X
تبلیغات
رایتل

ستاره حمیدی - روان درمانگر پویشی

درمانگر اختلالات اضطرابی - افسردگی - وسواس و.....

اشتباهات در روابط

اشتباهات در روابط


گاهی آدما احساس می کنن قدر اونایی که باید می دونستن رو ندونستن ، و از اینکه برای برخی اطرافیانشون انرژی و زمان صرف کردن و احساس شونو قسمت کردن متاسف می شن برای همه پیش میاد که دلشون رنجیده باشه و یا برعکس شخصی رو رنجونده باشن و مواقعی حس میکنن زمان، احساس و دقایق عمرشونو برای شخصی گذاشتن که مناسب نبوده و همین سبب شده از کسایی که عشق و دوستی واقعی داشتن فاصله بگیرن .

زمانهایی به علتهای مختلف چشم ها بر روی برخی واقعیت ها بسته می شه و همین امر سبب ساز انتخاب نادرست می شه شاید برخی آدما به این نتیجه برسن که چرا کسایی که دوستشون داشتیم و تمام زندگی مون رو وقف شون کردیم شایسته محبت و عشق مون نبودن؟ و یا چرا برخی دیگرو نادیده گرفتیم ؟ عده ای دیگه فکر می کنن که چه اشکالی تو نحوه ارتباطاتمون بود که تنها موندیم ؟ و دلمون شکسته شد ؟

گاهی اوقات انقدر دور و بر آدما شلوغ می شه و مشغله های کاری و زندگی زیاد که تسلط شونو از روی خیلی وقایع اطرافشون از دست می دن و در یک لحظه با یک تلنگر به خودشون میان که چرا باید اینطور می شد سوال خیلی از آدما اینه که " مگه من چیکار کردم که مستحق همچین رفتاری هستم ؟" زمانی که فرد احساس می کنه حق به جانبه و تمامی کارهای لازمه برای نگهداری یه رابطه رو انجام داده و نتیجه معکوس و منفی گرفته . آیا دلیل اش اینه که به اندازه کافی بر روی نحوه ارتباط مون دقت نداشتیم و یا اینکه طرف مقابل مون انقدر بد و سنگدله که جواب محبت ما رو با بی محبتی داده؟

عده ای از خودشون ناراحت می شن که چرا درست قضاوت نکردن ؟ چرا نسبت به اطرافیان به شناخت نرسیدن و خیلی سوالهای دیگه ،  واقعاً چه چیزی باعث انتخابهای نادرست می شه؟

این خیلی مهمه کسایی که دوستمون داشتن رو ندیده و نسبت بهشون بی اهمیت بودیم و مهمتر اینکه چرا انرژی که به میفرستیم رو دریافت نمی کنیم و یا برعکس اشو دریافت می کنیم ؟ چرا وقتی تمام تلاشمون اینکه همه چی خوب پیش بره نتیجه اعمالمون مطابق نیت قلبی مون نیست ؟ خیلی از ما می خواهیم علت شو بدونیم . قانون طبیعت میگه هر انرژی بفرستی دو برابر اون به سمت ات میاد اگر با مثبت اندیشی فکر کنی وقایع خوشایند جذبت می شن و اگر برعکس اون وقایع منفی . بسیاری در ارتباطاتشون با خوشبینی و انرژی مثبت پیش میرن ولی در نهایت اون نتیجه مثبت دلخواه از ارتباطاتشون بدست نمیارن و بدتر گاهی معکوس اون براشون اتفاق می افته . این موارد بدیهیست یه جای کار اشتباهه و وقتی به این مرحله می رسیم به جای احساس ناراحتی باید بگردیم و رفتارمون ریشه یابی و به اشتباهمون پی ببریم.

مسلماً داشتن یک تعامل اجتماعی و خا نوادگی سالم نیاز به رعایت یکسری اصول داره گاهی اوقات افراط و تفریط می تونه نتیجه دلخواه رو در بر نداشته باشه .

اینکه توی ارتباطامون به مشکل بر میخوریم حالا می خواد این ارتباط با خانواده یا همکاران و دوستان و یا هر شخص دیگه ای باشه می تونه علتهای متفاوتی داشته باشه من جمله :

-         شاید انتخاب های درستی نداشتیم البته این مورد بیشتر در انتخاب دوستان صدق می کند.

