X
تبلیغات
رایتل

ستاره حمیدی - روان درمانگر پویشی

درمانگر اختلالات اضطرابی - افسردگی - وسواس و.....

سرزنش خود و احساس گناه مادران شاغل


در جامعه ایران، زنان به عنوان نیمی از جمعیت، نقش به سزایی در اشتغال و توسعه جامعه دارند. از این رو پرداختن به مقوله کار مادران شاغل و ارتباط آن با وضعیت سلامت زنان جهت رشد اجتماعی و نظم بخشیدن به محیط خانوادگی امن برای همسر و فرزندان امری اجتناب ناپذیر است. 


یکی از احساسات ناخوشایند شایعی که مادران شاغل به کرات تجربه می‌کنند احساس گناه و سرزنش خود است احساس گناه نسبت به برآورده ساختن توقعات و درخواست های افراد خانواده و کودک شان ،کمتر مادر شاغلی را می‌توان یافت که با دیدن بی قراری و گریه های کودک اش احساس گناه نکند و این شرایط زمانی فشار روانی بیشتری وارد می‌کند که کودک سن کمی داشته و مادر شخصی را در خانواده برای نگهداری کودک اش نداشته و مجبور باشد صبح زود کودک را از خواب بیدار کرده و به مهدکودک بسپارد و یا با دیدن بیماری کودک اش خود را سرزنش کند که " اگر در خانه بودم و از کودکم نگهداری می‌کردم بیمار نمی شد"- "اگر درخانه بودم فرزندم افت تحصیلی نداشت و کمبود محبت را حس نمی‌کرد "و اگر های بیشمار دیگری که با بزرگ شدن فرزندان بیشتر شده و مدام ذهن مادران شاغل را آشفته می‌سازد.
  
مادران شاغل همگی بر این باورند که قادر نیستند وظایف مادری شان را به طور کامل انجام دهند . زنان شاغل در طول هر روز با احساسات متناقض و دردناک فراوانی روبرو می‌شوند اعم از احساس گناه ، اضطراب حاصل از احساس گناه و در پی اضطراب کاهش سطح تمرکز و کارآیی و این نقطه همان جایی است که زنان را در محیط کار دچار چالش های فراوان می‌کند مسئولیت‌های مادرانه و احساسات پیچیده و ناخوشایند از یک سو و از سوی دیگر تعهدات شغلی که باید به نحوی احسنت انجام شود .
 
درست است که تمامی زنان شاغل تمامی این استرس و اضطراب ها را پشت سرگذاشته و انتظارات خانواده را برآورده ساخته و در کنارش فعالیت های اجتماعی خود را نیز پوشش می‌دهند ولی آنچه این میان نادیده گرفته می شود حجم عظیم فشار روانی  و احساسی است که به زنان وارد می شود فشار روانی که اکثر زنان جامعه مان بدان خو کرده‌اند و آن را جزئی از زندگی روزمره خود می پندارند فارغ از اینکه تعارضات ناشی از توقعات خانواده و جامعه، تمایلات و آرزوها و پیشرفت های که از خود انتظار دارند و موانع اجتماعی و شغلی که پیش رو دارند و تلاش برای بهتر بودن در تمامی این زمینه ها به مرور زمان آنها را خسته و فرسوده کرده و منجر به اختلالات روانی شایعی همانند افسردگی در زنان می‌شود. افسردگی و ناکامی زنان بنیان‌های خانواده و اجتماع را متزلزل می‌سازد . رشد جامعه در گرو خانواده ای مستحکم و مادری شاداب و با سلامت روانی است .

 در این میان می‌توان از نامهربانی همه گیر زنان شاغل نسبت به خود یاد کرد همان" سرزنش خود" آنان در برخورد با هر مشکلی در رابطه با امور خانواده و کودک و یا حتی شغلی شان اولین کاری که می‌کنند سرزنش خودشان است . آنچه مسلم است بهترین بودن در هر حیطه ای نیاز به زمان و تمرکز و از همه مهمتر اعتماد به نفس بالا و نگرشی مثبت به کار ، زندگی و روانی سالم دارد . چنانچه زنی احساس کند در رسیدگی به امور خانه و فرزندان موفق نبوده و رشدی در اجتماع نداشته باشد دچار ناکامی شده و دست به سرزنش خود می زند و این زمانی است که احساسات سرکوب شده منفی روز به روز وی را فرسوده تر می سازد و این فرسودگی حاصلی جز مشکلات خلقی و کاهش کارایی و اعتماد به نفس در زندگی فردی و اجتماعی و شغلی نخواهد داشت  .

