X
تبلیغات
رایتل

ستاره حمیدی - روان درمانگر پویشی

ﭼﺮﺍ ﺗﻨﻔﺲ ‌ﻋﻤﯿﻖ موجب ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﺭ ﺍﻓﺮﺍﺩ میشود؟


ﭼﺮﺍ ﺗﻨﻔﺲ ‌ﻋﻤﯿﻖ موجب ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﺭ ﺍﻓﺮﺍﺩ میشود؟ 



ﺗﻨﻔﺲ ﻋﻤﯿﻖ ، ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﻃﻮﻻﻧﯽ میتواند موجب ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻭ ﮐﺎﻫﺶ ﻫﯿﺠﺎﻧﺎﺕ ﻣﻨﻔﯽ ﺩﺭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺷﻮﺩ. بتازگی ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﻣﺴﯿﺮﯼ ﻋﺼﺒﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻐﺰ ﮐﺸﻒ ﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺁﯾﻨﺪ ﺭﺍ ﮐﻨﺘﺮﻝ میکند. ﺩﺭ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻣﻮﺵ ﻫﺎ ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﻣﺪﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﺳﻠﻮﻝﻫﺎﯼ ﻋﺼﺒﯽ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺧﻮﺷﻪ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺍﺯ ۳۵۰ ﺳﻠﻮﻝ ﻋﺼﺒﯽ ﺍﺳﺖ. ﺍﯾﻦ ﺳﻠﻮﻝ ﻫﺎﯼ ﻋﺼﺒﯽ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﯿﻦ ﺗﻨﻔﺲ ﻭ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻣﻐﺰ ﺭﺍ ﺗﻨﻈﯿﻢ میکنند. ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺭﺳﯿﺪه اﻧﺪ که ﺍﯾﻦ ﮐﺸﻒ میتواند ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﺩﭼﺎﺭ "ﺣﻤﻼﺕ ﭘﺎﻧﯿﮏ" میشوند ‏(panic attacks ‏) ﮐﻤﮏ ﮐﻨﺪ. ﺣﻤﻼﺕ ﭘﺎﻧﯿﮏ ﯾﮏ ﺩﻭﺭﻩ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺗﺮﺱ ﺷﺪﯾﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺩﺭﻣﺎﻧﺪﮔﯽ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﺮﮒ ﺩﺳﺖ میدهد ﮐﻪ ﻋﻼﯾﻢ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﺮﺱ ، ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺷﺪﯾﺪ ، ﺗﭙﺶ ﻗﻠﺐ ، ﺩﺭﺩ ﺩﺭ ﻗﻔﺴﻪ ﺳﯿﻨﻪ ، ﺳﺮﮔﯿﺠﻪ ﻭ ﺗﻌﺮﯾﻖ است

معرفی کتاب - مسخ فرانتس کافکا


داستان غم انگیز زندگی گرگور سامسا حاکی از این بیگانگی با هنجارهاست. گویی او خود می خواهد که بین تابعیت محض از اجتماع و مسخ شدن، مسخ شدن را برگزیند. در نتیجه می توان گفت که مسخ شدن گرگور نوعی فرار از واقعیت حاکم است. در طی داستان شاهد اندوه گرگور از رخداد هستیم ولی هیچ گاه توصیف بیشتر و عمیقی نسبت به این رخداد در گرگور نمی بینیم آنچه در وجود او جریان دارد و بیشتر نمود یافته در داستان احساس گناهی است که نسبت به خانواده خود لمس می کند .


آنچه در این کتاب بسیار مشهود است همسان بودن شخصیت نویسنده وی با شخصیت گرگور است آنچه در مورد کافکا می دانیم داشتن شخصیتی مضطرب و افسرده است فردی که در دنیای درونی خودش گفتگوهای ذهنی دارد که برای دیگران قابل درک و فهم نیست و در کتاب نیز شاهد این اتفاق هستیم و هیچ کدام از اعضای خانواده گرگور قادر به درک وی نیستند و خانواده اش توان سازگار شدن با تغییرات را ندارند و این همان واکنشی است که اکثر  خانواده ها زمانی که فردی راهی متفاوت را چه در روند زندگی و چه فکری  بر می گزیند در پیش می گیرند بدون توجه به آسیب هایی که تعصبات و غرورشان بر جای می گذارد در این داستان  گویی گرگور در دنیای دیگر زیست می کند و از سوی دیگر مراحل انکار واقعیتی که رخ داده و طی شدن این مراحل و رسیدن به بی تفاوتی ، گویی دیگر گرگور  امیدی به بهبودی ندارد و آنچه رخ داده را پذیرفته ولی در دنیای درونی خود هنوز به گفتگو و نقشه کشیدن برای آسایش خانواده اش می اندیشد .