-         و یا اینکه به قول قدیمی ها چشم هامون رو خوب باز نمی کنیم و خوب اطرافمون رو نمی بینیم به نشانه ها توجه نمی کنیم . نشونه های زیادی هست که می تونه تو انتخاب درست کمک کنه 

-         توجه به ظواهر یکی از موارد فریبنده ای که سبب بیشتر انتخابهای نادرسته انتخاب یه دوست و قضاوت بر همکاران ، دوستان و آشنایان بر اساس ظواهر شخصیتی سبب ساز بوجود آمدن بسیاری از پیش داوری های اشتباه می گردد.

-         عده ای زیادی از ما قبل از اینکه به شناخت نسبی از همکار ، دوستان و آشنایان برسیم با اونها روابط صمیمی برقرار می کنیم که خود به دلیل نداشتن آگاهی از روحیات و خلقیات طرف مقابل ممکن است مشکلات بسیاری ایجاد و سبب ضربات روحی گردد .

-         عدم آگاهی از روحیات ، خلقیات و عادات یکدیگر موجب بسیاری از سوء تفاهمات است شاید بهتر باشد قبل از گذراندن مراحل صمیمت به یک آگاهی نسبت به طرف مقابل و حتی عقاید و چارچوبهای خانوادگی شخص داشته باشیم.

در نهایت باید قبول کردن انسانها برای هم نعمت هستند شاید یکی از دلایل کنار هم قرار گرفتن برخی از آدما این باشه که اومدن مسائلی رو بهمدیگه یاد بدن شاید این تلنگر ها نشونه های باشه برای آگاهی بیشتر که بتونیم مراحل پیدا کردن یه دوست و همراه خوب رو یاد بگیریم .

و اینکه چطور بتوانیم یک تعامل اجتماعی بی دغدغه و سالم داشته باشیم . خیلی از این برخوردها سبب پی بردن به نقاط ضعف و قوت آدما و موجب بالا رفتن دقت انسانها بر روی محیط اطرافشون .

این که چطوری می تونیم به یه شناخت نسبی و کامل از آشنایان برسیم خیلی مهمه به عنوان مثال می تونیم مراحل زیر را طی نماییم:

-         بررسی خصایص اخلاقی ، عادات منفی و مثبت ، میزان صداقت ، خود شیفتگی و یا حتی خودخواهی به کلی بررسی جزئیات خصوصیات اخلاقی طرف مقابل

-         توجه به عادات  اقتصادی طرف مقابل و خانواده اش اینکه آیا کلاً خانواده ای حسابگر هستند؟ یا ولخرج و یا حتی خسیس ؟ شاید در ظاهر مهم نباشه ولی خود این مسله می تونه خیلی سوء تفاهمات را در رابطه به دنبال داشته باشه .

-         خصوصیات شخصیتی ، پیش زمینه های ذهنی ، فرهنگ و سنت های خانوادگی و نوع برخورد و دیدگاه وی و خانواده اش نسبت به بقیه اطرافیان و آشنایان می تواند کمک شایانی نماید.

-         سنجیدن تفاوت های مذهبی، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود و طرف مقابل یکی از راههای پیشگیری از ورود به روابط نامناسب می باشد .

بهتراست قبل از هر گونه برخود و پیش داوری نسبت به دوستان ،همکاران و آشنایان موارد بالا بررسی شود تا منجر به پش داوری اشتباه نگردد.

 به نظر روانشناسان "پیش داوری ، قضاوت ، زود هنگام، پندار و یا احساسی ویژه نسبت به یک موضوع ،شی یا فرد است که معمولا قبل از جمع آوری و بررسی اطلاعات لازم پدید می آید و بر شواهد ناکافی، یا حتی خیالی مبتنی است. در واقع پیش داوری بر اساس منطق و واقعیت نیست بلکه بر پایه مجموعه ای از فرضیات، مفاهیم نیمه درست و گمانه زنی ها شکل می گیرد و مبتنی بر تعمیم غلط و انعطاف ناپذیر است . "

هیچ انسانی به دلیل بدخواهی یا تنفر پیش داوری و قضاوت منفی  نمی کند بلکه شاید دلیل اش این باشه که اغلب موارد این کار آسانتر از درک تفاوتها و پیچیدگی های واقعی دنیای اطراف باشه پس چه بهتر هنگام رسیدن به شناخت سعی شود بر اساس اطلاعات ناقص و ناکافی قضاوت نشود .

