X
تبلیغات
رایتل

ستاره حمیدی - روان درمانگر پویشی

زندگی مادرانه یا عاشقانه




زنان و مردان بسیاری زندگیشان را با عشق شروع کرده و به امید روزهای زیبا پیمانی مشترک بسته اند و روز به روز زندگیشان را به ظاهر آرام سپری می کنند گاهی این آرامش پایدار نخواهد بود زنان و مردان بیشماری بطور ناگهانی احساس می کنند همه آنچه که ساخته اند به یکباره فروپاشیده زندگی و عشق شان را از دست داده اند و مدام از خود می پرسند چرا من و گاه عجیب به نظر می رسد چطور ممکن است زن و مردی که به آرامی لحظاتشان را با هم تقسیم می کردند به راحتی همدیگر را رها کنند زنان زیادی هستند که نمی دانند چرا همسرانشان آنان را رها و دلداده زن دیگری شده !  مدام از خود خواهند  پرسید رقیبشان چه برتری داشته و همسرشان وی را جذب نموه و چرا مردشان دلسپرده زن دیگر گشته است . علل بسیاری می تواند منجر به رهای همسر شود شاید یکی از دلایل اش این باشد که برخی زنان آگاهانه یا ناآگاهانه باعث

می شوند همسرشان دلزده شود چگونگی رفتار خانمها با آقایان پنجاه درصد مشکلات را حل و یا بوجود می آورد. خیلی از رفتارهای که برخی زنان از خود نشان می دهند تا زنی دوست داشتنی باشند همان رفتارهایی است که روابط شان را با همسرشان مخدوش می کند. بدیهست هیچ زنی عمداً همسرش را نمی راند بلکه رفتارهای آموخته شده به طرق مختلف یا شاید رفتارهای که از مادرانمان آموخته ایم و آنان نیز از مادرانشان .

برخی زنان را می بینیم که با همسرانشان همانند پسر بچه  ای رفتار و گمان
می کنند مردان نمی توانند از خودشان محافظت کنند با این تصور که هر چه بیشتر به همسرم محبت کنم و کارهای شخصی اش را انجام دهم او نیز مرا بیشتر دوست خواهد داشت این مسئله تا جایی پیش می رود که رفتارشان نشان دهند این است که همسرش صلاحیت لازم را ندارد  و برای چرخاندن زندگی  محتاج زنان هستند هنگامی که با یک مرد همانند کودکان رفتار شود او هم همانند بچه ها واکنش نشان خواهد داد وقتی توقع داریم که یک مرد
 بی صلاحیت باشد او نیز بی صلاحیت باقی می ماند زنان زیادی تمامی کارهای روزانه همسرشان را در ذهن نگه داشته و مدام یادآوری می کنند نباید فراموش کرد که مردها کم حافظه نیستند بهتر است به آنان اجازه داده شود خودشان وظایفشان را در ذهن نگه دارند آنها نیازی به یادآوری مداوم ندارند. . مطمئناً یک مرد به راحتی می تواند جوراب و یا دست کلیدش را پیدا کند  زنانی که مدام به همسرشان تذکر می دهند که بهتر است آرامتر رانندگی کند بهتر است لباس مناسب تری بپوشد و موارد بسیار دیگری  مطمئناً مردان از این بابت تشکر نخواهند کرد بلکه در ذهنشان از همسرشان می خواهند خواست که برخی تصمیم گیری ها را به آنان بسپارند هیچ مردی دوست ندارد با وی همانند بچه ای بی صلاحیت که فراموش کرده وسایل اش را مرتب کرده صحبت کنند و مدام تذکرات متنوع بشنوند.

این جمله را بسیار از زنان شنیده ایم که او نمی تواند به خوبی خرید کند و یا مدام تکرار می کنند که همسرشان به خوبی از عهده نگهداری بچه بر نخواهد آمد و این تصور برایشان بوجود می آید  به دلیل اینکه همسرم نمی تواند خوب خرید کند باید تمامی خریدها و نگهداری بچه را خود به تنهایی انجام دهند حتی برای برنامه ریزی تعطیلات ترجیح می دهند همه برنامه ریزی ها را به تنهایی انجام دهند و برای پیشبرد کارها خودشان تمامی مسئولیت ها را بر عهده گیرند و متعاقب آن هر روز خسته تر و فرسوده تر شوند در نهایت خستگی های مداوم این سوال را برای خود زنان پیش می آورد که چرا همسرشان عهده داری مسئولیتی نمی شود فارغ از اینکه این همان مسیری است که خودمان همسرمان را به آن هدایت کرده ایم