در زندگی نامه کافکا می خوانیم که وی نتوانسته ارتباط عاشقانه و مداوم و مستمری داشته باشد و تمامی ارتباطات اش تا حدی ناکام کننده بوده است و این نیز در کتاب اش مشهود است که گرگور قادر به برقراری ارتباط با خانواده اش نیست و نه او خانواده را درک می کند و نه خانواده وی را و همسان بودن شخصیت کافکا با داستان به طرز عجیبی قلم وی را تحت تاثیر قرار داده و خواننده نیز با توصیفات و تشریحات  دقیق و زیبای کتاب لحظه به لحظه با گرگور زیست می کند شاید اگر نویسنده بر قسمت دیگر روابط که همان احساسات و واکنش های خانواده نیز می بود پررنگ تر تمرکز می نمود شاهد معجزه ای از کافکا می بودیم.


شاید پررنگ تر نمودن زجر و دردی که خانواده کافکا در برابر این تغییر لمس کردند زیبایی بیشتری به این داستان می داد ، در خیلی از نقدها این کتاب بر بی مهری خانواده گرگور اشاره شده بر عکس وی که بسیار مهربان و دلسوز خانواده اش است فارغ از اینکه داشتن همچین نگرشی ناشی از دیدی تک بعدی نسبت به انسان هاست و در نظر نگرفتن درد و رنج و زجری که خانواده گرگور در پی مسخ شدن ولی تحمل کردند همچنان که در داستان مطرح می شود خانواده مخصوصا خواهر وی تمام تلاش خود را برای ارتباط گرفتن و فراهم کردن آسایش برای برادرش انجام می دهد و در طی زمان همان فرسودگی که هر انسانی را در بر می گیرد وی و خانواده اش را نیز در آغوش می گیرد .

در برخی از نقدها ذکر شده در اصل خانواده گرگور است که مسخ شده و درون شان روح حیوانی دمیده شده است و باید از زاویه دیگری نگریست اینکه چگونه گرگور با این تغییر روبرو و سازگار شده و اینکه خانواده و یا اجتماع ما چقدر در برابر تغییرات درونی –روحی و روانی مان منعطف هستند و شرایط اجتماعی و فرهنگ تا به کجا قادر به  انعطاف پذیری است ، گاه توجه به معنای ظاهری مسخ به عنوان تغییر صورت انسانی به حیوانی به نظر بسیار ساده لوحانه می آید . آنچه اتفاق می افتد در درون است که سبب عدم ارتباط گیری مثبت با دیگران و سازگار شدن با محیط می شود و آیا گرگور در برابر این تغییر می توانست کار دیگری انجام دهد ؟ و سوال اینجاست که اگر ما در برابر تغییرات دنیای درون و بیرون مان چگونه واکنش نشان می دهیم؟


در مسخ کافکا به وضوح شاهد بیانی اغراق آمیز و دلخراش از نابودی انصاف و شفقت هستیم که روبرو شدن با واقعیت های دردناک زندگی و از سویی قدرت التیام بخش زمان که افراد را به سازگاری در برابر هر مصیبتی می کند.


آنچه ضمن خواندن داستان ممکن است خواننده آرزو کند اینست که اتفاقی بیفتد و او دوباره انسان شود و این حس تا اواسط کتاب همراه خواننده باقی می ماند توقعی که نه تنها برآورده نمی شود بلکه خود گرگور و خانواده خود را با این مصیب سازگای می کنند.


فرانتس - کافکا در طول زندگیش فقط چند داستان کوتاه منتشر کرد که بخش کوچکی از کارهایش را تشکیل می‌دادند و هیچ‌گاه هیچ‌ یک از رمان‌هایش به پایان نرسید به جز مسخ که برخی آن را یک رمان کوتاه می‌دانندنوشته‌های او تا پیش از مرگش چندان توجهی به خود جلب نکردکافکا به دوستش ماکس برود گفته بود که پس از مرگش همهٔ نوشته‌هایش را نابود کنددوریا دیامانت معشوقهٔ او با پنهان کردن حدود ۲۰ دفترچه و ۳۵ نامهٔ کافکا، تا حدودی به وصیت کافکا عمل کرد.