روانشناسانی که در این حیطه فعالیت می کنند ، "معتقدند که پیش داوری حاصل تمایل طبیعی ما برای قالب بندی جهان به منظور معنا دادن به آن است . این قالب ها مبتنی بر واقعیت نیستند بلکه بر اساس تجارب قبلی محدود ما که آن را درست و قطعی تلقی می کنیم ، شکل می گیرند ."

البته نباید فراموش کرد نباید خود را نیز فراموش نمود همزمان با رسیدن به شناخت نسبت به طرف مقابل شاید بهتر باشد به شناختی از خود نیز برسیم قبول اینکه هر رخدادی در ارتباطات دو طرفه می باشد بسیاری از سوء تفاهمات برای طرف مقابل نیز ناشی از زمینه های متفاوت فکری و فرهنگی و عقاید خودمان می باشد.

بهتر است قبل از هر گونه پیش داوری خود را نیز بسنجیم مسلماً ما نیز انسان کاملی نیستیم . به عنوان مثال برخی سوالات عبارتند از :

 " آیا این ارزش / نگرش صحیح است ؟ "

" آیا به تمام حقایق مرتبط با آن دسترسی دارم ؟ "

" آیا در حال تعمیم دادن آن هستم ؟ "

" آیا به جای در نظر گرفتن تصویر کامل، بریک یا چند بعد منفی تمرکز کرده ام ؟"    

" آیا به شیوه ای ناعادلانه به این فرد یا گروه برچسب می زنم ؟ "

بررسی نگرشها و ارزشها با استفاده از سوالات فوق، گام مهمی درجهت آگاهی از تعصبات و پیش داوری ها ست. رسیدن به شناختی کاملی از خود و همزمان درک ، تحلیل و تجزیه روابط و عقاید اثرات سودمندی در روابط خواهد داشت . پیش داوری نکردن و دقت در انتخابها مانعی محکم در برابر ضربات روحی و عاطفی است مسلماً سختی تفحص اولیه به داشتن دوست و روابط سالم خواهد ارزید .

 

ستاره حمیدی

 


(چاپ خانواده 1389) 

 

 

تاریخ ارسال: چهارشنبه 24 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 02:31 ب.ظ | چاپ مطلب 1 نظر

آیا روانشناسان خود دیوانه ترند؟؟

آیا روانشناسان از همه بیمارترند؟


در تفکر عامیانه بسیار این جمله را شنیده ایم " کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد " و جملاتی همانند اینکه خود روانشناسان از همه بیمارترند  و یا عامیانه تر دیوانه تر اند. آیا به واقع تمامی روانشناسان از لحاظ روحی و روانی نسبت به بقیه افراد بیمارترند؟ اگر اینطور است چرا و به چه علت ؟ و در غیر اینصورت آیا باید روانشناسان متمایز و متفاوت از سایرین باشند؟ باید پذیرفت تمامی ما سرشت واحد و در نوع خود بی همتا داریم بنا به تصور رایج و نادرست اکثریت مردم یک روانشناس باید با افراد در اصناف دیگر متفاوت بوده و حتی با دیدن چهره اشخاص تمامی خصوصیات و درونیات آنان را کشف نماید شاید تا حدودی این ذهنیت درست باشد البته نه با یک نگاه یک روانشناس و روانپزشک متبحر با صرف مقداری زمان و از راه مشاهده  تعاملات اطرافیان می تواند تا حدودی برخی مشکلات و یا خلقیات افراد را مورد بررسی قرار دهد و برای اطمینان خاطر با استفاده از جلسات مشاوره و استفاده از انواع آزمونها به شناخت صحیحی از فرد دست یابد .