آنچه زنان شاغل نیاز دارند نگرشی واقع بینانه و مثبت نسبت خواسته ها و اهداف و توانایی شان است . زنان شاغل اولین چیزی که باید به خاطر بسپارند توجه به خود و احساسات شان است چنانچه قادر باشند خود و احساسات شان را شناخته و آن را مدیریت کنند دیگر خود را برای تمامی دغدغه های که ذکر شده سرزنش نمی کنند ، دچار اضطراب و نگرانی و افسردگی نمی شوند و در پی آن به همسر و فرزندان خود نیز می آموزند چگونه احساسات خود را مدیریت کنند و کودکی مستقل پرورش خواهند داد و در فضایی سرشار از سلامت روانی خود و خانواده شان رشد خواهند کرد . 

با شناخت از خود و توانایی های شان قادر خواهند بود مراحل رشد و ترقی را طی نمایند بدون ترس و نگرانی از سرزنش و قضاوت همکاران و مافوق ها و .....

احساسات روش بنیادین فهم دنیاست . آنها به ما می‌گویند چه می‌خوا هیم و چه نمی‌خواهیم ، چه باعث لذت مان می شود و چه باعث رنج مان . آنها  کمک می‌کنند انطباقی عمل کرده و اهدافمان را در زندگی دنبال کنیم و این همان چیزی است که نه تنها زنان بلکه تمامی بشریت بدان احتیاج دارد شناخت خود و احساسات و کنترل صحیح آن جهت دستیابی به اهداف و آرزوها .

 تحقیقات بی‌شماری در خصوص مقایسه کارآمدی زنان شاغل و خانه‌دار در سال‌های اخیر صورت گرفته است که نتایج شگفت آوری داشته اند بر خلاف تصور عامه فرزندان مادران شاغل نه تنها دچار کمبود محبت والدین نیستند بلکه مستقل ترند پژوهش های بهداشت جهانی نشان داده اند تفاوتی از نظر شیوع اختلالات رفتاری ( اختلالات خواب ، بیش فعالی، افسردگی و اضطراب) ما بین فرزندان شاغل و مادران خانه دار وجود ندارد . از سویی دیگر در بررسیهای انجام شده پژوهشگران بدین نتیجه رسیده اند که و اشتغال مادران بر رشد اجتماعی کودکان آنها در سنین اولیه کودکی تاثیر مثبتی دارد نسبت به مادران خانه‌دار و فرزندان مادران شاغل ازعزت نفس بالاتری برخوردارند. 

طی تحقیقات وزارت علوم و تحقیقات فناوری مشخص گردید مادران شاغل بر عکس تصوری که خود و جامعه دارند سبک فرزندپروری مناسب تری (سبک مقتدرانه) را برمی‌گزینند که در آن حمایت کافی از فرزندان، ارائه آزادی، تشویق و تنبیه منطقی، فرزندانشان را در نظر می‌گیرند، برطبق پژوهش‌ها انتخاب این نوع سبک فرزندپروری ناشی از اشتغال و حضور زنان در جامعه می باشد . با توجه به تحقیقات می‌توان گفت اشتغال مادران نه تنها آسیبی به فرزندان نمی رساند بلکه به رشد و پیشرفت روانی و اجتماعی شان نیز می انجامد . 
 


                                                                                                               ستاره حمیدی
                                                                                         کارشناس ارشد روانشناسی و روان درمانگر


منابع : 
- فصلنامه علمی – پژوهشی رفاه اجتماعی ، سلامت روان در زنان شاغل، مهدی حدادی
- فصلنامه بهداشت جهانی ، اشتغال مادران اختلالات رفتاری کودکان
- کنگره بین المللی فرهنگ و اندیشه دینی ، رشد اجتماعی در کودکان دارای مادران شاغل و غیرشاغل ، آزیتا صوفی مطلق
- دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، مقایسه سازگاری، عزت نفس و بزهکاری در بین دانش آموزان مادران شاغل و خانه دار،عاطفه پرویززاده
- وزارت علوم تحقیقات و فناروی ، مقایسه 
شیوه های فرزند پروری مادران تحصیلکرده شاغل و خانه دار ، فاطمه ذاکر زاده

 


سایت زنان نفت 

تاریخ ارسال: شنبه 27 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 08:00 ب.ظ | چاپ مطلب 0 نظر

