X
تبلیغات
رایتل

ستاره حمیدی - روان درمانگر پویشی

headon collision


هدف از headon collision  


1- قرار دادن مجدانه مسئولیت در جایی که به آن تعلق دارد ، یعنی خود بیمار.

2- رویارویی در جهت اتحاد درمانی  ناخودآگاه

3- پیغام به ناخودآگاه بیمار درباره تکانه های مخرب وی

مثلث شخص - مثلث تعارض


مثلث تعارض:

شیوه ای که فرد در مقابل احساساتِ نهفته ای که اضطراب برانگیزند،

به دفاع از خود بر میخیزد،

مثلث تعارض است.

احساسات و تکانه ها که در صدد ابراز شدن هستند، به سبب غیر اخلاقی بودن یا عدم امکان ابراز آنها در دنیای واقعی در اثر ترس از تنبیه و واکنش دیگران، با اضطراب همخوان می شوند. این اضطراب در گوشه دیگری از مثلث، منجر به بکارگیری دفاع ها برای مهار آن احساسات می شود.

از آنجایی که احساسات در خلاء به وجود نمی آیند؛ بلکه همواره در خصوص یا در واکنش نسبت به دیگران برانگیخته می شوند، همواره یک بافت بین شخصی، حتی در خیالپردازی ها، در برانگیختگی های هیجانی وجود دارد؛ اینجاست که مفهوم مثلث شخص مطرح می شود.

مثلث شخص:

مثلث شخص فعال شدن مثلث تعارض در ارتباط های مهم زندگی فرد را نشان می دهد.

این ارتباط های مهم به سه حوزه تقسیم می شوند، که هر یک از اضلاع مثلث شخص را نشان می دهند:

۱- گذشته (روابط فرد با اعضای خانواده خود )؛

۲- زندگی حال (تعامل های جاری فرد با همسر، فرزند، همکار،

۳- انتقال (ارتباط فرد با درمانگر ).

بر این اساس، تجربه تعارضی فرد می تواند (مثلث تعارض) در روابط گذشته، حال، و روابط انتقالی با درمانگر (مثلث شخص) شکل گیرد.

در مثلث تعارض، ماهیت و نوع احساسات اضطراب برانگیز قابل توجه است. نباید تصور کرد که تنها احساسات خاصی مثل خشم در روابط ممنوع تلقی می شود. برای برخی افراد، صمیمیت و نزدیکی، بسیار تهدید آمیزتر از خشم و خصومت است.

 

تفسیر در و تحلیل در ISTDP

 نباید از یاد برد که در روان درمانی پویشی کوتاه مدت تا قبل از نفوذ نباید از تفسیر استفاده شود و زمانی که احساسات انتقالی بیمار بیدار شد و مقاومت شکسته شد بعد از آن سیر طبیعی جلسه به سمت تحلیل مقاومت و کاربرد دو مثلت تعارض و شخص می رود .

ابتدا مثلث تعارض :

بیمار نیازمند است که در مورد روش هایی که با آنها از خودش در برابر اضطراب و احساسات زیرین دفاع می کند ، بینش به دست آورد . این سه عنصر مثلث تعارض را تشکیل می دهند  و در نهایت 

مثلث شخص ( ICP  ) مورد بررسی قرار می گیرد 

تکمیل دو مثلث می تواند به اثرات درمانی سریع و عمده ای بیانجامد . هر چه زودتر بتوان این روند را تکمیل کرد ، درمان کامل تر و کوتاه مدت تر خواهد شد . 


کتاب : قفل گشایی ناخودآگاه 

اثر :  حبیب دوانلو

اتو رنک - روانکاو اتریشی - همکار فروید



 او با نام اتو روزنفلد Rosenfeld در وین زاده شد و به مدت ۲۰ سال یکی از نزدیکترین همکاران زیگموند فروید و سردبیر دو مجله مهم تحلیلی،
مدیرعامل چاپخانه چاپ و نشر آثار فروید و نظریه‌پردازی خلاق و درمانگر و نویسنده پُرکاری در زمینه روانکاوی بود.

وی روان تحلیلگر یا روانکاو آمریکایی و اتریشی تبار بود که در سال ۱۸۸۴ پای به جهان نهاد و در سال ۱۹۳۹ نیز چشم از جهان فروبست .

اکنون انجمنی به نام « انجمن اتو رانک » به افتخار او در آمریکا وجود دارد و مجله ای به نام « انجمن اتو رانک » منتشر می شود .

در سال ۱۹۲۶ میلادی اتو رانک وین را به مقصد پاریس ترک کرد و ۱۴ سال عمر پایانی خود را به عنوان استاد دانشگاه، نویسنده و روان‌درمانگر در فرانسه و ایالات متحده آمریکا سپری کرد.اتو رنک، دست پرورده، همکار و منتقد زیگموند فروید تاثیر بسزایی در روانشناسی امریکا داشته است.

 رنک از سال ۱۹۰۶ دبیر انجمن روانکاوری وین و به مدت ۱۸ سال نزدیکترین همکار فروید و یک نویسنده روانکاو پرکار و با نفوذ بود.  حوزه فعالیت او هنر، موسیقی، ادبیات، مردم شناسی، تاریخ، علوم و فلسفه را نیز شامل می شود.او بواسطه آلفرد آدلر با فروید کسی که او را به دانشگاه وین فرستاد، ملاقات کرد.