روانشناسان نیز همانند تمامی انسانها مخصوصاً در جامعه امروزی فردی جدا از جامعه نبوده و نخواهند بود و بسیاری از تغیرات و تحولات اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی بر روح و روان آنان نیز تاثیر خواهد گذاشت . تنها تفاوت برخی از اقشاری که به هر نوعی در این رشته فعالیت می کنند تغییر نوع واکنش شان نسبت به محرکات بیرونی می باشد. مسلماً زمانی که نسبت به مسئله ای آگاهی داشته باشیم واکنشمان متفاوت تر خواهد بود.

1-    نیاز داشتن تمامی انسانها به گوش شنوا : که روانشناسان از آن مستثنی نیستند. همه ما نیاز به یک مشاور و روانشناس داریم حتی روانشناسان متبحر جهت برقراری تعادل در روند زندگیشان از همکاران خود کمک خواهند گرفت بلی حتی روانشناسان نیز نیازمند گوشی شنوا جهت کنار آمدن با محرکات بیرونی دارند و درخصوص تغییر نحوه واکنش نسبت به محرکات بیرونی با ابزارهای تئوری که در دست دارند می توانند بسیاری از عادات گاه ناخوشایند را تغییر جهت و تهسیل نمایند .

2-    تفاوت های فرهنگی : بسیاری از روانشناسان تحصیلات خود را در کشورهای دیگری گذرانده اند و نظریات و راه حلهایشان برای جامعه کنونی ما مناسب نبوده و همین امر سبب تعجب و گاه اعتراض به نحوه عملکردشان میگردد. در کنارش تفاوتهای فرهنگی و نرم نبودن بسیاری از موارد آموزش داده در این رشته به دانشجویان با شرایط کنونی کشور ، فرهنگ و آداب و رسوم خانوادگی دانشجویان است . دانشجویانی که با فرهنگ و شرایط متفاوتی بزرگ شده اند و ممکن است خود نیز دچار بسیاری از مشکلات دوران کودکی و خانوادگی باشند که برای تمامی انسانها و خانواده ها تا حدی طبیعی به نظر می رسد.

3-    نرم نبون نظام آموزشی وکتابهای آموزش داده با شرایط کنونی : همانطور که ذکر شد در دانشگاهها کتابها و منابعی آموزش داده می شود که بیشترشان بعد از ورود فرد به حیطه کاری کاربرد ندارد . این خود شخص است که به مرور زمان با افزایش گاهی و تجربه می تواند در این رشته فعالیت نماید . بدیهیست تمامی دانشجویانی که تحصیلات این رشته را گذرانده اند و به صورت تئوری اطلاعات کسب نموده اند نمیتوان انتظار داشت تمامی این تئوری ها را خود به خوبی فرا گرفته باشند که خود شاید یکی از محدودیت های سیستم های آموزشی مان باشد نه تنها در این رشته بلکه تمامی روانشناسان به عنوان مثال از یک فارغ التحصیل رشته کامپیوتر نمی توان توقع داشت بر تمامی امور آن تسلط داشته باشد شاید یکی از دلایل اش تغییر و تحولات روز به روز می باشد .

4-    نحوه تجزیه و تحلیل مطالب و نوع دیدگاه خاص :. شاید یکی از عللی که سبب بوجود آمدن این ذهنیت در عامه مردم گشته است این باشد که بسیاری از دانشجویان این رشته جهت تجزیه و تحلیل تعاملات و رفتارهای اطرافیانشان دقیق تر گشته که بسیاری از این مسائل برای اطرافیان به چشم نخواهد آمد و همین بررسی نکات خاص و درونی سبب متمایز شدن آنان از بقیه افراد می گردد. دیدن مسائل از ابعاد دیگر دید یک روانپزشک با روانکاو و یک مهندس راه و ساختمان در مورد یک مسئله ثابت متفاوت خواهد بود مسلماٌ زمانی که میزان آگاهی افراد در هر زمینه ای بالا رود منجر به واکنش های از جانب شخص می گردد و گاه این بررسی ها و تجزیه و تحلیل ها سبب تعجب اطرافیان میگردد (که به چه دلیل به همچین مسئله ای با چنین دیدی می نگرد) و یا اینکه ( زیادی حساسیت به خرج می دهد ) فارغ از اینکه شاید علت اش بررسی نوع مسئله و نوع واکنش های اطرافیان می باشد. به طور کلی می توان مواردی منجر به متفاوت شدن برخی روانشناسان نسبت به بقیه انسانها می شود را موارد ذکر شده دانست.