 

ستاره حمیدی - روان درمانگر

شروع ثبت نام دوره مایندفولنس

با سلام و احترام

 شروع ثبت نام دوره جدید


مایندفولنس


کاهش استرس بر اساس ذهن آگاهی

بنابر تقاضای عزیزان در مکان های ذیل دوره برگزار می گردد 

مکان های برگزاری


 پاسداران. میدان هروی خیابان مکران شمالی. ساختمان نگین. پلاک 11_ بالای بانک گردشکری و نان سحر طبقه٢واحد7

.کلینیک یارا
  

شهرک اکباتان . بلوار نفیسی . ساختمان ارمان . مطب دکتر مقدسی 




جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر تماس با شماره های ذیل


0912_6941612

44646414
0936_1670375


پیشگیری از افسرده شدن

depression-basics


چه عواملی در افسرده شدن شما نقش دارند چگونه می توانیم مانع بروز افسردگی در افراد مختلف شویم توصیه های مختلف برای پیشگیری از ابتلا به این عارضه روحی به چه صورت است متاسفانه روز به روز به مبتلایان به این عارضه افزوده می شود


 امروزه افراد افسردگی زیادی را دور و بر خود مشاهده می‌کنیم. این اختلال روانی علل متفاوتی می‌تواند داشته باشد. با داشتن مهارت‌های کافی می‌توان با این عوامل مقابله نمود.


افسردگی (احساسات دیده نشده)

افسردگی بیماری روحی که در ابعاد و طیف‌‌های متفاوتی انسان‌های جامعه مدرن امروزی را تحت تاثیر خود قرار داده است و مراجعات بیشماری به کلینک‌‌های روانشناسی و روانپزشکی جهت درمان آن صورت می‌‌پذیرد و گاهی فرد را چنان ناتوان می‌‌سازد که فرد قادر نیست هیچ‌گونه تغییر و تحولی در زندگی روزانه و حال روانی‌اش ایجاد کند.

تاکنون پژوهشگران و روانشناسان علل بسیاری برای افسردگی کشف کرده‌‌اند علت‌‌های زیستی همانند ترشح هورمون‌ها و انتقال دهنده‌‌های عصبی این مواد شیمیایی طبیعی مغزی با حال و حوصله ارتباط مستقیم داشته و نقش کلیدی در افسردگی ایفا می‌کند. و روانشناختی اعم از استرس در ابعاد مختلف آن همانند رویدادهای ناخواسته زندگی، ناکامی‌‌ها، از دست دادن عزیزان‌، شکست‌‌های عاطفی، تحصیلی، ازدست دادن شغل و… حتی رویدادهای جزئی روزمره همانند عصبانیت‌‌های محیط کار، مشاجره با همسر دست نیافتن به خواسته‌‌های کوچک و بزرگ که سبب اضطراب و ناکامی فرد شده و در نهایت به مرور زمان منجر به افسردگی می‌‌شود.

در تمامی موارد ذکر شده آنچه سبب می‌‌شود محیط استرس زا فرد را به افسردگی دچار کند چیزی نیست به جز نداشتن مهارت‌های کافی برای مقابله و سازگاری با این ناکامی‌‌ها در محیط‌‌های استرس زا و پر تنش. اکثر افراد در مواجهه با مشکلات و استرس‌‌های روزانه از راهکارهای مخربی جهت سازگاری استفاده می‌‌کنند و این راهکارها به مرور زمان آن‌‌ها را نه تنها آرام نمی‌کند بلکه افسرده‌تر می‌‌سازد.


به عنوان مثال فردی که در محیطی تنش‌زا قرار دارد و با افرادی کار و یا زندگی می‌‌کند که سبب آزار روحی و روانی اش می‌‌شوند جهت مقابله با این محیط پر تنش ممکن است راهکارهای مخربی همانند موارد ذیل را برگزیند:


۱- نادیده پنداشتن آنچه در اطراف اش رخ می‌‌دهد

در این زمان فرد بصورت ناخودآگاه احساس ناخوشایند خود اعم از خشم و غم نسبت به شرایط و اطرافیان را نادیده می‌‌گیرد.

بارها شنیده‌ایم که افراد هنگام همدردی با یکدیگر بیان می‌‌کنند “به روی خودت نیاور- گویی او را نمی‌بینی” و یا سعی می‌‌کنند با مشغول کردن خود با فعالیت‌‌های دیگر دردها و رنج‌‌هایشان را نادیده بگیرند همانند زن و یا مردی که با توسل به ریلکسیشن، یوگا و موارد دیگر سعی در آرام سازی خود دارد.