حال سوال اینجاست که چرا برخی زنان نقش مادران را بازی می کنند شاید یکی از دلایل اش این باشد که این روند از مادرانشان الگو برداری شده است زنان از مادران خود آموخته اند که فداکار و فارغ از خود باشند و به طور مستمر مراقب نیازهای دیگران . و شاید دلیل دیگر این باشد که برخی زنان برای بدست آوردن عشق یک مرد سعی در نگهداری و محافظت از شریک زندگیشان می کنند و برخی تصورشان این است زمانی که همسرشان از همه ابعاد به آنها نیازمند باشد دیگر نمی تواند آنان را رها کند ترس از دست دادن عشق و محبت همسرشان تاثیر منفی در نوع واکنش ها یشان خواهد گذاشت فارغ از اینکه زمانی که به هر دلیلی مرد یا زنی از زندگی با شریک خود خسته و دلزده شود دیگر هیچ وابستگی نمی تواند مانع جدای شود شاید به نظر برخی زنان این رفتار در ابتدا امیدوار کننده باشد اما به واقع اثرات مخربی در روابط زن و مرد ایجاد
می کند . در کوتاه مدت همه چیز عالی پیش می رود و زن تمامی خدمات لازم را به همسرش ارائه می کند حتی مسئولیت کوچکترین امور همسر را بر عهده  می گیرد همانند مادری که از فرزندش حمایت می کند ولی مطمئناً همسرتان محبت مادرانه را دریافت نموده است و زمانی به زن دیگری روی آورده که نیاز به محبتی جدای از محبت مادرانه داشته در صورتی که به مرور زمان حس کند همسرش هم محبتی را که بارها تجربه کرده به وی ارائه می دهید به مرور زمان احساساتش نسبت به وی خنثی شده و به چشم شخصی که وظیفه دارد بر امور نظارت داشته باشد می نگرد بالاخره روزی خواهد رسید که وی نسبت به این رفتار همسرش و کمبود روابط عاشقانه طغیان خواهد کرد. طبیعی  است روزی تمامی پسران باید از مادرانشان جدا شوند اگر زنی خواهان اینست نقش مادرانه ایفا نماید پس باید منتظر روزی باشد که پسرش وی را ترک گوید و به دنبال عشق یک همسر بگردد. فراموش نشود که مردان ترجیح میدهند زنان عاشقشان باشند تا مادرشان .

تذکرات مدام و پیگیرهای مستمر امور شخصی مردان در نهایت سبب بوجود آمدن حس بی کفایتی  می شود با ادامه این روند مرد حس می کند که احترام و اعتماد به نفس اش کاهش پیدا کرده است طبیعی است که زمانی که مردی احساس خوبی نسبت به خودش نداشته باشد چگونه می تواند احساس خوشایندی نسبت به همسرش داشته باشد. مردی و حتی زنی که احساس
بی کفایتی و عدم موفقیت کند زندگی را بر خود همسرش سخت خواهد کرد. اینجاست که به مرور زمان عشق میان زن و مرد از بین خواهد رفت و یک رابطه مادر و فرزندی جایگزین خواهد شد مطمئناً یک مرد نمی تواند با مادرش یک رابطه رمانتیک داشته باشد .

راههای زیادی وجود دارد که دیگر برای مردان مادر نبود بهتر است

-  به مردان اجازه داد کارهای شخصی شان را خودشان انجام دهند حتی اگر مردانی هستند که به کندی به امور رسیدگی می کنند، آنان توانایی های زیادی دارند . مسلماً مردان خودشان بهتر می دانند چه زمانی احساس سرما کرده و نیاز به ژاکت دارند .

- مطمئناً برای ما هم خوشایند نیست در نظر دیگران بی کفایت جلوه کنیم لازم است با مردان همانند مردی با لیاقت و قابل اعتماد رفتار شود مردی که به تنهایی می تواند فراتر از امور روزمره اش را برنامه ریزی کند .

- عادت یادآوری مدام برنامه های روزانه مردان بهتر است فراموش شود .

- دیگر زمان آن رسیده با شریک زندگی همانند معشوقه صحبت نمود و نحوه گفتار مادرانه پایان یابد

- نیازی نیست که مسئولیت کارهای مردان را به عهده گرفت و مدام حمایتشان کرد آنان به اندازه کافی توانایی حمایت از خود و خانواده شان را دارند . لازم به نظر می رسد مسئولیت ها بین زوجین تقسیم شود درست است که تغییر روند قدیمی سخت به نظر خواهد رسید و گهگاهی مشکل ساز می شود ولی باید مطمئن بود بعد ازمدتی زوجین خواهند پذیرفت که در جایگاه خود قرار گیرند. برای از بین بردن چرخه نادرست مادر فرزندی می بایست ثابت قدم بود.

زمانی که زن و مرد در جایگاه خود قرار گیرند احساس خوشایندتری نسبت به خود خواهند داشت .


   ستاره حمیدیکارشناس ارشد روانشناسی

 

افزایش جدایی به جای طلاق در میان زوجهای ایرانی





نسرین تهرانی، رئیس مرکز سلامت خانواده و جمعیت وزارت بهداشت ایران می گوید که برخی از زوج‌های جوان این کشور، ترجیح می دهند به جای طلاق گرفتن، از هم جدا زندگی کنند.


به گزارش فارس: در حال حاضر، در میان افراد تحصیل کرده جدایی بیشتر از طلاق دیده می شود و این افراد زندگی خود را به این گونه اداره می کنند که فقط ظاهر را حفظ می کنند ولی هر کس برای خود زندگی می کند.

به گفته این مقام وزارت بهداشت ایران، هزینه های جدایی و آسیب هایی که از این طریق به خانواده و کودکان وارد می شود، در مواردی حتی بدتر از جاری شدن طلاق میان زوجین است.

تهرانی، نگاه اخلاقی و سنتی نسبت به مساله طلاق و نبود حمایت های اجتماعی و اقتصادی از زنان و مردان طلاق گرفته را، علت روی آوردن زوج های جوان به جدا زندگی کردن ارزیابی کرده و گفته است که این پدیده بیشتر در میان زوج های تحصیلکرده ایرانی رواج یافته است.

شیفتگی های دوران نامزدی


با مشکلات پیش پا افتاده زندگی را به کام خود تلخ نکنید





هر شروعی، با یکسری مشکلات همراه است. مشکلاتی که شاید با داشتن

اندکی آگاهی، به راحتی بر طرف شود.

