X
تبلیغات
رایتل

ستاره حمیدی - روان درمانگر پویشی

درمانگر اختلالات اضطرابی - افسردگی - وسواس و.....



مهم نیست زن چه قدر کار می کند، کیفیت روابط زناشویی و دریافت حمایت
تفاوت میان خستگی و موفقیت او را تعیین می کند .
زنان برای تقویت احساسات زنانه اش به روابط زناشویی سالم نیاز دارد

کانال حس خوب
ravanshenasinovin@
تاریخ ارسال: چهارشنبه 10 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 10:18 ب.ظ | نویسنده: ستاره حمیدی - روان درمانگر | چاپ مطلب 0 نظر



اگر تمامی ما قدرت جادویی خواندن افکار یکدیگر را داشتیم
نخستین چیزی که در دنیا از بین می رفت عشق بود

کانال حس خوب
تاریخ ارسال: چهارشنبه 10 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 08:50 ب.ظ | نویسنده: ستاره حمیدی - روان درمانگر | چاپ مطلب 0 نظر

فروید ناخودآگاه را کشف کرد،

دوانلو دریافت که چگونه آن را در درمان به کار گیریم.
دیوید مالان

تاریخ ارسال: چهارشنبه 10 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 08:45 ب.ظ | نویسنده: ستاره حمیدی - روان درمانگر | چاپ مطلب 0 نظر

تعامل نفرت/عشق: از احساس گناه ساختگی تا گناه اصیل

تعامل نفرت/عشق: از احساس گناه ساختگی تا گناه اصیل



آدمی سراسر احساس است و این نحوه تعامل و مواجه شدن با احساساتش است که شخصیت و در برخی موارد، اختلالات شخصیتش را می سازد. یکی از مهمترین هیجانات غیظ است. سرکوب و نادیده گرفتن غیظ از منظر پزشکی زمینه ساز بیماری جسمی، در روان شناسی بیماری روانی، و در اخلاق، خباثت و بدی است. سوال این است، چرا برخی افراد تا آخر عمر با وجود مواجه شدن با حقیقت همچنان در غیظ می مانند؟ به این معنی که آنها زمینه آزار خود، آزردگی اطرافیان و در بند بودن خود و دیگران را فراهم می کنند.


اولین مسیر نزدیک شدن به غیظ، پذیرش آن و سپس نحوه برخورد با این هیجان است. مقدس نمایی، تطهیر خود یا اظهار به عاری بودن از عیب ها و کاستی ها، نتیجه سرکوب غیظ و ماندن در آن است. تبدیل کردن وجود به دو بعد ربانی و حیوانی و سرکوب بعد حیوانی با بعد ربانی نتیجه ای جز تضاد عمل و ظاهر، تظاهر و بر طبل بی گناهی کوبیدن نخواهد داشت. انسان برای مواجه شدن با این بعد، نیازمند شهامتی بسیار است ونتیجه نزدیک شدن به این بعد (سایه) سرچشمه خلاقیت و شکوفایی است [1]. احساس گناه ساختگی در اینجا همان پاییندی و اطاعت کورکورانه از قواعد ذهنی سوپرایگو مانند (من باید بی عیب باشم، من نباید از دست کسی عصبانی باشم و ..) است.


مسیر بعدی، پس از نزدیک شدن به غیظ، لمس عشق در اوج نفرت است. یعنی فرد در اوج خود آزاری و دیگر آزاری، اوج خباثت و یا اوج نفرت، لحظه ای عشق و شفقت را لمس کند. در اینجا لمس عشق در اوج نفرت، منجر به سنگین ترین احساس انسان، یعنی احساس گناه خواهد شد [2]. احساس گناه همانند کاتالیزوری است که نفرت را در بدن تبدیل به شفقت و مهر می کند و سبب تغییرات عمیق شخصیتی در فرد می شود (تغییر شخصیت هدف روانکاوی است). تغییراتی که در تاریخ به افرادی اطلاق می شود که به طور ناگهانی به اصطلاح از یک آدم بد به آدم خوبی تبدیل شده اند و یا دائما در مسیر نیک تر شدن و تبدیل غیظ به عشق گام برداشته اند. مشاهده، پذیرش و مواجهه با این احساس، آنقدر دردناک و اضطراب زا است که افراد دارای غیظ دائما مکانیسم های دفاعی را برای مواجه نشدن با آن به کار می گیرند، در نتیجه انرژی آنها نه به سمت درون و لمس حقیقت خود بلکه بر علیه عشق (ارتباط اصیل) و بر علیه افراد دارای عشق تجهیز می شود و یا از آنها می ترسند و یا با آنها مبارزه می کنند. ولی دیدن این احساس در فردی دیگر و یا لمس مبهم آن هم می تواند اثربخش باشد.