آنچه اهمیت دارد این است که ریلکسیشن، یوگا و فعالیت‌های آرامبخش جهت مواجهه با مشکلات شرط لازم هستند و نه کافی، در صورتی می‌‌توانند مفید واقع شوند که فرد قادر باشد ابتدا با احساسات و خشم‌‌های حل نشده خود روبرو شده و آن‌‌ها را بپذیرد. سرپوش گذاشتن بر روی احساس‌‌ها و خاطرات ناگوار زندگی آن‌‌ها را از بین نخواهد برد بلکه به پس زمینه ذهن کشانده و در آنجا مدفون می‌‌کند تا زمانی که با تلنگری فرد آشفته شده و دچار بیماری‌‌های روحی و روانی شود.


۲- انکار کردن

افرادی هستند که در مقابل مشکلات روزمره زندگی شان و اتفاقات ناخوشایند سعی می‌‌کنند با انکار کردن و ندیدن آن به خود آرامش دهند.

کاری که در واقع می‌‌کنند بی توجهی به رخدادهای ناگوار نیست بلکه آنان به احساسات برانگیخته شده درونشان بی توجهی می‌‌کنند و این احساسات را انکار می‌‌کنند.

از این افراد جملاتی همانند ” اصلا مهم نیست” من ابداً ناراحت نشدم “فراموشش کن” به هیچ وجه از رفتارش عصبانی نیستم” و… شنیده می‌‌شود.


۳- برخی دیگر در برابر ناکامی‌‌های زندگی از مکانیزم سرکوب استفاده می‌‌کنند

به عنوان مثال زن و یا مردی که در زندگی مشترک‌شان هر دو و یا یکی از دو طرفین دچار نارضایتی است و در برابر این احساس ناخوشایند از مکانیزم سرکوب استفاده می‌‌کند و مدام با خود نجوای درونی دارد که “اشتباه می‌‌کنی تو باید همسرت را دوست داشته باشی و در کنارش باشی” و یا جوانی که شغل درخواستی‌اش را به دست نیاورده و غم ناشی را با عبارت همانند “اصلا ناراحت نیستم” و موارد بی‌شمار دیگری سرکوب می‌‌کنند.

اینان احساسات شان را سرکوب کرده و به کرات می‌‌آموزند احساسات واقعی‌شان را اعم از دوست داشتن، دوست نداشتن، غم، خشم و…… را نادیده بگیرند و این نادیده گرفتن به مرور زمان آن‌‌ها را دچار افسردگی می‌‌کند…

در اینجا با رفتارهایی که افراد افسرده در مقابله با ناکامی‌ها از خود نشان می‌دهند اشاره می‌شود. در اینجا با افسردگی و راه‌های مدیریت احساسات بیشتر آشنا می‌شوید.


۴- شایع‌ترین ابزار افراد در برابر ناکامی‌‌ها که منجر به افسردگی می‌‌شود حمله به خود است

اکثر افراد از این مکانیزم بارها و بارها بدون آنکه متوجه شوند با خود و روح و روان شان چه می‌‌کنند مورد استفاده قرار می‌‌دهند.

به عنوان نمونه مادری که از رفتار فرزند و یا همسر خود ناخرسند است به دلیل عشقی که به فرزند و یا همسر خود دارد خشم حاصل از ناراحتی‌اش را از فرزند و همسرش به سوی خود معطوف می‌‌کند و به خود با جملاتی همانند عبارات ذیل به خود حمله می‌‌کند: “تقصیر خودم بود نباید اینگونه رفتار می‌کردم” مقصر من هستم اگر تنهایش نمی گذاشتم اینگونه نمی‌شد “اگر عشق بیشتری به همسرم می‌‌دادم و درکنارش می‌‌ماندم این اتفاقات نمی افتاد” اگر بیشتر به فرزندم توجه می‌‌کردم سر من فریاد نمی‌زد “چنانچه بیشتر مراقب اش بودم فرزندم بیمار نمی‌شد” و در این حالت نیز فرد غم ناشی از بیماری فرزند اش را با سرزنش خود می‌‌پوشاند.

