X
تبلیغات
رایتل

ستاره حمیدی - روان درمانگر پویشی

درمانگر اختلالات اضطرابی - افسردگی - وسواس و.....

درمانگر همدل


درمانگر همدل بودن بسیار شبیه یک مادر همنوا بودن است_ شما به بیمار گوش مى دهید و احساسات او را کمى اصلاح شده به او منعکس مى کنید. از نشان دادن مقدارى احساسات ، نهراسید. جاى مجسمه هاى سنگى، جلوى سر در چلوکبابى ها است، نه در مطب روان درمانى .


           روان درمانى تحلیلى؛ دبورال کابانیس

تاریخ ارسال: شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 10:51 ق.ظ | چاپ مطلب 0 نظر

احساسات ناتمام


احساسات ناتمام


در انسان تمایل شدیدی به اجتناب و پرهیز از احساسات دردناک وجود دارد.و همین باعث میشود که تکالیف ، کارها، و موقعیت هایی در زندگی ما ناتمام باقی بماند ، تکالیف ناتمام یا احساسات ابراز نشده ای مثل رنجش ، خشم ، تنفر، گناه، اضطراب و... و حوادث و خاطراتی که به مدت طولانی در ذهن مانده اند. در این میان رنجش و خشم فراوانترین و بدترین نوع کارهای ناتمام است که به افراد اجازه برقراری رابطه صادقانه و قابل اعتماد را نمیدهد.
حتما تلاش زیادی هم برای فراموش کردنشان می کنیم اما آیا فراموش می شوند ؟
نه ، فراموش نمی شوند و از آنجایی که این موارد به طور کامل در آگاهی تجربه نشده اند دایما برای کامل شدن به فرد فشار می آورند و وقتی به اندازه کافی قدرتمند شوند، فرد دچار اشتغال های ذهنی، رفتارهای وسواسی و نگرانی و رفتارهای خودتخریبی میشود . حتی تاثیر تکلیف ناتمام در برخی گرفتگی های داخل بدن آشکار میشود و نیز گاهی فرد احساس درماندگی و تنش را تجربه می کند بدون آنکه علتش را بداند.

نوعی مشکل خشم که مکرر در رواندرمانی مطرح میشود ، مربوط به احساسات خشم حل نشده طولانی مدت به سمت افراد مهم در زندگیمان است.


ستاره حمیدی - روان درمانگر پویشی کوتاه مدت

تاریخ ارسال: شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 10:43 ق.ظ | چاپ مطلب 0 نظر



مهم نیست زن چه قدر کار می کند، کیفیت روابط زناشویی و دریافت حمایت
تفاوت میان خستگی و موفقیت او را تعیین می کند .
زنان برای تقویت احساسات زنانه اش به روابط زناشویی سالم نیاز دارد

کانال حس خوب
ravanshenasinovin@
تاریخ ارسال: چهارشنبه 10 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 10:18 ب.ظ | چاپ مطلب 0 نظر

تعامل نفرت/عشق: از احساس گناه ساختگی تا گناه اصیل

تعامل نفرت/عشق: از احساس گناه ساختگی تا گناه اصیل



آدمی سراسر احساس است و این نحوه تعامل و مواجه شدن با احساساتش است که شخصیت و در برخی موارد، اختلالات شخصیتش را می سازد. یکی از مهمترین هیجانات غیظ است. سرکوب و نادیده گرفتن غیظ از منظر پزشکی زمینه ساز بیماری جسمی، در روان شناسی بیماری روانی، و در اخلاق، خباثت و بدی است. سوال این است، چرا برخی افراد تا آخر عمر با وجود مواجه شدن با حقیقت همچنان در غیظ می مانند؟ به این معنی که آنها زمینه آزار خود، آزردگی اطرافیان و در بند بودن خود و دیگران را فراهم می کنند.


اولین مسیر نزدیک شدن به غیظ، پذیرش آن و سپس نحوه برخورد با این هیجان است. مقدس نمایی، تطهیر خود یا اظهار به عاری بودن از عیب ها و کاستی ها، نتیجه سرکوب غیظ و ماندن در آن است. تبدیل کردن وجود به دو بعد ربانی و حیوانی و سرکوب بعد حیوانی با بعد ربانی نتیجه ای جز تضاد عمل و ظاهر، تظاهر و بر طبل بی گناهی کوبیدن نخواهد داشت. انسان برای مواجه شدن با این بعد، نیازمند شهامتی بسیار است ونتیجه نزدیک شدن به این بعد (سایه) سرچشمه خلاقیت و شکوفایی است [1]. احساس گناه ساختگی در اینجا همان پاییندی و اطاعت کورکورانه از قواعد ذهنی سوپرایگو مانند (من باید بی عیب باشم، من نباید از دست کسی عصبانی باشم و ..) است.


مسیر بعدی، پس از نزدیک شدن به غیظ، لمس عشق در اوج نفرت است. یعنی فرد در اوج خود آزاری و دیگر آزاری، اوج خباثت و یا اوج نفرت، لحظه ای عشق و شفقت را لمس کند. در اینجا لمس عشق در اوج نفرت، منجر به سنگین ترین احساس انسان، یعنی احساس گناه خواهد شد [2]. احساس گناه همانند کاتالیزوری است که نفرت را در بدن تبدیل به شفقت و مهر می کند و سبب تغییرات عمیق شخصیتی در فرد می شود (تغییر شخصیت هدف روانکاوی است). تغییراتی که در تاریخ به افرادی اطلاق می شود که به طور ناگهانی به اصطلاح از یک آدم بد به آدم خوبی تبدیل شده اند و یا دائما در مسیر نیک تر شدن و تبدیل غیظ به عشق گام برداشته اند. مشاهده، پذیرش و مواجهه با این احساس، آنقدر دردناک و اضطراب زا است که افراد دارای غیظ دائما مکانیسم های دفاعی را برای مواجه نشدن با آن به کار می گیرند، در نتیجه انرژی آنها نه به سمت درون و لمس حقیقت خود بلکه بر علیه عشق (ارتباط اصیل) و بر علیه افراد دارای عشق تجهیز می شود و یا از آنها می ترسند و یا با آنها مبارزه می کنند. ولی دیدن این احساس در فردی دیگر و یا لمس مبهم آن هم می تواند اثربخش باشد.


