X
تبلیغات
رایتل

ستاره حمیدی - روان درمانگر پویشی

فقط دیوانگان به روانشناس احتیاج ندارند


کلمه دیوانه در فرهنگ ما ایرانی‌ها چندان از بار معنایی مثبت برخوردار نیست.

به گزارش سرویس نگاهی به وبلاگ‌های خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)،در وبلاگی به نشانی http://narwan.blogfa.comx آمده است: تاکنون برایتان اتفاق افتاده است که کسی به شما بگوید دیوانه و شما از شنیدن این کلمه برآشفته شوید. کلمه دیوانه در فرهنگ ما ایرانی‌ها چندان از بار معنایی مثبت برخوردار نیست.

حتی کلمه دیوانه در مقابل کلمه مجنون که می‌تواند بار عاشقانه‌ای را نیز به دنبال بکشد باز در فرهنگ لغات عامیانه ما جایی ندارد.

این امر متاسفانه در مورد کلمات روان‌شناس، روانپزشک و روان‌شناسی نیز صدق می‌کند.

در کشور ما دیدگاه منفی در مورد مراجعه به کلینیک‌های روان‌شناسی وجود دارد. بله خودمانی‌اش می‌شود اینکه براساس این فرضیه غلط تنها دیوانگان که چند سطر بالاتر از آنان یاد شد، پیش روان‌شناس می‌روند.

از دیدگاه علمای علوم اجتماعی این یعنی فاجعه. این نوشتار شاید مجال خوبی برای ارائه آمار و ارقام در مورد نحوه رفتار اروپاییان و آمریکایی‌ها در مورد مراجعه به روان‌شناس نباشد.

آیا روانشناسان خود دیوانه ترند؟؟

آیا روانشناسان از همه بیمارترند؟


در تفکر عامیانه بسیار این جمله را شنیده ایم " کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد " و جملاتی همانند اینکه خود روانشناسان از همه بیمارترند  و یا عامیانه تر دیوانه تر اند. آیا به واقع تمامی روانشناسان از لحاظ روحی و روانی نسبت به بقیه افراد بیمارترند؟ اگر اینطور است چرا و به چه علت ؟ و در غیر اینصورت آیا باید روانشناسان متمایز و متفاوت از سایرین باشند؟ باید پذیرفت تمامی ما سرشت واحد و در نوع خود بی همتا داریم بنا به تصور رایج و نادرست اکثریت مردم یک روانشناس باید با افراد در اصناف دیگر متفاوت بوده و حتی با دیدن چهره اشخاص تمامی خصوصیات و درونیات آنان را کشف نماید شاید تا حدودی این ذهنیت درست باشد البته نه با یک نگاه یک روانشناس و روانپزشک متبحر با صرف مقداری زمان و از راه مشاهده  تعاملات اطرافیان می تواند تا حدودی برخی مشکلات و یا خلقیات افراد را مورد بررسی قرار دهد و برای اطمینان خاطر با استفاده از جلسات مشاوره و استفاده از انواع آزمونها به شناخت صحیحی از فرد دست یابد .

روانشناسان نیز همانند تمامی انسانها مخصوصاً در جامعه امروزی فردی جدا از جامعه نبوده و نخواهند بود و بسیاری از تغیرات و تحولات اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی بر روح و روان آنان نیز تاثیر خواهد گذاشت . تنها تفاوت برخی از اقشاری که به هر نوعی در این رشته فعالیت می کنند تغییر نوع واکنش شان نسبت به محرکات بیرونی می باشد. مسلماً زمانی که نسبت به مسئله ای آگاهی داشته باشیم واکنشمان متفاوت تر خواهد بود.

1-    نیاز داشتن تمامی انسانها به گوش شنوا : که روانشناسان از آن مستثنی نیستند. همه ما نیاز به یک مشاور و روانشناس داریم حتی روانشناسان متبحر جهت برقراری تعادل در روند زندگیشان از همکاران خود کمک خواهند گرفت بلی حتی روانشناسان نیز نیازمند گوشی شنوا جهت کنار آمدن با محرکات بیرونی دارند و درخصوص تغییر نحوه واکنش نسبت به محرکات بیرونی با ابزارهای تئوری که در دست دارند می توانند بسیاری از عادات گاه ناخوشایند را تغییر جهت و تهسیل نمایند .