و یا در محیط کار این عبارت بسیار شنیده می‌‌شود” اگر به همکارم رو نمی دادم او با من این گونه رفتار نمی‌کرد” در این مثال فرد خشم حاصل از رفتار نادرست همکارش را به خود برگردانده و خود را مورد شماتت قرار می‌‌دهد و اگرهای بیشمار دیگری که فرد با توسل به آنها خشم، غم و ناراحتی خود را از همسر، فرزند، دوستان و غیره پنهان کرده و به شماتت خود می‌‌پردازد.

هنگامی که فردی خود را سرزنش می‌‌کند به مرور زمان دچار حالت‌‌های ناخوشایند غم و افسردگی می‌‌شود.

در تمامی این راهکارها و ابزارهای مقابله با ناگواری‌‌ها و رخدادهای ناخوشایند زندگی چیزی نمی یابید به جز انکار احساسات. احساساتی همانند خشم، غم، انزجار و…

همه خشم را در جرگه احساسات بد و ناخوشایندی قرار داده‌‌اند که نباید به هیچ عنوان بروز کند. از کودکی والدین به فرزندانشان آموخته‌‌اند که مبادا خشمت را بروز دهی تا وجهه و پایگاه شخصی و اجتماعی‌ات خدشه‌دار نشود ولی متاسفانه نیاموخته‌‌اند با این خشم چه باید کرد؟

چگونه باید آن و احساسات ناخوشایند دیگر را مدیریت کرد؟ آیا باید آن‌‌ها را درون خود مدفون کرد؟ آیا می‌‌شود برای همیشه این احساسات آزار دهنده و ناخوشایند را درون خود پنهان کرد؟ آیا باید آن‌‌ها را نادیده پنداشت و در قالب انسانی فرهیخته و عاقل زندگی کرد؟ آیا همیشه عاقلانه رفتار کردن به معنای همیشه نادیده انگاشتن خود و احساسات طبیعی خود است؟

آنچه مسلم است این راهکارهای مخرب و موقت فرد را از تنش‌‌های روزمره و ناکامی‌‌ها نجات نخواهد داد بلکه او را به ورطه افسردگی می‌‌کشاند.

و تنها شناخت، بیان و پذیرش عمیق احساسات است که فرد را از افسرده شدن رها می‌‌سازد در میان آنچه به کمک بیماران افسرده می‌‌آید جلسات روان درمانی و همزمان دارودرمانی بصورتی مستمر و موازی است.

و در این میان تحقیقات نشان داده است بیشتر افرادی به ورطه افسردگی کشیده می‌‌شوند که حمایت اجتماعی و عاطفی کمتری دریافت می‌‌کنند. جمع‌‌های دوستانه و خانواده‌‌های حمایت‌گر (چنانچه فرد و احساس اش را مورد توجه قرار دهند) مانعی خواهند بود در برابر اختلال افسردگی.


ستاره حمیدی - روان درمانگر پویشی

 دنیای سلامت 

آسیب اخبار خشونت بار بر کودکان

در دنیای امروز خشونت به بالاترین حد خود رسیده و فرزندان ما هر روز شاهد این خشونت‌ها از رسانه‌های صوتی و تصویری و دنیای مجازی هستند خشونت که حتی در خیابان‌های شهرمان نیز موج می‌زند.


ستاره حمیدی؛ روان درمانگر

در دنیای امروز خشونت به بالاترین حد خود رسیده و فرزندان ما هر روز شاهد این خشونت‌ها از رسانه‌های صوتی و تصویری و دنیای مجازی هستند خشونت که حتی در خیابان‌های شهرمان نیز موج می‌زند.

دیدن اخبار جنگ‌ها، تعرض‌ها به کودکان و بزرگسالان، کشتارهای دسته جمعی و... فرزندان‌مان درکنار ما فیلم‌های خشونت بار می‌بینند، بازی‌های کامپیوتری خشونت بار بازی می‌کنند و در نهایت سوال اینجا است در این دنیای پر هیاهو این اخبارهای خشونت بار چه بر سر فرزندانمان می‌آورد؟

هر روزه در کلینیک‌های مشاوره مادران و پدران نگرانی را می‌بینیم که فرزندان مضطرب و ترسیده شان را برای مشاوره نزد روانشناسان می‌آورند فرزندانی که خبر قتل عام‌ها، بچه دزدی‌ها را شنیده و از تلویزیون مشاهده کرده‌اند و بعد از شروع اضطراب‌ها، ترس از مردن، ترس از دست دادن والدین، کابوس‌های شبانه، دردهای بدنی که ناشی از ترس مدام است بسیاری دیگر از مشکلات درون شان رخنه کرده است و از سویی برخی دیگر از کودکان واکنشی نشان نداده و این ترس و اضطراب را درون خود دفن می‌کنند و در آینده تبدیل به بزرگسالانی مضطرب و نگران می‌شوند

