X
تبلیغات
رایتل

ستاره حمیدی - روان درمانگر پویشی

تاثیر خطاهای شناختی بر روابط زوجین

خطای شناختی چیست ؟


افکاری که به صورت خودکار پدید می آیند و حالت منفی دارند ، به افکار خودآیند منفی معروف هستند و به اصطلاح به آنها خطاهای شناختی می گویند.در خطای شناختی انسانها ذهن یکدیگر را می‌خوانند، یا تلاش می‌کنند احساسات و عقاید آنها را حدس بزنند و مهم اینکه به حدس خود اعتقاد کامل دارند و این در حالی است که توانایی حدس قطعی را ندارند و مستندی بر صحت و سقم گفته های خود ارائه نمی دهند در این حالت افراد بیشتر از کلمه " حس می کنم " و یا " فکر می کنم " استفاده می کنند. به عنوان مثال " حسم به من می گه من را دوست ندارد " در واقع برخی زوجین بنابر احساس های کاذب دست به پیش گویی و بعد از آن عمل می زنند و تنها بر اثر تحت تاثیر قرار گرفتن احساسات بی پایه و اساس دست به اقداماتی می زنند و رفتارهایی بروز می دهند که زندگی مشترک شان را به مخاطره انداخته و روابط زناشویی شان را تحت تاثیر قرار می دهند .

بسیاری از افسردگی ها، بی قراری ها ، رقابت های ناصحیح ، خشونت و پرخاشگری ها و رفتارهای غیرعادی افراد مرتبط با خطاهای شناختی است . عدم اطلاع از خطاهای شناختی ورطه ای بسیار خطرناک و سهمیگن است و آگاهی از این خطاها برای زوجین و تمامی افراد لازم و ضروری به نظر می رسد . در ذیل چند نمونه از خطاهای شناختی که زندگی زوجین را به مخاطره می اندازد به خلاصه ذکر می گردد :

-         ذهن خوانی : ساختن فرضیاتی در مورد افکار ، احساسات و انگیزه های شریک زندگی و بیان آن ، یکی از خطاهای شناختی اکثر زوجین است در این حالت فرد تلاش می کند افکار، احساسات و تمایلات شریک زندگی اش را به صورت منفی حدس بزند و پیشگویی کند به عنوان مثال من می دانم تو داشتی فکر می کردی که من چرا این کار را انجام دادم و باید به جایش طور دیگری رفتار می کردم . و یا " تو از اول هم قصد ات این بود که به مسافرت نرویم " ذهن خوانی و پیش گویی یکی از شایع ترین و آسیب رسان ترین خطاهای شناختی زوجین است و تاثیر مخربی بر روابط زن و مرد بر جای می گذارد .

-         باید همیشه در همه مسائل با هم توافق داشته باشیم : یکی از اساسی ترین خطاهای شناختی زنان و مردان است مخصوصاً زنان و مردان جوان که به تازگی زندگی مشترک شان را شروع کرده و یا قصد شروع یک زندگی را دارند این افراد تصور می کنند درک متقابل به معنای نداشتن اختلاف نظر و سلیقه است و زندگی زمانی خوب و ایده آل است که هیچ تفاوتی با یکدیگر نداشته و علایق و سلایق مشترک داشته و سریع به تصمیم گیری مشترک که دو طرف راضی باشند برسند . طبیعی است افرادی که اینگونه فکر می کنند قادر نخواهند بود زندگی مشترک تشکیل دهند زیرا هیچ گاه دو فرد نمی توانند در تمامی زمینه ها هم سلیقه باشند و در صورتی که تشکیل خانواده دهند بروز هر مشکل پایه های زندگی شان را به لرزه درآورده و روزهای سختی را خواهند گذراند. قرار نیست زوجین بر سر هرمسئله ای با هم توافق داشته باشند و عدم توافق نیز به معنای دوست داشتن یکدیگر نیست آنچه زوجین نیاز دارند احترام به عقاید و سلایق یکدیگر است و عدم تخریب عقاید و سلایق طرف مقابل و پذیرش آن . زمانی می توان زندگی با پایه های محکم داشت که مردان و زنان بیاموزند با وجود تفاوتهایشان به یک نقطه مشترک که آسیبی برای هیچ کدامشان ندارد برسند .