همان‏طور که برای شروع هر کاری به دنبال بهترین اطلاعات می‏گردیم، چه بهتر که برای شروع یک زندگی جدید نیز با آگاهی اقدام کنیم. گاه زوج‏های جوان آنقدر شیفته همدیگر می‏شوند که مسائل زیادی از دیدشان پنهان می‏ماند و تمام شور و شوقشان صرف‏ اندیشیدن به مراحل مختلف ازدواج، از خواستگاری و نامزدی تا برگزاری مراسم ازدواج و شروع زندگی مشترک می‏شود و تمام دغد‏غه‏شان را نحوه برگزاری مراسم و مسائل حاشیه‏ای آن تشکیل می‏دهد.

در حالی که تمام دخترها و پسرهای جوان، بعد از یک انتخاب درست نیاز به اطلاعاتی برای حفظ و نگهداری زندگی مشترک دارند، عده‏ای از جوانان بعد از یافتن همسر مناسب خود احساس می‏کنند که به خواسته خویش رسیده‏اند و دیگر باید به رویاهای مشترکشان بپردازند. فارغ از اینکه رسیدن به رویاها یا اهداف مشترک، نیازمند همراهی و همراهی نیازمند خصوصیات اخلاقی خاص و تفکری سازگارانه است. متاسفانه بسیاری از مسائل ساده و پیش پا افتاده موجب می‏شود تا روزهای خوش اوایل زندگی مشترک رنگ دیگری بگیرد و اشتباهات به ظاهر ساده دنیای شیرین عروس و داماد جوان را تلخ کند. این مقاله، به تشریح بعضی از آن مسائل اختصاص دارد.


همان‏طور که برای شروع هر کاری به دنبال بهترین اطلاعات می‏گردیم، چه بهتر که برای شروع یک زندگی جدید نیز با آگاهی اقدام کنیم


- فکر نکردن  به فردای ازدواج



شیفتگی دوران نامزدی و مراسم حاشیه‏ای اغلب مانعی می‏شود در برابر اینکه فرد با خود بیندیشد که تمام زندگی مشترک، فقط همان مراسم خوشایند نیست و باید به تعداد روزها و ساعت‏های باقی مانده عمرش در کنار همسر خود بماند. به اعتقاد روانشناسان باید در زمان حال زیست. اما سطحی نگریستن به این جمله عواقب ناخوشایندی در پی دارد. زیرا زیستن در زمان حال، همراه با آینده‏نگری و دوراندیشی عاملی است که موجب استحکام روابط می‏شود و ضمن آنکه باید از دوران شیرین اوایل زندگی مشترک لذت برد، لازم است خود را برای تمام اتفاقات خوشایند و ناخوشایند آینده هم آماده کرد.


- تغییر دادن رفتارها



بسیاری از زوج‏های جوان، در شروع زندگی مشترک تصمیم می‏گیرند برخی رفتارها و خلقیات طرف مقابل را تغییر داده و وی را آن‏گونه که می‏پسندند تربیت کنند. در حالی که به این دلیل با همسر خود ازدواج کرده‏اند که عاشقش بوده و او را آن‏گونه که هست، دیده و پسندیده‏اند.



باید پذیرفت که همسر ما، کودکمان نیست که بخواهیم او را به دلخواه خود تربیت کرده و رفتارهایش را تغییر دهیم. به عقیده روانشناسان افراد بالغ در صورتی تغییر خواهند کرد که خود بخواهند و دیگران به هیچ روشی نمی‏توانند آنان را تغییر دهند مطمئن باشید تلاش برای تغییر شریک زندگی فقط موجب جریحه‏دار شدن احساسات می‏شود و نتیجه‏ای جز بر هم خوردگی و آسیب‏ روابط نخواهد داشت.


- روابط نادرست با خانواده همسر



برقراری ارتباط نادرست با خانواده همسر، از جمله مسایلی است که موجب سرد شدن زوجین نسبت به یکدیگر می‏شود. همان‏طور که همه‏مان علاقه‏مندیم همسرمان به خانواده ما احترام بگذارد، لازم است به خواسته وی و خانواده‏اش نیز احترام بگذاریم. تنش بین یکی از زوجین و خانواده طرف مقابل وی، به تنها کسی که آسیب‏ می‏رساند همسر او است و در وی این احساس را به وجود می‏آورد که بین همسر خود و خانواده‏اش گیر افتاده است.

بعضی جوانان تصور می‏کنند هدف نهایی از ازدواج، فقط یافتن شریکی برای زندگی است و بعد از اینکه به هدفشان رسیدند، می‏توانند در کمال آسایش و آرامش کنار وی زندگی کنند غافل از اینکه نگهداری عشق و محبت شریک زندگی بسیار سخت‏تر از یافتن وی است