@ISTDPlearning

1-Jung, C. G. (1948). The shadow. The Essential Jung: Selected Writings, 91-93.
2-Nygren, T., & Johansson, C. (2015). Draining the Pathogenic Reservoir of Guilt?: A study of the relationship between Guilt and Self-Compassion in Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy.

تاریخ ارسال: چهارشنبه 10 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 02:03 ب.ظ | نویسنده: ستاره حمیدی - روان درمانگر | چاپ مطلب 0 نظر

اثرات مخرب احساسات سرکوب شده :


شواهد روز افزون پژوهشی بر آن اند که ابراز هیجان های منفی، به وقت برانگیختگی، فوایدی در بر دارد. جلوگیری از تجربه هیجانات منفی شاید موقتا باعث تسکین و آرامش شود، اما در دراز مدت بهایی گزاف در پی دارد. اگر جلوی تجربه هشیارانه خشم گرفته شود، در درون خشم باقی خواهد ماند و مدت ها پس از پایان رویداد مسبب خشم، هیجان سرکوب شده، تاثیر گذار خواهد بود. در مقابل آنهایی که قادرند احساسات منفی خود را آزادانه-بدون پرخاشگری- ابراز کنند، احساس رهاشدگی می کنند و متعاقبا میتوانند احساسات مثبت بیشتری را نسبت به کسانیکه این احساسات را پیش خود نگه می دارند، ابراز کنند.



برگرفته از:
  • - Malan, D., & Della Selva, P. C. (2007). Lives transformed: A revolutionary method of dynamic psychotherapy. Karnac Books

تاریخ ارسال: دوشنبه 8 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 10:56 ق.ظ | نویسنده: ستاره حمیدی - روان درمانگر | چاپ مطلب 0 نظر

اون چیزی که در دستامون داریم زمان حال است و بس


مهم نیست دانشمندان و فیلسوف های مثل سارتر، شوپنهاور، نیچه، راسل، دکارت و...... . چی میگن در واقع فقط یک چیز مهمه ما الان هستیم.

و ما فقط یه رهگذریم مثل تمام آدمای که از ابتدای خلقت بوجود اومدن، ما هم مثل اونا اومدیم و می ریم، کجا نمی دونم.....
فقط اون چیزی که توی دستامون داریم همین الانه، زمان حال و بقیه هیچ .....
گاهی مشکلات زندگی برامون شکل مصیبت پیدا می کنه کافی توی لحظات سخت زندگی فقط بیاییم بیرون از کالبدمون و خودمون ببینیم که چقدر توی این دنیا کوچیکیم و چقدر مصیبت مون ناچیز به نظر می رسه و با نگاه به اون مسئله دردناک متوجه می شیم بخش عظیمی از حس دردناک بودن اش زاییده افکار خودمون هست. نگرانی های اتفاق های که ممکنه در دقیقه ها، ساعت ها، روزهای دیگه رخ بده که ممکنه هیچ وقت اتفاق نیفته.
غم روزها و خاطراتی که به سختی به دوش می کشیم

همیشه می گن واقعیت ها تلخه و من بهش اعتقاد دارم،مثل واقعیت هایی از قبیل از دست دادن چیزهایی که دوست شون داریم، از دست دادن آدمهایی که نیمی از وجودمان هستن و بهشون عشق می ورزیم، ناکامی های حاصل از نرسیدن به خواسته ها و آرزوها ......

همه و همه این دردهای حاصل از واقعیت های تلخ زمانی التیام پیدا می کنه که ایمان داشته باشیم به اینکه روزها می گذره و روزای سخت به خاطره ها می پیونده و ما فقط الان رو داریم و الان باید کاری کنیم، کاری که قلبمون آروم بگیره.......

شاید اون کار پذیرفتن شرایط و تلاش برای بهتر کردن شرایط اکنون باشه این تنها چیزی هست که کمک می کنه توی خودمون و .... غرق نشیم و تلاش کنیم برای بودن.


ستاره حمیدی. رواندرمانگر پویشی کوتاه مدت

تاریخ ارسال: دوشنبه 8 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 10:54 ق.ظ | نویسنده: ستاره حمیدی - روان درمانگر | چاپ مطلب 0 نظر
( تعداد کل: 276 )
<<   1     2     3      4      5      ...      46   >>
صفحات