5-    محرکات بیرونی و نحوه نگرش  اطرافیان به دانشجویان و فارغ التحصیلان این رشته : نمی توان از تمامی افرادی که از این رشته فارغ التحصیل می شوند فقط با احتساب مدرک توقع داشت متفاوت و همانند روانشناسان حرفه ای عمل نمایند و این خود در صورت علاقه فرد به رشته انتخابی و مرور زمان تجربیات شغلی اطلاعات وی را تکمیل خواهد نمود . همانطور که یک دانشجویی پزشکی بعد از فارغ التحصیلی نیاز به گذراندن دوره های کارآموزی دارند دانشجویان این رشته نیز نیازمند حمایت جامعه و استادان می باشند.

6-    شاید یکی دیگر از علل رفتارهای غیر قابل هضم روانشناسان برخورد مداوم آنان با انسانهای متفاوت با شخصیت ها و خلق و خوها و اختلالات خاص می باشد که سبب تغییراتی در عملکرد آنان میگردد که خود سندی است بر اینکه همه ما نیازمند مشاور و روانشناس هستیم.

 

 

ستاره حمیدی

 

چاپ خانواده 1389

 

تاریخ ارسال: چهارشنبه 24 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 02:00 ب.ظ | چاپ مطلب 1 نظر

کسب احترام در محیط کار

                                                    کسب احترام در محیط کار

تمامی انسانها از اینکه مورد توجه و احترام قرار گیرند لذت می برند فقط میزان درجه آن متفاوت می باشد مخصوصاً رعایت این احترام از جانب افرادی که بیشتر ساعات عمر را با آنان می گذرانیم همانند خانواده و همکاران . احترام متقابل در محیط کار یکی از موارد آرامبخش و بسیارمفید در همه ابعاد به نظر می رسد زمانیکه در محیط کار احساس مثبت و شادی جریان داشته باشد مطمئناً بازده‌کاری بیشتر نیز خواهیم داشت. روانشناسان معتقدند تنها خود افراد مسبب چگونگی برخورد دیگران با خودشان هستند زمانی می‌توان از دیگران انتظار احترام داشت که این روند متقابل صورت پذیرد . بررسی نحوه ارتباط در محیط کار حدودی پیچیده تر از محیط خانواده باشد در محیطی افرادی با فرهنگ های متفاوت و پیش زمینه های فکری در ابعاد مختلف دریک مکان گرد هم می آیند. اختلافات طبقاتی، فرهنگی، اقتصادی،اجتماعی ممکن است سبب ساز تنش ها و ناسازگاری های‌گردد . ما انسانها تنها زمانی می توانیم در کنار هم زندگی مسالمت آمیز داشته باشیم که به حقوق یکدیگر احترام گذارده و برخی نکات به ظاهر بی اهمیت را رعایت نماییم.

رعایت یکسری اصول می تواند راهگشای خوبی جهت برقراری ارتباطی معقولانه با همکاران باشد:

- مهربانی و صمیمت در محل‌کار و نگهداشتن حد و مرزهای اخلاقی یکی از بهترین خصوصیات‌اخلاقی در محیط کار محسوب می‌گردد.

- پرهیز از شوخی های نابجا و افراط گرایانه ،افراد بر حسب پیشینه خانوادگی و فرهنگی ممکن است مسائلی برایشان غیر قابل هضم باشد مئسله‌ای در خانواده‌ای به عنوان سرگرمی مد نظر قرار میگیرد و در خانواده دیگر ممکن است نوعی توهین محسوب‌گردد. بهتر است پیش از هر برخوردی اعتقادات همکاران جهت تعامل تا حدودی بررسی شود.

