیت در این است که بتوانید ضایعهی خیانت همسرتان را از سر بگذرانید و از آن جان سالم به در ببرید. البته تا جایی اقدام تا همین حد کافی است، اما حالا وقت آن است که پا را از این حد فراتر گذاشته شفا پیدا کنید. در شروع این فرآیند، شما همسر زخم خورده، لازم است به خود بقبولانید که پاسخ عاطفی اولیه، یعنی پاسخ افراطی،‌ خود محروم کننده و از روی استیصال شما کاملاً طبیعی و قابل درک بوده است و یا حداقل با توجه به امکانات و همین طور شدت و وسعت لطمهی روحی شما بهترین پاسخی بود که در آن لحظه از دستتان برمیآمد. لازم است برای از دست دادن هویت اصیلتان خود را ببخشید و از درون به بازسازی خود بپردازید. بعلاوه، برای استحکام بخشیدن دوباره به رابطه با همسرتان، لازم است با پاسخ او نسبت به رابطهی نامشروع، بدون توجه به میزان تفاوت آن با پاسخ خودتان، کنار بیایید.

 

اولین قرار ملاقات ؟


در قرن حاضر اکثر دختران و پسران جوان خود همسر آینده شان را بر می گزینند در گذشته این مسئولیت به بزرگان خانواده سپرده می شد و از طریق معرفی دختران و پسران مجرد به یکدیگر صورت می گرفت البته هم اکنون نیز تا حدودی این سنت جای خود را در میان فرهنگ ما حفظ نموده است و با توجه به تعاملات  گسترده دختران و پسران در اجتماع ، دانشگاهها و اجتماعاتی که آنان را بر حسب سلیقه و نوع نگرش دور هم جمع می کند تمایل جوانان برای انتخاب همسر آینده شخصی تر شده و ترجیح می دهند  خود همسرشان را انتخاب نمایند البته گاهی آشنایی های توسط والدین و اقوام برای رسیدن به تفاهم بین دختران و پسران صورت می پذیرد گذاشتن قرارهای اولیه تاثیر بسیار زیادی در جذب و نتیجه نهایی قرارهای ملاقات خواهد داشت . بدیهیست هر کاری اصولی دارد خواه مسائل عاطفی باشد خواه مالی و یا اقتصادی درهر صورت باید پذیرفت رعایت نکاتی ضروری به نظر می‌رسد و بهتر است دختران و پسران این نکات را مد نظر قرار دهند در ذیل مختصری از اموری که در اولین جلسه ملاقات توجه بیشتری را می طلبد  ذکر می گردد :

1-    خوش قول باشید : خوش قولی و سر موعد در محل ملاقات حاضر شدن تاثیر بسزایی در نگرش که طرف خواهد داشت مسلماً  فردی که در اولین قرار ملاقات اش بدقولی کرده و دیرتر از موعد برسد نخواهد توانست در بقیه امور مهم زندگی انسانی خوش قول و قرار باشد .

2-    آراستگی : معنای آراستگی این نخواهد بود که دختران و پسران بسیار بر ظواهر تاکید و یا با شرایط ظاهری خاص خود را نشان دهند بلکه هدف از آراستگی ؛ داشتن پوششی مناسب شان و شخصیت فرد می باشد . بدیهیست نوع پوشش و آرایش هر فرد نشان دهنده شخصیت درونی و ویژگی های روحی و روانی وی می‌باشد . ظاهر هر فرد اولویت فراوانی دارد البته نه بدین معنا که ظاهر سازی کنید آنچه مسلم است شخصی که نتواند امور ظاهری خود را مدیریت نماید درصد کمی احتمال دارد قادر باشد امور مهم تری همچون تشکیل زندگی مشترک را مدیریت نماید . هدف توجه افراطی به ظاهر نیست اما نباید فراموش کرد آراستگی ظاهری هم احترام به خود است هم به طرف مقابل و در ضمن نشان دهنده اخلاقیات و خصلت های فرد.

3-    ارتباط چشمی برقرار کنید : ارتباط چشمی تاثیر شگفت انگیزی در جذب طرف مقابل خواهد داشت هنگام گفتگو با طرف مقابل شایسته است به وی نگاه شود البته باید از نگاههای خیره و مداوم که سبب رنجش طرف مقابل می شود پرهیز کرد .