2-    تفاوت های فرهنگی : بسیاری از روانشناسان تحصیلات خود را در کشورهای دیگری گذرانده اند و نظریات و راه حلهایشان برای جامعه کنونی ما مناسب نبوده و همین امر سبب تعجب و گاه اعتراض به نحوه عملکردشان میگردد. در کنارش تفاوتهای فرهنگی و نرم نبودن بسیاری از موارد آموزش داده در این رشته به دانشجویان با شرایط کنونی کشور ، فرهنگ و آداب و رسوم خانوادگی دانشجویان است . دانشجویانی که با فرهنگ و شرایط متفاوتی بزرگ شده اند و ممکن است خود نیز دچار بسیاری از مشکلات دوران کودکی و خانوادگی باشند که برای تمامی انسانها و خانواده ها تا حدی طبیعی به نظر می رسد.

3-    نرم نبون نظام آموزشی وکتابهای آموزش داده با شرایط کنونی : همانطور که ذکر شد در دانشگاهها کتابها و منابعی آموزش داده می شود که بیشترشان بعد از ورود فرد به حیطه کاری کاربرد ندارد . این خود شخص است که به مرور زمان با افزایش گاهی و تجربه می تواند در این رشته فعالیت نماید . بدیهیست تمامی دانشجویانی که تحصیلات این رشته را گذرانده اند و به صورت تئوری اطلاعات کسب نموده اند نمیتوان انتظار داشت تمامی این تئوری ها را خود به خوبی فرا گرفته باشند که خود شاید یکی از محدودیت های سیستم های آموزشی مان باشد نه تنها در این رشته بلکه تمامی روانشناسان به عنوان مثال از یک فارغ التحصیل رشته کامپیوتر نمی توان توقع داشت بر تمامی امور آن تسلط داشته باشد شاید یکی از دلایل اش تغییر و تحولات روز به روز می باشد .

4-    نحوه تجزیه و تحلیل مطالب و نوع دیدگاه خاص :. شاید یکی از عللی که سبب بوجود آمدن این ذهنیت در عامه مردم گشته است این باشد که بسیاری از دانشجویان این رشته جهت تجزیه و تحلیل تعاملات و رفتارهای اطرافیانشان دقیق تر گشته که بسیاری از این مسائل برای اطرافیان به چشم نخواهد آمد و همین بررسی نکات خاص و درونی سبب متمایز شدن آنان از بقیه افراد می گردد. دیدن مسائل از ابعاد دیگر دید یک روانپزشک با روانکاو و یک مهندس راه و ساختمان در مورد یک مسئله ثابت متفاوت خواهد بود مسلماٌ زمانی که میزان آگاهی افراد در هر زمینه ای بالا رود منجر به واکنش های از جانب شخص می گردد و گاه این بررسی ها و تجزیه و تحلیل ها سبب تعجب اطرافیان میگردد (که به چه دلیل به همچین مسئله ای با چنین دیدی می نگرد) و یا اینکه ( زیادی حساسیت به خرج می دهد ) فارغ از اینکه شاید علت اش بررسی نوع مسئله و نوع واکنش های اطرافیان می باشد. به طور کلی می توان مواردی منجر به متفاوت شدن برخی روانشناسان نسبت به بقیه انسانها می شود را موارد ذکر شده دانست.

5-    محرکات بیرونی و نحوه نگرش  اطرافیان به دانشجویان و فارغ التحصیلان این رشته : نمی توان از تمامی افرادی که از این رشته فارغ التحصیل می شوند فقط با احتساب مدرک توقع داشت متفاوت و همانند روانشناسان حرفه ای عمل نمایند و این خود در صورت علاقه فرد به رشته انتخابی و مرور زمان تجربیات شغلی اطلاعات وی را تکمیل خواهد نمود . همانطور که یک دانشجویی پزشکی بعد از فارغ التحصیلی نیاز به گذراندن دوره های کارآموزی دارند دانشجویان این رشته نیز نیازمند حمایت جامعه و استادان می باشند.

6-    شاید یکی دیگر از علل رفتارهای غیر قابل هضم روانشناسان برخورد مداوم آنان با انسانهای متفاوت با شخصیت ها و خلق و خوها و اختلالات خاص می باشد که سبب تغییراتی در عملکرد آنان میگردد که خود سندی است بر اینکه همه ما نیازمند مشاور و روانشناس هستیم.

 

 

ستاره حمیدی

 

چاپ خانواده 1389

 

<< 1 ... 7 8 9 10 11