- رفع اختلاف نظرها



بدیهی است نحوه برقراری ارتباط با همسر رکن مهمی از زندگی است آرامش در حل مشکلات و اختلاف نظرهای اولیه می‏تواند کمک بزرگی کند. گاه طرفین برای اثبات حقانیت و درستی گفتار خود از راه‏هایی همچون پرخاشگری، فریاد زدن یا قهر کردن و... استفاده می‏کنند و به این ترتیب، با دست خود بر پیکره زندگی مشترکشان آسیب می‏زنند. کنترل بر رفتار می‏تواند بسیاری از مشکلات را حل کند. برای حل اختلاف نظرها راه‏های زیادی وجود دارد که می‏توان با سود جستن از آنها زندگی آرام‏تری را سپری کرد. گاهی نشان دادن واکنش‏های افراطی نسبت به رفتارهای شریک زندگی می‏تواند تمامی خوشی‏ها را نابود کند. باید پذیرفت که تمام انسان‏ها خصوصیات مثبت و منفی دارند و هیچ‏یک از افراد، انسان کامل نیست به عنوان مثال تمام زوج‏ها بر سر مسائلی نظیر قرار دادن لیوان بر روی میز و پخش و پلا بودن جوراب‏های کثیف در خانه، که به ظاهر مسائل ساده‏ای است، با همدیگر اختلاف نظر دارند، که بهتر است اختلاف نظرها در خصوص موارد مهم‏تری باشد و با کمی درایت مسائل پیش‏پا افتاده را یا به حال خود رها کنند یا برای از میان برداشتن آنها چاره‏ای بیندیشند.


- در نظر گرفتن مشکلات احتمالی



طبیعی است که هیچ‏کدام از ما دوست نداریم درباره مسائل منفی و اتفاقات ناخوشایند بحث کنیم. مواردی همچون مشکلات مالی، یا اندیشیدن در مورد موضوع فرزند دار نشدن یا رویارویی با اتفاقات پیش‏بینی نشده. اما باید بپذیریم که وقتی متاهل شده‏ایم، چاره‏ای به جز مذاکره درباره این موضوعات نداریم. همان طور که در مورد خوشی‏های بعداز ازدواج می‏اندیشیم و درباره آرزوهای بلند و خوشایند خود صحبت می‏کنیم و تصمیم می‏گیریم، عاقلانه به نظر می‏رسد امور ناخوشایند نیز در نظر گرفته شود. پذیرش این مسئله که زندگی فقط انباشته از خوشی نیست، باید توانایی پذیرش مشکلات را هم داشته باشیم.


- حسادت



حسادت از جمله مواردی است که در شروع یک زندگی گریبانگیر بعضی زوج‏ها می‏شود و زمانی که زن یا مردی در رابطه‏های حاشیه‏ای افراد با همسرش حسادت می‏ورزد، در واقع به او توهین می‏کند و در وی این احساس را برمی‏انگیزد که به وی اعتماد ندارد و طبیعی است که بدون اعتماد داشتن به همسر، زندگی زناشویی فاقد ‏جاذبه‏های لازم می‏شود.


- روابط دوران مجردی



گاهی عده‏ای از زوج‏های جوان را، در حالی که هنوز چند ماهی بیشتر از شروع زندگی مشترکشان نگذشته در مراکز مشاوره و بدتر از آن راهروهای دادگاه می‏بینیم، که رفتارشان غیرطبیعی جلوه می‏کند. آنها افرادی هستند که در زمانی ازدواج کرده‏اند که هنوز به اندازه کافی بزرگ نشده‏اند. البته بزرگتر شدن به معنای رسیدن به بلوغ فکری و یافتن قدرت تمیز و تشخیص، نه رشد جسمانی؛ و گاهی فراموش می‏کنند روزهای رفتن به میهمانی شبانه با دوستان و تفریحات دوران مجردی به پایان رسیده است. البته، این نکته به معنای آن نیست که باید به کلی دوستان دوران تجرد را رها کرد، زیرا همه ما نیازمند روابط مثبت با دوستان و آشنایان خود هستیم، اما تشخیص اینکه با چه کسانی مراوده داشته باشیم و چه زمانی را به دوستان خود اختصاص بدهیم در زندگی مشترک نقش بسزایی دارد.


- محافظت از عشق



بعضی جوانان تصور می‏کنند هدف نهایی از ازدواج، فقط یافتن شریکی برای زندگی است و بعد از اینکه به هدفشان رسیدند، می‏توانند در کمال آسایش و آرامش کنار وی زندگی کنند غافل از اینکه نگهداری عشق و محبت شریک زندگی بسیار سخت‏تر از یافتن وی است. درست است که زوج‏‏ها وقتی ازدواج می‏کنند که به یکدیگر علاقه‏مند باشند، اما تضمینی وجود ندارد که بتوانند همیشه همدیگر را دوست بدارند. پا برجا ماندن عشق وابسته به نوع کنش و واکنش‏های طرفین است. باید از عشق مراقبت کرد تا رشد پیدا کند. برای رسیدن به هر هدفی نیازمند وسایل و زمان هستیم، پس چه بهتر که برای پایدار ماندن عشق زمان بیشتری برای در کنار هم بودن بگذرانیم و از هر امکاناتی که در دسترس داریم برای ارتقای روابط بهره ببریم.

شاید داشتن اهداف و آرزوهای مشترک و بیان اینکه چه مسائلی در زندگی برای طرفین مهم بوده و چه مواردی جزء اهداف حاشیه‏ای است، تا حدودی بتواند در داشتن زندگی آرام و به دور از تنش به زوج‏های جوان کمک کند.

 

ماهنامه خانواده- ستاره حمیدی

آشنایی با شایع‌ترین علل افت روابط زناشویی در طول زندگی مشترک




آیا برای شما و همسرتان اتفاق افتاده که در طول زندگی مشترکتان دچار کاهش میل جنسی شوید؟ در چنین شرایطی چگونه مشکل را حل می‌کنید؟ اصلا فکر می‌کنید بین کاهش میل جنسی و افزایش سال‌های زندگی مشترک رابطه‌ای وجود دارد یا اینکه باید دنبال علت دیگری بگردید؟


بسیاری از متخصصان بر این باورند با طولانی‌ترشدن رابطه، تعدد روابط جنسی زن و شوهر به نسبت اوایل ازدواج کمتر می‌شود اما این موضوع کاملا طبیعی است و به منزله کاهش میل جنسی افراد نیست و می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. در این مطلب، شما را با مهم‌ترین دلایل کاهش میل جنسی در خانم‌ها و آقایان آشنا می‌کنم.