4-    شنونده خوبی باشید: باید در ابتدا به خوبی سخنان طرف مقابل را گوش داد و مدام میان صحبت هایش وارد  نشد و بهتر است به طرف مقابل اجازه داده شود تمامی آن احساسی که تمایل دارد به شنونده منتقل نماید را بیان نماید بیشتر از این که صحبت کردن گوش دادن به سخنان زن و یا مرد سبب می گردد اطلاعات  با ارزشی از طرف مقابل تان کسب نمایید .

5-    جزئیات را به خاطر بسپارید: دقت نسبت به جزئیات سخنان و رفتارهای طرف مقابل از سوی سبب جذابیت بیشتر و از سوی دیگر اطلاعات بیشتری به فرد می دهد تا بتواند بر اساس اطلاعات خود تصمیمی عاقلانه اتخاذ کند.

6-      نیاز نیست احساس و افکاری که درهمان لحظه داشته اید را بیان کنید : کمی صبر لازم حتی در صورتی که طرف مقابل آن شخصی نیست که به دنبال اش هستید نیاز نیست تک تک ناخواست هایتان را بیان نمایید در هیچ مرحله ای نباید در خصوص ابراز نظر عجله کرد . عجول بودن پشیمانی به دنبال خواهد داشت .

7-    گفتگو کنید نه مصاحبه : متاسفانه بسیاری از دختران و پسران شروع آشنایی شان با سوالاتی همانند : چند سال داری ؟ چند خواهر و برادر هستید ؟ و..... سوالاتی تکراری و خشک آغاز می گردد . هدف از آشنایی به خلق و خو ، درونیات و تمامی ابعاد طرف مقابل است نه بازجویی و یا مصاحبه بهتر است سوالات با درایت پرسیده شود ؟

8-    خودتان باشید : اکثر دختران و پسران جهت جذاب و مورد پسند واقع شدن طرف مقابل گاهی آنقدر به ظواهر اندیشیده و در قالب رفتاری خاصی فرو می روند که فراموش می کنند هدف فقط یک قرار ملاقات و یا دوستی ساده نیست هدف بسی مهم تر بوده و زندگی مشترک را رقم خواهد زد . نیازی نیست هیچ فردی خود را به گونه ای دیگر معرفی نماید . بهتر است هر فرد همان گونه که هست خود را جلوه گر سازد و از فریب طرف مقابل بپرهیزد در نهایت به مرور زمان تمامی آنچه پنهان شده چه از نظر اخلاقی، عاطفی ، اجتماعی و اقتصادی هویدا خواهد گشت .

9-    قلمرو و چارچوب طرف مقابل را حفظ کنید : در اولین قرار ملاقات حفظ کردن چارچوبها از اهمیت ویژه ای برخوردار خواهد بود . مسلماً در جلسه اول دختران و پسران در بروز احساسات حقیقی خود امتناع می‌کنند بهتر است به خواسته طرف مقابل احترام گذاشت و از سریع صمیمی شدن پرهیز نمود این مسئله در نوع نگرش فرد تاثیر فراوانی می گذارد .

10-  زمانبندی کنید : بهتر است مدت زمانی که جهت آشنایی مشخص شده است زمان بندی شود و مکان قرار ملاقات از پیش مشخص گردد البته توجه به علایق طرف مقابل در خصوص مشخص کردن قرار ملاقات از اهمیت ویژه ای برخوردار است .

 

 

ستاره حمیدی

 

کارشناس ارشد روانشناسی


 


 

 

اشتباهات خانمها در رابطه جنسی

وقتی زندگی جنسیتان کمی دچار یکنواختی می‌شود، همیشه فکر متهم کردن همسرتان به ذهنتان خطور می‌کند. مردها معمولاً سعی نمی‌کنند بدن زنان را کشف کنند و ببینند چه چیز شور و شهوت آنها را بالاتر می‌برد، به همین دلیل است که وقتی زندگی جنسی به یکنواختی می‌خورد، آنها متهمان خوبی هستند. و مطمئناً آنها هم در یکنواخت شدن روابط جنسیتان سهم کافی دارند. اما همه تقصیرها هم همیشه گردن آنها نیست. متخصصین روابط جنسی می‌گویند زن‌ها هم به اندازه مردان در روابط جنسی دچار اشتباه می‌شوند. در زیر به شش مورد از متداولترین اشتباهات جنسی خانم‌ها اشاره می‌کنیم که می‌تواند دلیل یکنواخت شدن زندگی جنسی دو طرف باشد.