پروفسور حبیب دوانلو



Habib_Davanloo[1]

معرفی روش درمانی دکتر حبیب دوانلو، روانکاو کانادایی ایرانی تبار بسیار آسان‌تر از معرفی خود اوست. متأسفانه اطلاعات کمی در مورد این نابغه‌ی ایرانی در دست است و بیشتر مطالب حول معرفی روش ابداعی وی و تأثیرگذاری فوق العاده‌ی آن در درمان انواع بیماری‌های روانی است. حبیب دوانلو در اوایل دهه ۱۹۳۰ در تهران به دنیا آمد و بعد از طی تحصیلات ابتدایی و دریافت بورس تحصیلی، به دانشگاه هاروارد رفت. دوانلو به عنوان یک جراح از هاروارد فارغ التحصیل شد. بعد از آن به روانپزشکی علاقه‌مند شد و به یک مدرسه پزشکی رفت. سپس به دانشگاه مک گیل رفت و سالیان متمادی در آنجا آموزش دید.

در محدوده سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۰ حبیب دوانلو به عنوان یک روان پزشک و روانکاو، پژوهش‌های بالینی گسترده‌ای را در زمینه‌ی مفاهیم روانکاوی انجام داد. تمرکز عمده‌ی دوانلو بر مقاومت بیمار در مواجه شدن با احساسات دردناک

در جلسات درمانی، و راه‌های غلبه بر این مقاومت بود. همچنین تلاش‌های دوانلو متمرکز بر کوتاه کردن طول درمان بود. موضوعی که پیش از این در کارهای فرنتزی با عنوان درمان فعال، اتو رنک

با عنوان اراده درمانی، و الکساندر و فرنچ با عنوان تجربه‌ی هیجانی اصلاحی، مطرح شده بود. او با ضبط ویدیویی جلسات درمانی و بازبینی مجدد آنها که بعضاً با حضور خود بیمار این بازبینی انجام می‌گرفت، توانست به نتایج قابل توجهی دست یابد و تکنیک‌هایی را برای غلبه بر مقاومت بیمار ابداع کند. نتیجه‌ی تحقیقات و تلاش‌های دوانلو روشی را به جامعه روان‌شناسی معرفی کرد که با نام روان‌پویشی فشرده کوتاه مدت

(Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy) یا به اختصارISTDP شناخته می‌شود. بعدها در چند سمینار تخصصی در کانادا، امریکا و اروپا، دوانلو فیلم‌های بیمارانش را در معرض دید روان شناسان قرار داد. مشاهده این فیلم‌ها عکس العمل‌های متفاوتی را برانگیخت. عده‌ای روش دوانلو را خشن و نامهربانانه تلقی کردند. عده‌ای دیگر با تأیید روش او، تکنیک‌های دوانلو را برای بازگشایی ناهشیار و غلبه بر مقاومت تحسین کردند.

پاتریشیا دلاسلوا یکی از روانکاوان مطرح در روان‌پویشی کوتاه مدت، از شرکت‌کنندگان این سمینار بوده است. او به این سمینار اینگونه واکنش نشان داد : «سمینار اعجاب انگیزی بود. طی ۱۶ ساعت در یک تالار اجتماعات تاریک نوار ویدیوئی جلسات واقعی درمانی را مشاهده کردیم و من ناظر یک انقلاب نسبتاً واقعی در درونم بودم. در گذشته آموخته بودم که برای تشدید تعارض‌های بیمار و تسریع دستیابی آن‌ها به افکار و احساسات ناهشیار می‌بایست کمّیت جلسات درمانی را افزایش داد. بر این اساس معمولاً بیماران بین دو تا پنج جلسه در هفته طی یک سال تحت درمان قرار داده می‌شدند، در حالی که دوانلو شواهد صریحی ارایه داد که از طریق افزایش کیفیت مداخله‌های درمانی می‌توان فرایند تحلیل را سریع و فشرده کرد. محتوای نوار ویدیویی نشانگر یک پروتکل درمانی کارآمد و اثربخش بی نظیر بود. دوانلو فنونی را برای برچیدن دفاع‌ها، تشدید درگیری عاطفی بیمار در فرایند درمان، و شناسایی الگوهای رفتار انتقالی به منظور “بازگشایی سریع ناهشیار” ارایه کرد». دیوید مالان نیز در واکنش به کارها و ابداعات دوانلو می گوید : « فروید ناخودآگاه را کشف کرد، دوانلو دریافت که آن را چگونه برای درمان به کار گیرد؛ این روش بزرگترین پیشرفت در روان درمانگری است».