1.استرس


شاید شما از جمله افرادی باشید که حتی در شرایط استرس‌زا قادر به انجام فعالیت‌های روزمره خود باشید اما فراموش نکنید که میل جنسی و فعالیت جنسی?تان از این قاعده مستنثاست. درواقع باید گفت مشکلات و فشارهای ناشی از کار، مشکلات اقتصادی، درگیری‌های فکری و سایر موارد استرس‌زا می‌تواند باعث کاهش میل جنسی شود. برای کنترل استرس خود لازم است تکنیک‌های مدیریت استرس را بیاموزید و در شرایط استرس‌زا دور روابط جنسی را خط بکشید.


2.خستگی و کمبود خواب
خستگی جسمی و روحی می‌تواند انرژی شما را به صفر برساند و تمایلات جنسی را کاهش دهد. اگر احساس می‌کنید هم از نظر جسمی و هم روحی بسیار خسته‌اید و تمایلی به برقراری رابطه ندارید کمی به خود فرصت دهید تا آرامش‌تان را بازیابید و مطمئن باشید اگر در چنین شرایطی رابطه جنسی برقرار کنید هیچ لذتی برای شما نخواهد داشت. البته نقش کمبود خواب را نیز نمی‌توان نادیده گرفت چرا که کمبود خواب باعث بروز خستگی می‌شود و خستگی کاهش میل جنسی را به دنبال دارد. در این بین زود برخاستن از خواب یا دیر رفتن به بستر هر دو می‌تواند مشکل‌زا باشد. بنابراین ساعت خواب خود را با همسرتان هماهنگ کنید و در طول شب به میزان کافی بخوابید.


3.کاهش صمیمیت


باید به خاطر داشته باشید رابطه جنسی بدون صمیمیت باعث کاهش میل جنسی می‌شود و درواقع صمیمیت تاثیر بسزایی در جلا بخشیدن به این فعالیت دارد. اگر احساس می‌کنید که صمیمیت و ارتباط عاطفی شما رو به افول است، بهتر است کمی زمان صرف کنید تا نزدیکی عاطفی بیشتری احساس کنید. بهتر است یاد بگیرید که چگونه می‌توان بدون داشتن مقاربت، صمیمیت خود را ابراز کرد. در چنین شرایطی گفت‌وگو، قرار گرفتن در آغوش یکدیگر و نوازش می‌تواند موثر باشد. از طرفی بروز مشکلات و اختلافات در زندگی مشترک نیز می‌تواند باعث کاهش میل جنسی بعد از ازدواج شود. در مورد زنان به‌خصوص، صمیمیت عاطفی یکی از اساسی‌ترین عوامل موثر در میل جنسی است. جدل‌ها و جر‌و‌بحث‌های مداوم، ارتباطات ضعیف عاطفی و خیانت در وفاداری از جمله موانع موثر در ایجاد صمیمیت است و می‌تواند میل جنسی را به شدت تحت‌تاثیر قرار دهد.



4.روزمرگی زندگی مشترک


اگر سال‌هاست که از ازدواج‌تان می‌گذرد، مسلما تاکنون بحران‌های زیادی را تجربه کرده‌اید و از آن سربلند بیرون آمده‌اید. به عبارتی وقتی شما مدت نسبتا زیادی با همسرتان زندگی کرده باشید، چون به او اطمینان دارید، تمایلات جنسی‌تان به تدریج آرام‌تر می‌شود. این مساله‌ای خاص نیست و درواقع شما پس از مدتی به شکلی از زندگی که دارید عادت می‌کنید. برای رها شدن از این مشکل کافی است کمی در زندگی‌تان تغییر ایجاد کنید و مطمئن باشید با تغییر عادات، تمایلات جنسی شما بیشتر می‌شود.



5.بچه‌دار شدن


بسیاری از خانم‌ها تا مدت‌ها بعد از زایمان چه به دلیل مسائل هورمونی و چه به دلیل مشکلات جسمانی دچار کاهش میل جنسی می‌شوند که این موضوع گذراست و با گذشت زمان برطرف می‌شود و حتی این باور غلط وجود دارد که پدر یا مادر شدن باعث کاهش میل جنسی می‌شود اما اصلا این‌طور نیست بلکه بچه‌دار شدن تنها زمان شما را محدود خواهد کرد و ارتباط صمیمی شما را تا حدودی تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. بد نیست گاهی از اعضای نزدیک خانواده کمک بگیرید و مراقبت از فرزندتان را به او واگذار و زمانی را برای احیای رابطه زناشویی خود صرف کنید. یکی از مهم‌ترین راهکارها هم این است که زمانی که کودکتان خواب است با همسرتان رابطه جنسی برقرار کنید.



6.داروهای کاهنده میل جنسی


بسیاری از داروها از جمله داروهای ضدافسردگی، داروهای فشارخون، آنتی‌هیستامین‌ها، قرص‌های ضدبارداری، شیمی‌درمانی و... در کاهش میل جنسی افراد موثرند. بنابراین اگر داروی خاصی مصرف می‌کنید و دچار کاهش میل جنسی شده‌اید حتما این موضوع را بدون هیچ خجالتی با پزشک معالج خود در میان بگذارید چرا که میل جنسی یکی از نیازهای طبیعی بشر است.