- نظر خواهی از همکاران جهت رفع مشکلات کاری و داشتن روحیه کار گروهی

- حضور در یک گروه کاری نیازمند خصوصیات اخلاقی خاصی است پافشاری نکردن بر عقاید و اصرار بر قبول آنان توسط همکاران هر شخصی بر اعتقاداتی پایبند است حتی در صورت عدم تایید نظرتشان معقولانه به نظر می رسد ساعات کاری که در کنار یکدیگر سپری می شود با آرامش و شادی باشد.

- درست و با دقت گوش فرا دادن به سخنان ، نظرات و احترام به عقاید یکدیگر الزامی به نظر می‌رسد

- پرهیز از تجسس در زندگی شخصی و خانوادگی یکدیگر : به غیر از زندگی کاری هر شخصی زندگی خصوصی ای دارد که فقط به خود شخص ارتباط پیدا می‌کند هر گونه تجسس و ریز بینی در زندگی همکاران سبب دلخوری و آزردگی می گردد . مسلماً روش زندگی و پیشینه خانوادگی افراد متفاوت است و موارد ذکر شده و الویت های خانوادگی تعیین کننده بسیاری از واکنش هاست.

-  دخالت های بی مورد در کارهای شخصی و سوء استفاده از خصوصیات اخلاقی دیگران سبب دلخوری خواهد گشت.

- به کار نبردن الفاظ کنایه دار جهت بوجو د نیامدن سوء تفاهمات ، طبیعی است هر از گاهی بر اثر مشغله کاری سوء تفاهماتی ایجاد گردد رفع این حس توسط مکالمه ای عاری از هر گونه بدبینی و کج اندیشی.

- دوری  از هرگونه توهین، اسم های مستعار، تحقیر همکاران یا عقاید آنان

- همه افراد انتقاد پذیر نیستند: قضاوت، انتقاد تند و سرزنش بدون داشتن اطلاعات کافی مسئله ساز خواهد شد هیچ انسانی کامل نیست چگونه می توان از همکاران انتظار رفتاری کامل داشته باشیم فخر فروشی و کوچک شمردن همکاران حتی ریز ترین مسائل که گاه تصور هم نمی گنجد تبدیل به کینه هایی عمیق در دل افراد شده که شاید هیچ گاه التیام نیابد. حتی کمترین تحقیر و رفتار ناشایست، تبدیل به کینه هایی عمیق در دل افراد می شود که شاید هیچ وقت برطرف نشود.

- در هر محیط کاری رعایت یک قانون طلایی زیباست :"با دیگران طوری رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود"

- یکی از مسائل حائز اهمیت درک یکدیگر است لحظه های خوب و بد در زندگی همه افراد وجود دارد و گاه ممکن است این مسائل زندگی شغلی را تحت تاثیر قرار دهد رعایت شرایط بحرانی و درک همکاران
می تواند برای آنان آرامبخش باشد البته مشکلات شخصی نباید سبب آزار همکاران گردد.

- مسئولیت پذیری در محیط کار: زمانیکه شخصی مسئولیت های کاری اش را بر گردن همکاران انداخته دیدی منفی از خود بر جا می گذارد.

- رازداری‌ در دفتر کار خصوصیت شایسته‌ای بوده و جهت جذب اعتماد طرفین به یکدیگر میشود هنگامیکه بیشتر طول روز را کنار همکاران می‌گذارنیم به نحوی بسیاری از مسائل و گفتگوهای تلفنی مان را به اشتراک می گذاریم .

- انسانها در شرایط خاص متفاوت عمل می‌کنند انتظار از دیگران که همانند ما عمل کنند تا حد زیادی غیر معقولانه بنظر می رسد شاید در صورتی که دیگران هم در شرایط مشابه قرار گیرند رفتاری مشابه نشان دهند پس چه بهتر در مورد همکاران قضاوت و بدگویی نشود . لازمه قضاوت و ایرادگیری ازدیگران کامل بودن شخص است که به طور حتم هیچ انسانی کامل نیست. 

 ستاره حمیدی

( چاپ خانواده 1389)

تاریخ ارسال: چهارشنبه 24 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 01:46 ب.ظ | چاپ مطلب 2 نظر
( تعداد کل: 39 )
<<   1      ...      3     4     5     6      7   
صفحات