 در سال ۱۹۱۲ دکترای خود را گرفت. تا آن زمان رنک کتابهایی در زمینه های هنر، اسطوره، زنای با محارم و افسانه های لوهنگرین انتشار داده بود.

بعد از جنگ جهانی اول او آموزش در موسسه روانکاوی وین را مدیریت کرد.

درسال ۱۹۲۴ از انجمن روانکاوی، دکترای افتخاری دریافت کرد.

اما همکاری او با ساندور فرنتزی Sándor Ferenczi در رابطه با فن روان درمانی فعال تر و کتاب بحث برانگیز او تحت عنوان «ضربه تولد » The Trauma of Birth
باعث انتقاد فرویدی های محافظه کار شد.

رنک روان درمانی مساوات طلبانه تری را متمرکز بر اینجا و اکنون Here-and-Now ، روابط واقعی Object-Relational ،
ذهن خودآگاه Conscious Mind و اراده Will در مقابل موارد تاریخ گذشته از قبیل انتقال، روند ناخودآگاهی و خواست توسعه داد. امروزه ایده او در رابطه با مادر و فرزند و روان درمانی میان فردی (بین افراد) جریان روز است، اما در سال ۱۹۲۶ باعث گسست نهایی او از فروید شد.

او در سال ۱۹۳۵ به نیویورک نقل مکان و در آن جا بطور گسترده ای سخنرانی و تدریس و روانکاوی کرد. همسر اول او بیه تا، به عنوان یک روانکاو غیرحرفه ای متخصص کودکان، در بوستون فعالیت می کرد، جاییکه در سال ۱۹۶۷ در گذشت.

نوشته های پسا فرویدی رنک شامل:
روانشناسی و روح (۱۹۳۰)، Psychology and the Soul
هنر و هنرمند (۱۹۳۲)، Art and Artist
آموزش مدرن (۱۹۳۲)، Modern Education
اراده درمانی (۱۹۳۰) Will Therapy
حقیقت و واقعیت (۱۹۲۹) Truth and Reality
ماورای روانشناسی (۱۹۴۱) Beyond Psychology


  گروه روان درمانگران جوان ( istdp )




سوپر گروه روان درمانگران جوان

ساندور فِرِنتزی - روانکاو مجارستانی - اولین پیشگام روان درمانی تحلیلی کوتاه مدت




ساندور فِرِنتزی (زادهٔ ۷ ژوئیهٔ 1873 – درگذشتهٔ مهٔ 1993) یک روانکاو مجارستانی، نظریه‌پرداز اصلیِ روانکاوی و از همکاران نزدیکِ زیگموند فروید بود.

ارنست جونز -زندگینامه‌نویسِ  فروید- فرنتزی را به‌عنوانِ یک بیمار روانی در پایانِ زندگیِ خود نامید. فرنتزی در زندگیِ خویش با بیماریِ کم‌خونی پرنیشیوز دست و پنجه نرم می‌کرد که سرانجام نیز منجر به مرگِ وی در اثرِ همین بیماری در سال ۱۹۳۳ شد. گرچه وی به شدت بیمار و مبتلا به این بیماری - که در آن زمان غیرقابل درمان بود- شد اما موفق به ارائهٔ مقالهٔ مشهورش سردرگمیِ زبانی در دوازدهمین کنگره بین‌المللی روانکاوی در ویسبادن آلمان در ۴ سپتامبر ۱۹۳۲ گردید.



اولین پیشگام روان کاوی که به منظور کوتاه تر کردن مدت درمان کلاسیک، به بررسی تغییراتی در فن روان کاوی پرداخت، ساندرو فرنتزی بود که در حدود سال 1918، درمانی را ابداع کرد که آنرا درمان فعال نامید. فرنتزی ادعا کرد که این روش فقط از الگوی فروید تبعیت می کند و به بیانیه ای که فروید در 1918، ارائه کرده بود، اشاره کرد؛ این بیانیه ادعا می کرد که در بعضی موارد ترس مرضی یا روان نژندی وسواسی ، ممکن است لازم شود تا برای پیشرفت درمان، جهت تحریک بیمار برای روبرو شدن با ترس مرضی یا اضطراب، روش های فعال به کار گرفته شوند. فرنتزی، در عین حال خاطر نشان کرد که به کارگیری درمان فعال، در واقع در خود روند روانکاوی نهادینه است، در هر زمان که تفسیری ارائه می شود، دخالتی فعال در عملکرد روانی بیمارصورت می گیرد و ظهور افکاری که ممکن بود در غیر این صورت ناخودآگاه بماند، تسهیل می شود.

فرنتزی به تجربه انواع متنوع فعالیت در شرایط روان تحلیلی ادامه داد، برخی تشویقی و بقیه بازدارنده بودند. تلاش های ترمیمی از طرف فرنتزی عبارت است از بغل کردن ، بوسیدن، و نوازش کردن غیر شهوانی بیمارانش. فرنتزی بعدها این فنون را کنار گذاشت، اما هیچ وقت از تلاش های خود در جهت ادامه نوع فعال تری از درمان تحلیلی دست برنداشت.



@Istdplearning
گروه روان درمانگران جوان:n:
https://t.me/joinchat/AAAAAEQ4LfisHrVoXUTS-A

 

معرفی کتاب ارتباط درمانی - واکتل


ارتباط درمانی: چه بگوییم و چه وقت بگوییم 

نویسنده :پل واکتل


خودافشایی درمانگر - مزایا معایب و آسیب ها


1 2 >>