7.چاقی


کاهش میل جنسی در وضعیتی که از شکل بدن خود چندان رضایت ندارید و اعتماد‌به‌نفس شما را تحت‌تاثیر قرار داده، امری طبیعی اما نه چندان مهم محسوب می‌شود. به عنوان نمونه شرمندگی به خاطر احساس اضافه وزن. اگر متوجه این مساله و ناراحتی از طرف همسر خود شدید بد نیست که به او اعتماد‌به‌نفس دهید و این احساس ناخوشایند را از بین ببرید و به او کمک کنید تا برای رسیدن به اعتماد‌به‌نفس در طول زمان از شر اضافه وزن خود خلاص شود.



8.اختلال نعوظ


این مشکل از جمله اختلالات جنسی شایع در مردان است که به خودی خود میل جنسی را کاهش می‌دهد اما فردی که دچار این مشکل است به دلیل نگرانی در مورد توانایی انجام فعالیت جنسی خود به خود دچار کاهش میل جنسی می‌شود. اگر دچار چنین مشکلی هستید باید به یک متخصص بیماری‌ ادراری مراجعه کنید و مطمئن باشید مشکل شما به راحتی قابل درمان است.



9.کاهش سطح تستوسترون


حتما می‌دانید که هورمون تستوسترون باعث افزایش میل جنسی می‌شود. به موازات افزایش سن در مردان مقدار این هورمون به طور ملایم کاهش می‌یابد. گفتنی است این هورمون مردانه در زنان نیز وجود دارد و میل جنسی آنها را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد اما تعادل هورمونی زنان نسبت به مردان سازوکار بسیار پیچیده‌تری دارد و فاکتورهای زیادی در این زمینه نقش بازی می‌کنند. اگر دلیل موجهی برای کاهش میل جنسی خود ندارید، می‌توانید به یک متخصص مراجعه کنید تا از نظر هورمونی مورد بررسی قرار بگیرید.



10.یائسگی


بسیاری از خانم‌ها به موازات رسیدن به سن یائسگی و کاهش میزان هورمون‌های جنسی دچار کاهش میل جنسی می‌شوند و در واقع علائم یائسگی از جمله خشکی واژن و درد حین مقاربت نیز آمیزش را دچار اشکال می‌کند. اما این تنها بخشی از علت است. زنان به موازات افزایش سن کمی اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهند و تصور می‌کنند که جذابیت لازم را در این رابطه از دست داده‌اند و همین احساس می‌تواند باعث بروز مشکل شود.



11.سیگار و الکل


بررسی‌ها نشان داده که سیگار کشیدن و مصرف الکل می‌تواند باعث بروز مشکلات جنسی شود. درواقع مصرف الکل روی خلق‌و‌خو تاثیر می‌گذارد و کاهش میل جنسی را به دنبال دارد و با سیگار کشیدن، نیکوتین در عروق رسوب می‌کند و تنگ شدن عروق نعوظ را به تاخیر می‌اندازد.



12.بیماری‌های جنسی


هر چند کاهش میل جنسی در افراد عمدتا ناشی از دلایل روانی است اما نمی‌توان این نکته را نادیده گرفت که گروهی از بیماری‌های جنسی می‌توانند در کاهش میل جنسی تاثیرگذار باشند و مراجعه به پزشک متخصص و گذراندن طول دوره درمان چه در خانم‌ها و چه در آقایان بهترین راه‌حل خواهد بود.



دکتر طاهره افتخار


متخصص زنان و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران

گفت‌وگوهای پیش از ازدواج

دلیل اول آن است که تا زمانی که دو نفر زیر یک سقف نروند و زندگی مشترکشان را شروع نکنند، کمتر ممکن است حرف‌هایی از این دست پیش بیاید و دلیل دیگر آن‌که اگر هم پیش بیاید، رودربایستی‌ها و ملاحظات باعث می‌شود، طرفین حرف خود را فروبخورند.
پس اگر دختر و پسر در دوران آشنایی پیش از ازدواج در چنین مواردی حرفی پیش بکشند و بدون خودسانسوری و واقع‌بینانه نظر خود را بگویند و نظر طرف مقابل را بشنوند، می‌توانند دوران زناشویی بهتری را برای خود متصور باشند.

دقت کنید که هیچ‌یک از محورهای پیشنهادی گفت‌وگو که در ادامه می‌خوانید، برای ارزش‌گذاری رفتار شما یا طرف مقابلتان نیست؛ هدف، تنها روشن شدن تفاوت‌ها است. تفاوت‌هایی که اغلب یکی از این سه حالت را دارند: مفید و مکمل هم، قابل اغماض و مدیریت، غیرقابل اغماض و مدیریت‌.
  
محور اول : محاسن خانواده‌ها

هر یک از طرفین، ابتدا از نظر خود، محاسن خانواده‌ای را که در آن بزرگ شده‌ است، برشمرده و سپس به طرف مقابل فرصت دهد تا بگوید آیا او هم مواردی را که به‌عنوان ارزش‌ها و محاسن خانواده‌ی همسر آینده‌اش شنیده است، «ارزش» و «حُسن» می‌داند؟
نکته: ممکن است رفتاری که شما همیشه به‌عنوان یکی از خوبی‌های خانواده و اقوام خود می‌پنداشته‌اید، در نظر همسر آینده‌تان، یک رفتار ناپسند یا مشکل‌ساز تلقی شود.