به نظر دکتر لِپاروت، استاد روانشناسی دانشگاه سیتل پاسیفیک، اینکه نتوانید شروع‌کننده رابطه جنسی باشید خود یکی از بزرگترین اشتباهات زنان است.او می‌گوید، “بیشتر مردها حس می‌کنند که همیشه آنها شروع‌کننده رابطه هستند و این توازن ترازوی شور و شهوت را در رابطه بر هم می زند.” به طور کلی، مردها دوست دارند زنان هم به همان اندازه خودشان برای شروع اقدام کنند. دکتر رات وستایمر، مشاور روان ‌جنسی، استاد دانشگاه نیویورک می‌گوید، “مردها فکر می‌کردند که زن‌ها تمایل کمتری به فعالیت جنسی دارند، اما نمی‌خواهم دیگر این را بگویم. فکر می‌کنم زن‌هایی هستند که به اندازه مردان به فعالیت جنسی علاقه‌مند باشند.”با هرازگاهی شروع کردن رابطه سعی کنید علاقه‌مندی خود را نشان دهید. مطمئن باشید که همسرتان از این پیشقدمی استقبال خواهد کرد و ممکن است به یک سطح رضایت جدید دست پیدا کنید، رضایتی که قبلاً تجربه نکرده بودید.


اشتباه اول: اینکه نگران وضعیت ظاهرتان باشید


فکر کردن به وضعیت ظاهرتان حین رابطه جنسی باعث می‌شود نتوانید خودتان از رابطه لذت ببرید و شانس رسیدن شما به ارگاسم را پایین می‌آورد. دکتر وستایمر می‌گوید، “به چربی‌های روی شکمتان یا آرایش روی صورتتان فکر نکنید. فقط تمرکزتان روی لذت آن لحظه باشد. باید به خودتان اجازه ارگاسم شدن بدهید. مردها دوست دارند که همسرشان خود را در رابطه جنسی رها کند و اگر بخواهید نگران ظاهرتان باشید، این اتفاق نخواهد افتاد.”دکتر هلن فیشر، انسان‌شناس فرهنگی در دانشگاه راجرز اعتقاد دارد که مردها نیمی از چیزهایی که زن‌ها مدام نگران آن هستند را اصلاً نمی‌بینند.


اشتباه دوم: باز هم اینکه نگران وضعیت ظاهرتان باشید.


“اگر شور و هیجان داشته باشید، پرانرژی باشید و به آنها علاقه نشان دهید، تعجب می‌کنید اگر بفهمید مردها به چه چیزهاییتان اصلاً توجه نمی‌کنند.” به نظر دکتر فیشر، کوری اختیاری که مردها به نقص‌های ظاهری زنان نشان می‌دهند، توضیح تکاملی دارد. او می‌گوید، براساس دلایل داروینی، مردها به طور ناخودآگاه دنبال زنانی هستند که بتوانند فرزندانی سالم به دنیا بیاورند. مردهایی که از میلیون‌ها سال پیش زنان بارور را به سمت خود جذب می‌کردند و فرزندان زیادی به دنیا می‌آوردند. بااینکه این مسئله این روزها چندان لازم به نظر نمی‌رسد اما هنوز مکانیزم بقای اولیه وجود دارد.او توصیه می‌کند، “مردها بیشتر جذب زنانی می‌شوند که نشانه‌های سلامت و جوانی و باروری از خود نشان دهند. به جای اینکه نگران شکل کمر و باسن خود باشید، نگران سطح انرژی و شور و هیجانتان باشید و به او علاقه نشان دهید.”


اشتباه سوم: اینکه تصور کنید که رابطه جنسی برای مردان مسئله‌ای اتفاقی است.