-         همسرم همیشه باید افکار و نیازهای و احساساس های مرا درک کند : این جمله به کرات در کلینیک های روانشناسی شنیده می شود " خودش باید بداند من چه احساسی دارم " " چطور متوجه نشد من ناراحت شدم " و....... برخی زوجین تصور می کنند شریک زندگی شان باید همه چیز را در مورد خواسته ها و علایق شان بداند و اگر نداند بدین معناست که بی توجهی کرده و عشق و علاقه ای در کار نیست فارغ از اینکه زنان و مردان نیاز دارند برای رشد صمیمت در جهت شناخت یکدیگر تلاش کنند و این شناخت به یکباره بوجود نمی آید و مستلزم زمان و روابط سازگارانه و سعی در جهت آگاهی یافتن به نیازها و خواسته های یکدیگر است . طبیعی است که همسر شما نمی تواند پیش بینی کند در ذهن شما چه می گذرد و شما چه خواسته ای دارید و شما هستید که باید به وی آگاهی لازم را بدهید و در مورد اخلاق ها ، سلایق و خصوصیات تان در برهه های مختلف زندگی به وی اطلاعات کافی را بدهید .

-         اگر عاشق من است نباید هیچگاه با من مخالفت کند : متاسفانه برخی زنان و مردان جوان تصور می کنند مخالفت همسر با افکار و عقاید شان به معنای نداشتن عشق واقعی و مخالفت با آنهاست در صورتیکه مخالفت شریک زندگی با برخی عقاید و سلایق است نه با خود شخص . آنچه در اکثر روابط دیده می شود زمانی که اختلاف نظر بین زوجین رخ میدهد آنها به شخصیت یکدیگر توهین کرده و با تحقیر کردن شخصیت طرف مقابل از عقاید خودشان دفاع می کنند اگر زوجین به این آگاهی برسند که اختلاف نظرشان ربطی به شخصیت درونی و عشق شان ندارد و فقط باید در مورد اختلاف دیدگاهها صحبت کنند دیگر به  ماهیت درونی یکدیگر توهین نکرده و تنشی در روابط شان نخواهند داشت . آنچه باید مد نظر قرار گیرد اختلاف نظر و سلایق و خشمگین شدن  زوجین از همدیگر هیچ کدام ارتباطی با میزان عشق و علاقه آنها نسبت به یکدیگر ندارد و در صورت رعایت حدود و مرزها می توان با این تفاوتها سازگار شد .

-         باید همه جا با من باشد : برخی زوجین جوان تصور می کنند ازدواج به معنای جدا نشدن از یکدیگر است و بعد از شروع زندگی مشترک باید همه جا با هم باشند رفتن به میهمانی های خانوادگی گرفته تا دوستانه و یا خرید و ........ طبیعی است هر فردی دنیای خصوصی خودش را دارد و تمایل دارد پس از ازدواج نیز به حریم خصوصی اش احترام گذاشته شود . به عنوان مثال برخی مردان تمایل زیادی به میهمانی های پی در پی ندارند و یا زنان و مردانی که ترجیح می دهند کمتر در گشت و گذارها شرکت کنند و زمان خود را صرف امور مورد علاقه شان کنند و این به معنای تنها گذاشتن و دوست نداشتن شریک زندگی نیست و زوجین باید بیاموزند با تفاوت هایشان کنار آمده و به صورت هوشمندانه راهکارهایی را برای همراهی و ایجاد فضایی راحت برای شریک زندگی فراهم آورند . زندگی مشترک به معنای چسبیده به هم زندگی کردن نیست درست است که باید زوجین همدیگر را حمایت و همراهی کنند گاهی این همراهی فقط جنبه عاطفی و فکری پیدا می کند .

ستاره حمیدی روان درمانگر

شماره تماس : 09126941612

مجله خانواده 1395