محور دوم : معایب خانواده‌ها


هریک از طرفین، ابتدا باید بر اساس معیارهای عرفی جامعه، معایب خانواده‌ای را که در آن بزرگ شده است، برشمرده و بگوید که آیا این معایب در زندگی شخصی و مشترک با همسر آینده‌اش مشکل‌ساز خواهد بود یا نه؟ (اگر مشکل‌ساز خواهد بود، تا چه اندازه؟)
همچنین صادقانه بگوید که افکار و رفتار خودش نیز تحت تأثیر این خلقیات غلط خانوادگی هست یا نه؟ (اگر تحت تأثیر است، تا چه اندازه؟)
سپس طرف مقابل بدون تعارف و رودربایستی باید بگوید که آیا می‌تواند با چنین روحیاتی کنار بیاید یا نه؟


محور سوم : زمان بچه‌دار شدن


هریک از طرفین باید نظر خود را درباره‌ی زمان بچه‌دار شدن بگوید.

ممکن است شما معتقد باشید بلافاصله پس از ازدواج باید بچه‌دار شد. این عقیده تنها مختص به کسانی که دیر ازدواج می‌کنند و نگران فاصله‌ی سنی خود و فرزندشان هستند نیست، بل‌که کسانی هم هستند که معتقدند با زود آمدن بچه، زن و شوهر بیشتر وابسته‌ی هم می‌شوند و رفتارهای کودکانه‌ی خود را  زودتر کنار می‌گذارند.
در این میان عده‌ای هم معتقدند همین‌طور که زندگی سر و سامان می‌گیرد، بچه‌ی زودآمده هم از آب و گل در می‌آید و همه‌ی دردسرهای اول زندگی با هم تمام می‌شود.
اما شاید طرف مقابل شما از آن‌هایی باشد که معتقدند چند سال اول زندگی را باید در غیاب بچه خوش بود و گشت و گذار کرد یا از آن‌هایی که عقیده دارند تا رفاه کامل برقرار نشود، نباید بچه‌دار شد. پس در این موارد به صراحت صحبت کنید.
 
محور چهارم : تعداد بچه‌ها  
 
هریک از طرفین باید نظر خود را درباره‌ی تعداد بچه‌ها بگوید.
ممکن است شما معتقد به تک‌فرزندی باشید و معتقد باشید یک ده آباد بهتر از صد شهر خراب است و یا اصلا حوصله‌ی بیش از یک بچه را نداشته باشید.
شاید هم برعکس؛ عقیده داشته باشید که بچه‌ی یکی‌یک‌ دانه، خل و دیوانه می‌شود و بچه باید هم‌بازی داشته باشد و یا بیش از یکی باشد تا در سنین بالاتر تنهایی شما را بیش‌تر پر کند.
حالت دیگر این است که شما معتقد به جوری جنس باشید؛ یعنی بگویید بچه‌دار شدن را باید حتی‌الامکان تا وقتی هم که فرزند پسر داشت و هم فرزند دختر ادامه داد.
پس عقیده‌ی ‌خود را ـ هرچه که هست ـ در این مورد پنهان نکنید.
 
محور پنجم :تربیت بچه ها
هریک از طرفین باید نظر خود را درباره‌ی نحوه‌ی تربیت بچه‌ها بگویند.
ممکن است شما معتقد باشید که هنوز هم روش‌های سنتی تربیت و سخت‌گیری به بچه از همان سنین طفولیت، مطمئن‌ترین راه برای حفظ او در مسیر صحیح رشد فکری است.
شاید هم معتقد به روش‌های نوین تربیتی باشید و یادگیری روش درست تربیت بچه را مستلزم مطالعه‌ی کتاب‌های روان‌شناسی تربیت بدانید.
کسانی هم هستند که می‌گویند باید کتاب‌های تربیتی را خواند اما این روش‌ها را با در نظر گرفتن واقعیات و شرایط فرهنگی جامعه به‌کار بست.
در هرحال فراموش نکنید که در بحث تربیت، جدال سخت‌گیران و آسان‌گیران و نیز نبرد سنت و مدرنیزم یکی از زمینه‌های بروز اختلاف است.

 محور ششم : دایره‌ی همدلی و پایبندی
همدلی و پایبندی برای هرکس تعریف خاص خود را دارد.
ممکن است شما نوع برخورد یا نوع پوشش همسرتان در محافل خانوادگی یا عمومی را نشان‌دهنده‌ی میزان پایبندی او به زندگی مشترکتان بدانید.
یا ممکن است شما به همسرتان اعتماد کامل داشته باشید، اما باز هم به‌خاطر ناپسند شمردن رفتارهای برخی اشخاص دیگر ـ اعم از مرد و زن و فامیل و غیرفامیل ـ متوقع همدلی و همکاری او در محدود کردن ارتباطات‌ خود با آن‌ها باشید.
این هم ممکن است که شما نگران گذشته‌ی نامزدتان باشید.‌
اما درهرحال دو چیز را از یاد مبرید:
اول این‌که؛ هرگز نمی‌توانید متوقع قطع ارتباط همسرتان با والدینش باشید.
دوم این‌که؛ از ماجراهای گذشته‌ی خود، آن‌چه را که ممکن است در آینده برای زندگی مشترکتان مشکل‌ساز شود، ناگفته نگذارید و متقابلا به نامزدتان نیز این را یادآور شوید، اما در گذشته‌ی یکدیگر بیش از این جست‌وجو نکنید. 
 