دکتر وستایمر باور دارد که همه ما باید عقاید قدیمی مثل اینکه زنان موجوداتی جنس‌گرا نیستند و فقط این مردان هستند که به دنبال سکس هستند را دور بریزیم. او می‌گوید، “برای بعضی از مردان رابطه جنسی مسئله‌ای بسیار مهم است. نباید آن را دست‌کم بگیرید.”دکتر پاروت می‌گوید، تحقیقات این ایده را که هم مردان و هم زنان رضایت از رابطه‌جنسی در یک رابطه متعهد را بیشتر می‌دانند، تایید می‌کند.او می‌گوید، “تحقیقات مختلفی مشخص می‌کند که آنهایی که بیشترین و باکیفیت‌ترین رابطه‌جنسی را دارند زوج‌های ازدواج‌کرده هستند. این مسائل زیادی درمورد عدم کفایت “سکس اتفاقی” مطرح می‌کند.”

در تحقیقی که توسط دکتر فیشر و همکاران او بر روی دانشجویانی که در رابطه جنسی‌ با همسرشان شرکت‌ داشته‌اند انجام گرفت، ارقام و آمار نشان داد که مردان نیز به اندازه زنان درمورد مسئله سکس و روابط جدی فکر می‌کنند. درواقع، بیش از 50 درصد از زنان و 52 درصد از مردان که سکس داشته‌اند گزارش کردند که به امید ایجاد یک رابطه طولانی و بادوام وارد آن رابطه شده‌اند. و یک سوم از آنها به این امید خود دست پیدا کردند. خود از این چه درسی می‌توان گرفت؟ دکتر فیشر می‌گوید، “هیچوقت تصور نکنید که مردها موجوداتی رمانتیک نیستند. دو اشتباه بزرگ در فرهنگ ما این است که تصور می‌شود زن‌ها مثل مردها اهل رابطه جنسی نیستند و مردها مثل زن‌ها رمانتیک نیستند.”


اشتباه چهارم: اینکه فکر کنید مردتان همیشه برای رابطه جنسی آماده است.


شاید این باور درمورد پسرهای نوجوان صدق کند اما برای مردهای واقعی اینطور نیست. فشارهای زندگی روزمره خانواده، کار، مخارج می‌تواند میل و کشش جنسی مردها را پایین بیاورد. این برای خانم‌ها جای تعجب دارد و خیلی وقت‌ها کم بودن میل جنسی مرد باعث می‌شود زن آن را به خود بگیرد.دکتر فیشر درمورد واکنش بسیاری از زنان نسبت به زمانی که همسرشان می‌گوید حال رابطه جنسی ندارد، می‌گوید، “این برای زن‌ها مثل شوک است و آنها آن را باور نمی‌کنند. آنها می‌دانند که خودشان همیشه در حال و هوای سکس نیستند اما بااینحال عاشق همسرشان هستند. اما وقتی می‌فهمند که مردشان نمی‌خواهد آن زمان با آنها رابطه جنسی داشته باشد، فکر می‌کنند که دیگر دوستشان ندارد. این اصلاً درست نیست. آن مرد فقط دوست ندارد در آن لحظه رابطه جنسی داشته باشد. همین.”


اشتباه پنجم: راهنمایی نکردن مرد


دکتر پاروت می‌گوید، حرف زدن خیلی مستقیم درمورد رابطه جنسی، اینکه چه دوست دارید و چه دوست ندارید ممکن است باعث شود احساس راحتی نداشته باشید، حتی با همسری که سال‌ها است با او زندگی می‌کنید. اما تنها راه برای رسیدن به یک رابطه جنسی رضایت‌بخش، همین است.دکتر وستایمر در این زمینه می‌گوید، “زن باید مسئولیت رابطه‌جنسی خود را بپذیرد. هیچ مردی نمی‌تواند بدون اینکه خود زن مسئولیت تجربه جنسی خود را قبول کند او را به ارگاسم برساند. حتی بهترین معشوق‌ها هم نمی‌دانند که زنشان چه دوست دارد.”


خوشبختانه به عقیده دکتر فیشر، مردها خیلی دوست دارند که به همسرشان لذت بدهند.\


دکتر فیشر می‌گوید، “اگر بتوانید به طریقی که میل‌جنسی مردتان را از بین نبرد به او بگویید که چه دوست دارید، مطمئن باشید که از آن استقبال خواهند کرد.”. او به زن‌ها توصیه می‌کند که چیزهایی که دوست ندارند را بین 5 مورد از چیزهایی که دوست دارند بگنجانند و به مردها بگویند. او می‌گوید، “تا دفعه بعد که رابطه جنسی داشته باشید نمی‌فهمید که به حرفهایتان گوش کرده است یا نه. اما مردها گوش می‌دهند مخصوصاً اگر حرف‌هایتان را واضح زده باشید.”