مشاهده‌ی این فیلم ها باعث شد بسیاری از روان شناسان و روان‌کاوان دنباله رو روش دوانلو شوند و بی کم و کاست تمامی تکنیک‌های او را بپذیرند. اما عده‌ای دیگر باوجود پذیرش این روش درمانی سعی کردند با اضافه کردن تکنیک‌های دیگر این روش را تقویت کنند. پس از آن دوانلو کارش را در زمینه تدریس، آموزش و نظارت بر کار روانشناسان و روان‌کاوان ادامه داد. از دوانلو تاکنون چند کتاب به فارسی ترجمه شده که توسط انتشارات ارجمند به چاپ رسیده است.

تاریخ ارسال: یکشنبه 21 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 01:27 ب.ظ | چاپ مطلب 0 نظر

مکانیسم های دفاعی و انواع آن




مکانیسم های دفاعی سازنده ( والایش، رقابت و..)هم باعث افت کارکرد روان می شوند.

 نقاشی را متصور شوید که پس از مواجه شدن با فوت معشوقه اش بدون اینکه بخواهد سوگ را تجربه کند سالها اقدام به کشیدن نقاشی های عاشقانه می کند. .نقاشی های که برای فرار از حس غم ناشی از نبود معشوق است. انرژی روانی نقاش بدون اینکه بداند مدام صرف سرکوب کردن ودر عین حال تغییر شکل این حس به نقاشی های رمانتیک است.

با توجه به شواهد جدید در ارتباط با وجود سیستم پردازش سوم روان ( انسجامی) ما می توانیم با استفاده از این سیستم که در یکپارچگی سیستم عقلانی و تجربی یا عقل ودل خودمان خلاصه می شود،بدون مکانیسم دفاعی کارکرد بالای روان خود وزندگی متقاوتی را تجربه کنیم. کارکردی که در روان درمانی ها مخصوصا روان درمانی پوبشی فشرده کوتاه مدت و در تمرینات بهشیاری (mindfulness)فعال است.

تاریخ ارسال: یکشنبه 21 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 10:30 ق.ظ | چاپ مطلب 0 نظر

زندگی شاد با خودشناسی - خود آگاهی

 بزرگترین دستاورد انسان در طول زندگی خوداگاهی می باشد: اینکه انسان بتواند بدون هیچگونه ترسی فکر کند و تمام مکانیسمهای دفاعی روانی ناکارمد همچون : انکار ، اجتناب، تخریب دیگران ، سرزنش خود را کنار بگذارد و با تفکری ازاد و رها اهداف خود را تعیین کند.

انکار باعث می شود ما درمان بیماریها را به تعویق بیاندازیم، در زندگی اسارت وار زندگی کنیم؛ بدون فکر بچه دار شیم؛ بدون فکر شغل انتخاب کنیم و بدون اندیشه در مورد دوستان خود تصمیم بگیریم.پس باید هر چه زودتر در این مورد اقدام کنیم.

البته اینکار مستلزم تلاشی مستمر در جهت خودشناسی و با استفاده از یک  ر وان درمانگر متبحر است . در این زمان، انسان می تواند درست ازدواج کند، ارتباط منطقی با دیگران داشته باشد، از مرگ نهراسدو خداوند را با عشق قبول کند.

لذت عشق در زیر سایه خودشناسی چنان بالاست که هیچ چیز به پای ان نمی رسد. چقدر زیباست که ما بتوانیم در زیر سایه یک فکر رها و ازاد از افکار کلیشه ای به ارامش برسیم.


تاریخ ارسال: یکشنبه 21 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 08:59 ق.ظ | چاپ مطلب 0 نظر