@ISTDPlearning

1-Jung, C. G. (1948). The shadow. The Essential Jung: Selected Writings, 91-93.
2-Nygren, T., & Johansson, C. (2015). Draining the Pathogenic Reservoir of Guilt?: A study of the relationship between Guilt and Self-Compassion in Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy.

تاریخ ارسال: چهارشنبه 10 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 02:03 ب.ظ | چاپ مطلب 0 نظر

اون چیزی که در دستامون داریم زمان حال است و بس


مهم نیست دانشمندان و فیلسوف های مثل سارتر، شوپنهاور، نیچه، راسل، دکارت و...... . چی میگن در واقع فقط یک چیز مهمه ما الان هستیم.

و ما فقط یه رهگذریم مثل تمام آدمای که از ابتدای خلقت بوجود اومدن، ما هم مثل اونا اومدیم و می ریم، کجا نمی دونم.....
فقط اون چیزی که توی دستامون داریم همین الانه، زمان حال و بقیه هیچ .....
گاهی مشکلات زندگی برامون شکل مصیبت پیدا می کنه کافی توی لحظات سخت زندگی فقط بیاییم بیرون از کالبدمون و خودمون ببینیم که چقدر توی این دنیا کوچیکیم و چقدر مصیبت مون ناچیز به نظر می رسه و با نگاه به اون مسئله دردناک متوجه می شیم بخش عظیمی از حس دردناک بودن اش زاییده افکار خودمون هست. نگرانی های اتفاق های که ممکنه در دقیقه ها، ساعت ها، روزهای دیگه رخ بده که ممکنه هیچ وقت اتفاق نیفته.
غم روزها و خاطراتی که به سختی به دوش می کشیم

همیشه می گن واقعیت ها تلخه و من بهش اعتقاد دارم،مثل واقعیت هایی از قبیل از دست دادن چیزهایی که دوست شون داریم، از دست دادن آدمهایی که نیمی از وجودمان هستن و بهشون عشق می ورزیم، ناکامی های حاصل از نرسیدن به خواسته ها و آرزوها ......

همه و همه این دردهای حاصل از واقعیت های تلخ زمانی التیام پیدا می کنه که ایمان داشته باشیم به اینکه روزها می گذره و روزای سخت به خاطره ها می پیونده و ما فقط الان رو داریم و الان باید کاری کنیم، کاری که قلبمون آروم بگیره.......

شاید اون کار پذیرفتن شرایط و تلاش برای بهتر کردن شرایط اکنون باشه این تنها چیزی هست که کمک می کنه توی خودمون و .... غرق نشیم و تلاش کنیم برای بودن.


ستاره حمیدی. رواندرمانگر پویشی کوتاه مدت

تاریخ ارسال: دوشنبه 8 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 10:54 ق.ظ | چاپ مطلب 0 نظر

ذهن اگاهی .مایندفولنس

از زمان کودکی ذهن ما اموزش می بینه به اخر همه وقایع فکر کنه
وقتی کودک هستیم فکر می کنیم زودتر بزرگ شیم
وقتی بزرگ می شیم فکر می کنیم زودتر دیپلم بگیریم ،زودتر بریم دانشگاه ، سریع درس تموم کنیم مدرک بگیریم
زودتر ازدواج کنیم
وقتی ازدواج می کنیم باید زودتر فرزندی داشته باشیم
و حال باید سریعتر به فکر آینده فرزندانمان باشیم
همش می خواهیم به اخر هر مرحله زیبا زندگی مون برسیم
به فکر تموم کردن لحظات زیبای زندگی مون هستیم
همش در فکر پایان و تموم کردن.....
به فرزندان مون هم می اموزیم فقط به اخر همه چیز فکر کنن .
درس بخونن ،مهارت کسب کنن که اینده بهتری داشته باشن

یه لحظه بایستید ،

  • الان ،اینجا ،اکنون شما کجا هستید ??
با خودتون چیکار می کنید?? ،همش دوندگی برای رسیدن به اینده
با فرزندانمون چیکار می کنیم??

کاش بهتر باشه به اغاز و الان هم فکر کنیم ، در مسیر ارزوها و اهداف زندگی کنیم از لحظه به لحظه و قدم به قدم جلو رفتن لذت ببریم
به فرزندان مون یاد بدیم زندگی یعنی الان ، همین اکنون
  • زندگی چیزی هست که الان در دستان شون دارن.
نه فردا و نه دیروز
به کودکان خود علاوه بر انواع مهارت ها و خواندن و نوشتن و غیره .....،مهارت زیستن و لذت بردن از ثانیه به ثانیه زندگی رو بیاموزیم

ravanshenasinovin@
ستاره حمیدی . روانکاو پویشی

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 12:52 ب.ظ | چاپ مطلب 0 نظر
( تعداد کل: 46 )
   1      2     3     4     5      ...      8   >>
صفحات