اشتباه ششم: اینکه وقتی چیز تازه‌ای پیشنهاد می‌دهد ناراحت شوید.


بعد از اینکه یک زوج مدتی با هم باشند، طبیعی است که بخواهند با ایجاد کمی تنوع به رابطه‌شان تازگی بدهند. فقط به این دلیل که همسرتان می‌خواهد چیز جدیدی را تجربه کند به این معنی نیست که از زندگی جنسی با شما خسته شده است. خلاصه بگوییم: نباید آن را به خودتان بگیرید! دکتر پاروت می‌‌گوید، بااینحال خیلی مهم است که با منطقه امنتان هماهنگ باشید.”هیچکس نباید در رابطه‌جنسی خودش را مجبور به انجام کاری کند که دوست ندارد. اگر همسرتان از شما بخواهد کاری بکنید که در خصوصیات و باورهایتان نمی‌گنجد، برای او مشخص کنید که آن کار فراتر از محدوده شماست و دلیلش را هم توضیح دهید. البته باید اینکار را به طریقی محبت‌آمیز بکنید. اما اگر مسئله‌ای است که چندان برایتان اخلاق‌گرایانه یا اعتقادی نیست اما باز هم نمی‌خواهید آن را انجام دهید، باز هم دلیلتان را توضیح دهید. سعی کنید واکنش شدید نشان دهید، درعوض، به او بگویید که لازم است مدتی درمورد آن فکر کنید.”

گردآوری: مجله اینترنتی هفته پارسی

یک ماه مرخصی مردان متاهل

عضو شورای اسلامی شهر تهران از تصویب یک ماه مرخصی برای مردانی که زنانشان زایمان می کنند در مجمع مشورتی بانوان شوراهای اسلامی کلانشهرها و مراکز استانهای کشور خبر داد.
معصومه آباد در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار مهر در خرم آباد در سخنانی با بیان اینکه این مصوبه یکی از مصوبات خوب شوراها است، اظهار داشت: این مصوبه در راستای تحکیم بنیان خانواده و نقش پذیری که پدران خانواده باید همراه با تولد فرزند داشته باشند به تصویب این مجمع رسیده است.
وی ادامه داد: حضور مردان در کنار همسرانشان پس از زایمان یک حس مشترک عاطفی و وابستگی و تعلق را به عنوان یک همراه به زن می دهد و این امر می تواند در تحکیم بنیان خانواده موثر باشد.
رئیس مجمع مشورتی بانوان شوراهای اسلامی کلانشهرها و مراکز استانهای کشور با بیان اینکه این مصوبه یک حرکت ارزشمند اجتماعی و فرهنگی از سوی شوراهاست، افزود: به طور قطع تصویب نهایی این مصوبه در مجلس شورای اسلامی مورد استقبال خانم ها و آقایان قرار خواهد گرفت.
آباد با اشاره به ضرورت در نظر گرفتن مرخصی برای مردان کارمندی که همسرانشان زایمان می کنند، ادامه داد: در روزهای اولی که مادر دچار بحران روحی، فکری، محدودیت های حرکتی و افسردگی های بعد از زایمان است نیازمند فردی است که او را مورد حمایت جسمی و عاطفی قرار دهد.
وی یادآور شد: زمان این مرخصی در مجمع مشورتی بانوان شوراهای اسلامی کلانشهرها و مراکز استانهای کشور یکماه در نظر گرفته شده است اما این پیشنهاد برای بررسی نهایی باید به صحن مجلس برود تا مدت زمان آن دقیقا مشخص شود.

تفاوت زن و مرد از نظر روانشناسی

گاهی از وجود تفاوت های فردی بین انسان ها، چه کودکان و چه بزرگسالان، به اندازه خلقت انسان قدمت دارد. زیرا انسان های اولیه زمانی که در غارها یا جنگل ها زندگی می کردند، از متفاوت بودن یکدیگر کاملاً آگاه بودند، بدین صورت که وقتی به هم می رسیدند بلافاصله زور بازوی یکدیگر را تخمین می زدند؛ اگر طرف مقابل را ضعیفتر از خود می یافتند فوراً طعمه اش را از دستش می گرفتند و برعکس، اگر در می یافتند که حریف پنجه پر زورتر از آنها دارد، فوراً از سر راهش کنار می رفتند.