“نمی‌توانیم چیزی را تغییر دهیم مگر اینکه آن را بپذیریم



نمی‌توانیم چیزی را تغییر دهیم مگر اینکه آن را بپذیریم. معنای این سخن یونگ چیست ؟ در ظاهر، پذیرش به معنای دست از تلاش کشیدن برای تغییر است. اگر اینطور است، پس چگونه پذیرش می‌تواند مسبب تغییر شود؟ برخی اصحاب مراقبه، به دنبال چنین کلامی، به این سوء برداشت رسیده‌اند که اگر می‌خواهی جریان‌های فکری، احساسی، و جسمانی آزاردهنده خود را تغییردهی، فقط آنها را نگاه کن. این امر خیلی از مراقبه‌گران را در باتلاق نظاره‌گری منفعلانه تجارب روانشناختی گرفتار کرده است که حاصلی جز تداوم نظاره‌گری چرخه رنج و زجر ندارد. برای همین لازم است معنای جمله یونگ، دقیق‌تر فهمیده شود و همچنین مفاهیمی چون هستی بی‌کوشش و  نظاره‌گری بدون اقدام و عمل. معنای این سخنان به زبان ساده و عملیاتی چنین است: اگر با تجربه‌های فکری و احساسی ناسالم و مکرر، و یا حس‌های جسمانی ناخوشایند روبرو هستید، نخست باید دست از تلاش برای تغییر آن‌‌ها بردارید. هنگامی‌که دست از تلاش برای تغییر برداشتید، مقاومت و انزجار شما در برابر آن تجربه فرو می‌ریزد و انرژی‌های روانی‌ای که صرف مقاومت و انزجار می‌شد، آزاد می‌شود. با آزاد شدن این انرژی ها، امکان مشاهده نزدیک و دقیق در جهت درک آن تجربه فراهم می‌گردد. در این حالت است که می‌توان آنها را بهتر و ملموس‌تر مشاهده کرد. مشاهده‌گری همراه با فهم و حضور، زمینه‌ساز دیالوگ میان شما به عنوان مشاهده‌گر، و موضوع مورد مشاهده است. پیامد این دیالوگ، مفاهمه است و نتیجه مفاهمه، همکاری است. وقتی همکاری میسر شد، بستر تغییر نیز فراهم می‌گردد. بنابراین وقتی می‌گوییم تا چیزی را عمیقاً نپذیریم، تغییر نمی‌کند، یعنی تا چیزی را با دقت و دلسوزی عمیقاً مشاهده نکنیم و نشناسیم، و دست از زور و فشار برای تغییر آن بر نداریم، فهم دقیق و برقراری دیالوگ و همکاری و در نهایت تغییر آن پدیده ممکن نمی‌شود. حال این پدیده می‌تواند یک عادت ذهنی و رفتاری باشد و یا یک شخص بیرونی که با او ارتباط داریم. اینجاست که هستی بی‌کوشش را باید هستی بی‌زور و خصومتِ بی‌حاصل معنا کرد، نه هستی بدون تلاش بهینه و سازنده. اینجاست که  نظاره‌گری بدون کنترل را باید تلاش در جهت فهم و درک معنا کرد. اینجاست که  تا چیزی را نپذیری، امکان تغییرآن وجود ندارد قابل درک‌تر می‌گردد.


دکتر نیما قربانی 

 

تاریخ ارسال: جمعه 19 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 08:16 ب.ظ | چاپ مطلب 0 نظر

۷ روش آسان برای ذهن آگاهی در هر روز


مارشا لاکوس، دکتری روان شناسی و نویسنه کتاب مروری بر مغزتان برای دوست داشتن، بیان می دارد که ” ذهن آگاهی توجه داشتن از طریق روش های خاصی می باشد: که بر روی هدف ، در زمان کنونی، و بدون قضاوت صورت گیرد”.

 

روش های بسیار ساده ای وجود دارد که از طریق انها می توانید ذهن آگاهی خود را افزایش دهید. در اینجا هفت عنوان از مواردی آمده است که شما باید در طول زندگی روزانه خود به آنها توجه کنید.

  1. تمرین ذهن آگاهی را در طول فعالیت های عادی خود انجام دهید. سعی کنید که نسبت به فعالیت‌های روزانه که شما در طول روز و به صورت معمولی انجام می دهید، آگاه بوده و به صورت آگاهانه انجام دهید. اد هالی ول ، این نکات را در رابطه با آگاهی معلمان و نویسندگان مشترک، در کتاب “بیانیه ذهن آگاهیبیان می کند.

وی می افزاید، برای نمونه، در هنگام مسواک زدن دندان های خود، دوش گرفتن، خوردن صبحانه یا پیاده روی به سمت محل کار، بیشتر توجه کنید. میزان روشنایی، صدا، بو و مزه و احساس در این نوع فعالیت ها در حد صفر می باشد. وی همچنین بیان می دارد که ” فعالیت روزمره ممکن از جذاب تر از انچه فکر می کنید به نظر برسد”.