محور هفم : خرج کردن
از نظر شما چه هزینه‌هایی خرج لازم و چه هزینه‌هایی خرج زائد هستند؟
ممکن است کاری که شما به حساب صرفه‌جویی خود می‌گذارید، همسر آینده‌ی شما به پای خساست شما بگذارد.
در اطراف خود، چه کسی را ولخرج، چه کسی را خسیس و چه کسی را مدبر می‌دانید؟ نمونه‌هایی از ولخرجی، خساست و تدبیر آن‌ها را مثال بزنید.
مثلا ممکن است شما هدایا و کادوهای متقابل مناسبتی را باعث افزایش محبت بین اعضای خانواده یا اقوام بدانید و ممکن است آن را نوعی ولخرجی و عرصه‌ای برای بروز چشم و هم‌چشمی‌ها تلقی کنید.
شاید هم نفس عمل را ستایش کنید اما معتقد باشید که باید در هر مورد، فراخور حال عمل کرد.
یا ممکن است صرف ناهار و شام را در بیرون از منزل، یک تفریح خوب یا یک ولخرجی بی‌مورد به حساب آورید.
نظرتان در مورد خرج کردن برای سرگرمی‌هایی مثل مسافرت، شهربازی، سینما، تآتر، گالری‌های هنری و کنسرت‌های موسیقی یا میهمانی دادن چیست؟

محور هشتم : پیشرفت مالی

آیا شما فکر می‌کنید که طی هر یک‌ سال باید پیشرفت‌های مهمی در زندگی‌تان محقق شود یا در عرض کمتر از یک ‌سال؟
آیا شما فقط خودتان را به عنوان مدیر برنامه‌های کاری و مالی خود قبول دارید یا همسرتان را نیز به ‌عنوان کسی که از مسائل کاری و مالی شما خبر دارد، مشاور و حتی مدیر خوبی برای برنامه‌های‌تان می‌دانید؟
به عنوان مثال؛ آیا شما فکر می‌کنید فعلا بیش از این نمی‌توان برای تغییر شرایط مالی و ارتقای وضعیت شغلی کاری کرد یا معتقدید که دو فکر بهتر از یک فکر جواب می‌دهد و همفکری با همسرتان در این مورد، می‌تواند منشاء تحول باشد؟
آیا شما معتقدید که زن نیز باید در این مسیر با شوهر خود همراه شود و بیرون از خانه شغلی داشته باشد؟
نهایت پیشرفت برای شما چیست؟ تصاحب یک خانه‌ی مناسب و یک اتومبیل؟ تصاحب یک خانه مجلل در بالای شهر و یک اتومبیل مدل‌بالا و یک ویلا در منطقه‌ای خوش‌ آب و هوا؟ یا...؟

 محور نهم : اوقات فراغت و امور منزل


به نظر شما ایام تعطیل و اوقات فراغت برای چه کاری است؟

امور منزل و کارهای عقب‌افتاده؟ استراحت؟ تفریح؟ مطالعه؟ اهمیت هرکدام از این موارد برای شما چه‌قدر است؟ بیشتر اهل کدام‌یک از این کارها هستید؟
آیا حاضرید وقتی که نیاز به استراحت ندارید، بدون دلخوری از سر رفتن حوصله‌تان، فرصت استراحت به همسرتان بدهید؟
به نظر شما همکاری شوهر در انجام امور منزل ـ جمع ‌و جور، رُفت ‌و روب، شست ‌و شو، آشپزی، خرید مایحتاج روزانه، امور بچه‌ها و... ـ تا چه‌‌ اندازه باید باشد؟ برای روشن شدن این میزان، درصد بگویید.
چه کارهایی برای اوقات فراغت روزانه و چه کارهایی برای ایام تعطیل مناسب‌اند؟
تماشای فیلم را در منزل ترجیح می‌دهید یا سینما؟
مطالعه را مفید می‌دانید یا ضروری؟
چه‌قدر میهمانی رفتن یا میهمانی دادن را دوست دارید؟
دوست دارید چه‌مقدار از اوقات فراغت خود را دو نفری و چه‌مقدار از آن را در جمع دوستان و آشنایان بگذرانید؟
چه‌قدر اهل سفر هستید و چه‌ گونه مسافرتی را دوست دارید؟
آیا قدم زدن در کوچه‌ها و خیابان‌های شهر را دوست دارید؟
آیا...؟ 
 

محور دهم: صمیمیت و احترام 

 
دایره‌ی پرهیز از توهین و حفظ احترام طرفین در هنگام بروز اختلافات و مشاجره‌های لفظی را چه‌گونه ترسیم می‌کنید؟
آیا درصورت بروز مشاجره‌ با یک شخص، معمولا آن را محدود به موضوع مورد اختلافتان با او می‌کنید، یا کل شخصیت و کل رابطه‌ای را که با او دارید، زیر سوال می‌برید؟
ابراز علاقه، عشق و محبتِ همسرتان به شما باید چه‌گونه باشد؟ با حرف‌های محبت‌آمیز؟ با دادن هدیه؟ با کمک در انجام کارهای شخصی شما؟ با ناز و نوازش و رفتارهای زناشویی؟
توقع دارید همسرتان هرکدام از این کارها را با چه فواصل زمانی و در چه اوقاتی برای شما انجام دهد؟
تا چه اندازه آمادگی پیش‌قدم شدن برای انجام هرکدام از این کارها را دارید و تا چه اندازه متوقع‌ هستید همسرتان در این موارد پیش‌قدم شود؟
 
<< 1 2 3