اگر تاریخ را ورق بزنیم در هیچ دوره ای نخواهیم دید که انسان ها خواه به صورت رسمی و خواه به صورت غیر رسمی، اعضاء جامعه خود را گروه بندی نکنند و برای هر گروه ویژگی های خاص قائل نشوند. در ادبیات کهن و واقعاً غنی سرزمین خود نیز می بینیم که مسئله تفاوت های فردی مطرح بوده و از همه کس انتظارات یکسانی نداشته اند.

هر کسی را بهر کاری ساختند میل آن را در دلش انداختند / مولوی

علاوه بر تفاوت های فردی بین انسان ها به طور کلی، و بین زن و مرد نیز به طور اخص تفاوت های بارز چشمگیری از نظر جسمانی و روانی وجود دارد و همین امر توجه متخصصین و صاحب نظران را به خود جلب کرد و نقطه عطفی در باب انجام مطالعات در مورد زن ها و مقایسه آن با مردها شد. مطالعه جنسیت و تفاوت های جنسی همواره مورد توجه و علاقه پژوهشگران بوده است. روان شناسان در بررسی تفاوت های جنسی توجه خویش را به زنان معطوف کردند، اما چون بیشتر این پژوهشگران مرد بودند به طور طبیعی فعالیت های پژوهشی آنان نیز متأثر از جهت گیری های جنسی آنان بود.

در این پژوهش ها دانشمندان بر این باور بودند که عالی ترین قابلیت های ذهنی در قطعه پیشانی مغز است. در پژوهش های آن زمان نیز به این موضوع تأکید می شد که مردان قطعه پیشانی بزرگتری نسبت به زنان دارند. اما چند سال بعد، دانشمندان به این باور رسیدند که عالی ترین قابلیت های ذهنی نه در قطعه پیشانی که در قطعه آهیانه ای مغز است. ناگهان در نهایت شگفتی و برخلاف یافته های پژوهشی پیشین، پژوهشگران پی برده اند که قطعه پیشانی زنان بزرگتر است، همچنین پژوهش ها نشان داد که اندازه قطعه آهیانه مغز زنان نیز بزرگتر است.

دومین جنبه تفاوت های جنسی که مورد توجه پژوهشگران پیشین قرار گرفت، مقیاس هوش بود. آنها معتقد بودند که مردان از نظر بهره وری هوش در دو انتهای بالاتر و پائینتر منحنی زمان قرار دارند، در حالی که تجمع زنان از نظر بهره هوشی، نزدیک به میانگین است. در صورتی که تحقیقات بسیار متعدد و گسترده ای که بعداً انجام شد نشان داد در عملکرد کلی هوش، تفاوتی بین زن و مرد نیست ولی در عملکردهای اختصاصی تفاوت وجود دارد.

تصورات قالبی و کلیشه ای در مورد زنان
باورهای قالبی، همانا ذهنیت های ایستا و ثابتی هستند که پایه های عملی ندارند و مردم به مردان یا زنان نسبت می دهند، به عبارت دیگر مردم پیشاپیش ویژگی های خاصی را به دو جنس نسبت می دهند. امروزه در دانشگاه های برخی کشورها این باور رواج دارد که زنان با مردان از لحاظ روان شناختی و فیزیولوژیکی تفاوت دارند. به علاوه تحقیقات امروزی نشان می دهد که این باورهای قالبی از سال ۱۹۷۲ تاکنون تغییرات محسوسی نداشته است.