آسیب‌های مواجهه کودکان با اخبار خشونت آمیز 

1-   بر اساس پژوهش‌های انستیتو بهداشت روان آمریکا دیدن و شنیدن مکرر خشونت‌های انسان‌ها بر علیه هم حساسیت درک درد و رنج دیگران و همدلی را در کودکان کاهش می‌دهد.بدیهی است زمانی که کودکان بصورت مستمر شاهد خشونت هستند برای‌شان تبدیل به امری عادی شود.

2-   آنان را دچار ترس از دنیای اطراف‌شان می‌کند و نسبت به دنیای پیرامون دیدی منفی و سرشار از ترس و اضطراب خواهند داشت گویی بیرون از خانه همه چیز در خطر است.این احساس نا امنی کودکان را هر روز مضطرب و نگران‌تر خواهد کرد و این نگرانی مسلماً در زندگی و فعالیت‌های روزانه‌شان و میزان یادگیری آنها تاثیر بسزایی خواهد داشت.

3-   یکی دیگر از آسیب‌های اخبار خشونت بار افزایش بروز رفتارهای خشونت آمیز در کودکان است و این را می‌توان به خوبی در روابط‌شان با همسالان و حتی والدین مشاهده کرد.کودکانی که به سرعت از کوره در می‌روند و شروع به ناسزا گویی کرده و الفاظی را که در بازی‌ها و فیلم‌ها شنیده اند به همسالان خود لقب می‌دهند

4-   و اینجا است که باید از خود بپرسیم چه باید بکنیم؟، طبیعی است ما قادر نیستیم که جلوی اخبار و وقایع خشونت آمیز را بگیریم و حتی مانع شدن از دیدن آنها توسط فرزندان سبب می‌گردد دیدی واقع‌بینانه نسبت به دنیای اطراف‌شان نداشته باشند.

چگونه می‌توان به کودکان آموخت این دنیا علاوه بر تمامی زیبای‌هایش خشونت‌هایی نیز دارد و چگونه باید کودکان را از آسیب‌های روانی و جسمانی شنیدن اخبار خشونت بار در امان نگاه داشت؟

 

پیشنهاد‌هایی به والدین

روانشناسان آکادمی روانپزشکی کودکان و نوجوانان آمریکا در این زمینه راهکارهایی را به والدین پیشنهاد می‌دهد

1-    میزان تماشای خبر را زیر نظر داشته باشید 

گاهی اخبار از رسانه چندین بار تکرار می‌شود. توجه داشته باشید که فرزندان‌تان بیشتر از یکبار شاهد آن نباشند و از منبع معتبر اطلاعات را دریافت دارند

 

2-   فرزندان‌تان را در تماشای خبر همراهی کنید 

در هنگام تماشای اخبار از رسانه کودکان را همراهی کنید، در کنارشان بنشینید و با همدیگر اخبار را مشاهده و گوش کنید.

هیچ گاه فرزندان به تنهایی اخبار خشونت آمیز را مشاهده نکنند

 

3-  درباره محتوای خبر صحبت کنید 

هنگامی که اخبار را مشاهده می‌کنید در مورد آن با کودک‌تان صحبت کنید و احساسش را از این واقعه بپرسید و احساس خود را نیز بیان کنید و با آسیب دیدگان همدلی کرده و رفتارهای خشونت آمیز را شماتت کنید.

فراموش نکنید زیاده روی در این کار سبب جلب توجه کودک به رفتار غیرطبیعی شما می‌شود. در مورد آسیب‌های اجتماعی بر حسب سن‌شان با آن‌ها صحبت کنید و برای در امان ماندن به آنها راهکار دهید.

به عنوان مثال بگویید: دخترم، پسرم خیلی ناراحت هستم که بین این دو کشور جنگ است و جنگ سبب از بین رفتن انسان‌ها می‌شود و دنیا زیباتر خواهد شد اگر آدم‌ها بیشتر همدیگر را دوست داشته باشند.