اکثریت مردم صفات زیر را از ویژگی های جنس زن می دانند:
محافظه کار و خویشتن دار
دلواپس عواطف و احساسات دیگران
دارای گرایشات دینی عمیق
میل به امنیت خواهی فراوان
تمایل و علاقه شدید به هنر و ادبیات
به سادگی، عواطف لطیف را به زبان آوردن

و خصوصیات زیر را به مردان نسبت می دهند:
بسیار مستقل است.
پرخاشگر و سلطه طلب است.
به سادگی تحت تأثیر قرار نمی گیرد.
عمیقاً شیفته ریاضیات و مقولات علمی.
در برابر بحران ها، خویشتنداری خود را حفظ می کند.
در بسیاری از زمینه ها فعال بوده و تمایلات رقابت جویی عمیقی دارد.
تقریباً بسان یک رهبر عمل می کند.
معتمد به نفس بوده و بسیار جاه طلب است.
عمیقاً به آداب و شیوه های جهان آگاه است.


برخی کلیشه ها نه تنها در قیاس با سایر فرهنگ ها متفاوت است بلکه این موضوع در میان نژادها و طبقات اجتماعی نیز تفاوت دارد. مثلاًً کلیشه هایی سفید پوستان و رنگین پوستان متفاوت هستند. روان شناسانی چون «لاندرین»، با توجه به تحقیقاتی که انجام داده اند به نتایجی نیز دست یافته اند. مثلاً وی زمانی که زنان سفید پوست را با زنان سیاه پوست مقایسه می کرد به کلیشه های چون وابستگی بیشتر، احساساتی بودن بیشتر و هوشمندی بیشتر دست یافت در صورتی که زنان سیاه پوست را خرافاتی و ستیزه جو یافت.

دیدگاه های کلیشه ای راجع به مردان
همانطور که در مورد زنان کلیشه هایی رواج دارد، این مسئله در مورد مردان نیز صدق می کند. ویژگی های ایده آل اجتماعی مردان باید شامل صفاتی چون پرخاشگری، استقلال و خودکفایی، غیر احساسی بودن و اعتماد به نفس باشد.

پژوهش های انجام شده نشان می دهد که چهار عامل اصلی در پایداری باورهای قالبی در مورد مردان نمود آشکار دارند:
۱) مردانگی طلب می کند که هرگونه خصوصیات زنانه از مردان دور باشد.
۲) مردان باید نماد «چرخ بزرگ» باشند. مرد باید کامیاب شود و همگان به دیده احترام به او بنگرند و نان آوری بزرگ باشد.
۳) مرد باید نماد اعتماد به نفس، نیرومندی و خود اتکایی باشد.
۴) مرد باید پرخاشگر و قدرتمند باشد و از ابراز خشونت و جسارت ابایی نداشته باشد.

تغییرات نقش های مردان
القائات گذشته با هنجارهای امروزی مردان متفاوت است. در گذشته مرد ایده آل کسی بود که قدرت پرخاشگری داشته باشد. لیکن امروز این صفت سرزنش می شود، به علاوه در گذشته مرد می بایست در فضای کاری، قاطعیت و خشونت از خود نشان دهد، لیکن امروزه هنر در این است که شخص هر چه بیشتر با همکاران خویش هماهنگ و همسو باشد.

نقش های سنتی مردان توسط جامعه شناسان و انسان شناسان مورد مطالعه قرار گرفته است. امروزه اوضاع دگرگون شده است، زیرا کار کردن در کارخانجات و شرکت ها و موفق شدن، مستلزم ویژگی هایی می باشد که به جای زورمندی محتاج ظرافت و هوشمندی است. مرد امروزی باید به طور مطلوب با همکاران خویش تعامل داشته باشد و با مساعدت آنان به اهداف عالیه خویش برسد. به علاوه مردان امروزی باید خویشتن دار باشند، لیکن باید حساسیت های عاطفی خویش را نیز ابراز نمایند.

مقایسه روان شناسی زن و مرد
گوهر وجودی زن و مرد یکی است، هر دو انسانند و طبیعتاً با یکدیگر شباهت های بسیار دارند، ضمن آنکه در مواردی با یکیگر تفاوت دارند. متأسفانه پژوهش ها و گرایش های علمی بیشتر به تفاوت های زن و مرد، و نه بر شباهت های آنها تکیه دارد. افزون بر آن جنس زن و مرد در پاره ای از ویژگی ها همپوشی های زیادی را نشان می دهند که در این مورد باید به توزیع فراوانی این ویژگی ها در دو جنس توجه کرد و دریافت که میانگین نمره های هر گروه در مقایسه با دیگری در آزمون های مربوطه چه میزانی است.

منبع: عصرایران

<< 1 2 3 >>