مسلماً در جنگ آدم‌هایی که از بین می‌روند بسیار مظلوم هستند و بی‌گناه و ... نظر تو در مورد جنگ چیست؟

 

4-    به او درباره امنیتش اطمینان خاطر دهید

و در نهایت به کودک‌تان خاطر نشان سازید که شما همیشه در کنارش هستید و از او محافظت می‌کنید و درست است که آسیب‌ها وجود دارند ولی می‌توان جلوی برخی از آنها را با رعایت کردن نکاتی در زندگی روزمره گرفت.

به عنوان مثال: درست است ممکن است هر کسی با تصادف بمیرد ولی اگر احتیاط کرده و قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت کند هیچ وقت این اتفاق نمی‌افتد

 

5-   جداسازی واقعیت از بازی 

برای کودکان‌تان بازی‌ها را از واقعیت جدا سازید و به عنوان مثال به آن‌ها بگویید کشتن یک انسان کار زشت و نادرستی است زیرا جان انسان‌ها محترم است ولی بازی‌های کامپیوتری فقط بازی هستند و موجوداتی که در آن به آنها شلیک می‌شود و یا کشته می‌شوند بی‌جان و تصویر محض هستند.

 

نکات مهم که در دوران نامزدی باید توجه کرد

دوران آشنایی یکی از ضروریات برای شروع زندگی مشترک است در این دوران زن و مرد نسبت به خصوصیات اخلاقی تفاوت‌های فرهنگی، اجتماعی و فکری یکدیگر شناخت بیشتری کسب می‌‌کنند



ستاره حمیدی؛ کارشناس ارشد روانشناسی


 

دوران آشنایی یکی از ضروریات برای شروع زندگی مشترک است در این دوران زن و مرد نسبت به خصوصیات اخلاقی تفاوت‌های فرهنگی، اجتماعی و فکری یکدیگر شناخت بیشتری کسب می‌‌کنند متاسفانه برخی خانواده‌ها زمان محدودی را درنظر می‌‌گیرند. جهت بدست آوردن اطلاعات صحیح زن و مرد باید دقت نظر بیشتری به خرج دهند این دوران برای جوانان بسیار با ارزش بوده و آنان می‌‌توانند بر خصوصیات اخلاقی، تفاوت‌ها فرهنگی، اجتماعی و فکری یکدیگر آشنایی پیدا کنند. در این برهه دختران و پسران در تکاپوی شناخت بیشتر یکدیگر خواهند بود برخی معتقدند دوران نامزدی از شیرین‌ترین دوران‌های زندگی زن و مرد می‌‌باشد البته باید حساسیت آن را مد نظر قرار داد و توجه نمود در صورتی که هدف تشکیل زندگی مشترک باشد بیشتر تمرکز بر روی شناخت ابعاد وجودی طرفین خواهد بود .

رسیدن به یک نتیجه قاطع و انتخاب همسر تصمیمی مشکل و آینده‌ساز است و جوانان در این مسیر نیاز به حمایت خانواده و مشاوران متبحر دارند با توجه به این مسئله که هیچ انسانی کامل نیست همه زنان و مردان در کنار جذابیت‌ها و ابعاد وجودی مثبت شان دارای نقاط ضعفی نیز هستند که باید در مراحل اولیه زوجین نسبت به آن‌ها آگاهی یابند. برخی از این ضعف‌ها قابل حل و برخی دیگر طبیعی به نظر می‌‌رسد ولی نباید فراموش کرد خصوصیات، اعتقادات و باورهای نیز وجود دارند که ممکن است سبب آزار و اذیت شریک زندگی شده و در نهایت منجر به ایجاد تنش در زندگی آینده زن و مرد شود.

روانشناسان معتقدند در زمان آشنایی باید مواردی را که ممکن است در زندگی آینده مشکل‌ساز شود را جستجو و در صورت حل آن اقدام  کنند و چنانچه موضوع لاینحل باشد هر چه سریع‌تر به رابطه عاطفی پایان داد. آنچه مسلم است نامزدی به معنای وابستگی عاطفی و فقط سپری کردن روزهای خوش نیست بلکه هدف تنها شناخت بیشتر است. نکات مهمی که روانشناسان بر آن تاکید و بیان می‌‌دارند در صورت مشاهده هر کدام از این موارد باید بر رابطه تجدید نظر کرد عبارتند از:


عزت‌نفس پایین

شخصی که خود دارای عزت‌نفس پایین است مسلماً در روابط‌شان با شریک زندگی به مشکل بر خواهند خورد و این مسئله زمانی نمود بیشتری می‌‌یابد که شریک زندگی دارای عزت نفس بالایی باشد. داشتن عزت نفس و احترام به خود تاثیرات شگفت‌آوری در تعاملات با دیگران خواهد داشت. مسلماً هیچ‌کس نمی‌خواهد فردی ضعیف، فاقد اعتماد و عزت نفس را به همسری برگزیند. میزان عزت نفس تاثیر مستقیمی بر روابط، نقش‌های اجتماعی و شغلی فرد بر جای می‌‌گذارد.


عدم کنترل خشم

هیجانات بخشی اجتناب‌ناپذیر از زندگی بشر است، هدایت و بروز هیجانات به روشی مناسب منجر به سازگاری فرد با دنیای اطراف و داشتن زندگی آرام می‌‌گردد. شخصی که نتواند هیجانات خود را کنترل و به صورت صحیح بروز دهد به راحتی کنترل خود را از دست داده و رفتارهای تکانشی منفی از خود بروز می‌‌دهد مسلماً هیچ کس نمی‌خواهد در کنار یک فرد مضطرب، نگران و تکانشی روزگار را سپری نماید این اشخاص انرژی‌های منفی خود را به اطرافیان‌شان منتقل می‌‌کنند، یکی از اهداف ازدواج رسیدن به آرامش است فردی که هنوز به بلوغ عاطفی، هیجانی نرسیده است و نمی‌تواند هیجانات خود را شناسایی کند به سختی قادر خواهد بود با زندگی روزمره خود سازگاری ایجاد کند و مدام در جنگ و جدال با محیط بیرون از خود خواهد بود

.

 پیشینه خانوادگی منفی

اغلب این جمله شنیده می‌‌شود «می‌خواهی با خودش زندگی کنی نه خانواده‌اش» در واقعیت این‌گونه نیست پیوند دو جوان به واقع پیوند خانواده‌های‌شان است نمی‌توان شخصی را برگزید بدون در نظر گرفتن خانواده، بدیهی‌ست وی نیز در همان شرایط و محیط خانواده رشد یافته و بسیاری از خلق‌وخو، عادات، باورها، اعتقادات‌اش همانند اعضای خانواده می‌‌باشد. بررسی پیشینه خانوادگی طرف مقابل در تمامی حیطه‌ها، شناخت دقیق‌تری از خانواده و خود فرد ارائه می‌‌دهد. در انتخاب همسر پیشینه خانوادگی منفی باید مد‌نظر قرار گیرد گاهی نمی‌توان با برخی از امور منفی سازگاری ایجاد کرد برخی مسائل و پیشینه‌های خانوادگی منفی فرد تا پایان عمر همراهش بوده و بر زندگی آینده وی تاثیرگذار خواهد بود

.

اختلالات رفتاری و جنسی

شاید همه انسان‌ها به نوعی دچار رفتارهای نابهنجار و عادات‌های ناخوشایند باشند اما زمانی این مسئله شدت می‌‌یابد که مداوم فرد رفتارهای ناسازگارانه از خود بروز دهد و در هماهنگ شدن با محیط اطراف دچار مشکل گردد. در کنار اختلالات رفتاری و ناسازگاری‌ها، اختلالات جنسی نیز تاثیرات مخربی بر روابط می‌‌گذارد بهتر است از سلامت جنسی فرد کسب اطلاع نمود و زندگی جنسی‌اش را مورد تحلیل و بررسی قرار داد. بررسی روابط عاطفی و جنسی گذشته فرد اطلاعات بسیار مفیدی در اختیارتان می‌‌گذارد و می‌‌توان تصمیم‌گیری دقیق‌تری داشت

.

نابالغ بودن از نظر احساسی، سرد و غیر قابل دسترس بودن

هر دختر و پسری هدف‌اش از ازدواج بدست آوردن منبع عاطفی قوی می‌‌باشد اگر بنا بر هر دلیلی یکی از طرفین نتواند از نظر روحی، روانی و جسمی شریک زندگی را پشتیبانی نماید آن رابطه به مرور زمان از بین خواهد رفت. در ابتدا باید مطمئن شد وی قابلیت پشتیبانی و حمایت همه جانبه را دارا هست یا خیر؟ رفتارهای حمایتی دوران نامزدی به دو طرف نشان خواهد داد آیا این همان رابطه‌ای که می‌‌خواستند هست یا خیر؟ در صورتی که افراد خود واقعی شان را به یکدیگر نشان دهند.

 

<< 1 2 3 4 5 ... 50 >>