  1. درست وقتی بیدار می شوید ذهن آگاهی را تمرین کنید. لوکاس بر این عقیده است که ” تمرین ذهن آگاهی در روز درست وقتی بیدار می شوید باعث ایجاد توازن در سیستم عصبی مرکزی برای باقی روز می شود و همچنین احتمال داشتن لحظه هایی با ذهن آگاهی را افزایش دهید”. اگر وضعیت خود را مناسب تشخیص داید، تنها بعد از مصرف چای یا قهوه این تمرین را انجام دهید. ولی وی بیان می دارد که”… مقاله ای نخوانید، تلویزیون را روشن کنید، تلفن یا ایمیل خود را بررسی کنید و …. . بعد از آن در یک جای مناسب بنشینید”.

 

  1. ذهن خود را رها کنید. لوکاس بیان می دارد که “مغز و ذهن شما به طور طبیعی رها و سرگردان هستند – بیشتر شبیه یک خزنده نو پا و کوچک و یک توله سگ. داشتن یک مغز مشغول یک دارایی واقعی می باشد. وی همچنین بیان می دارد که: ” بیشترین تغییرات ذهن اگاهی بر روی مغز زمانی مشاهده شده اند که افراد به مغز خود اجازه رها سازی داده اند و سپس ارام و بدون قضاوت به گذشته فکر کرده اند”.

 

  1. آن را در فاصله کوتاهی انجام دهید. لوکاس بیان می دارد که مغز به شلیک های ذهن اگاهی پاسخ بهتری می دهد. بنابراین ذهن آگاهی برای چندین بار در طول روز، بهتر از جلسات طولانی یا انجام ان در اخر هفته می باشد. در حالی که به نظر می رسد 20 دقیقه یک هدف استاندارد باشد، شروع ذهن اگاهی با چند دقیقه در طول روز هم، خیلی مناسب می باشد.

برای نمونه، شما می توانید وضعیت بدن خود را تغییر دهید، همانند تمرکز بر اینکه “پاهای خود را در کفش چگونه حس می کنید، یا توجه داشتن بر این که چگونه فک شما (در همانند وضعیتی که قرار دارد) سفت می باشد ؟

  1. در حالی که منتظر هستید، آگاه بودن را تمرین کنید. با سرعتی که زندگی امروزه دارد، منتظر بودن یکی از منابع ناکامی می باشد – چه شما در یک صف منتظر باشید یا در ترافیک گیر کرده باشید. هالی ول بیان می دارد که، انتظار کشیدن یک فرصت واقعی برای انجام ذهن اگاهی می باشد. وی پیشنهاد می دهد که زمانی که شما منتظر هستید، بر روی تنفس خود تمرکز کنید. بر روی اینکهجریان تنفس به بدن شما وارد شده و از آن خارج می شود تمرکز کنید، از لحظه ای تا لحظه دیگر و اجازه دهید که هر چیز دیگری در وضعیت خودش باشد، حتی اگر در آن لحظه غیر قابل تحمل یا ناراحت کننده باشد”.
  2. یک علامتی برای آگاه نگه داشتن خود ، داشته باشید. لوکاس پیشنهاد می دهد که یک نشانه ای را انتخاب کنید که شما به طور منظم با آن برخورد دارید تا مغز خود را به ذهن اگاهی سوق دهید. برای نمونه، شما ممکن است راه رو یا آینه یا استفاده از نوشیدن قهوه یا چای را به عنوان علامتی برای خود تعیین کنید.

 

  1. مراقبه را بیاموزید. هالی ول می گوید ” بهترین راه برای ترویج ذهن اگاهی زندگی روزمره، تلاش منظم برای مراقبه می باشد” او تمرین ذهن اگاهی را با تلاش برای یادگیری یک زبان جدید مقایسه می کند. او می گوید:” شما نمی توانید، فقط تصمیم بگیرید که به راحتی و روانی اسپانیایی را صحبت کنید – هر چند که شاید قادر باشید – شما باید در مرحله اول یک زبان را بیاموزید. تمرین مراقبه ، عبارت است از یادگیری زبان ذهن اگاهی”. وی بیان می دارد که مراقبه به ما کمک می کند که با تلاش کمی ذهن آگاه و بهوشیار باشیم. او پیشنهاد می دهد تا یک معلم محلی پیدا کنیم یا با استفاده از سی دی یادگیری را شروع کنیم.

ذهن آگاهی یک کار تجمل گرایانه نمی باشد، لوکاس بیان می دارد: “این یک تمرین است که شما را برای یادگیری و داشتن وضعیت کلی بهتر، آماده و مناسب می کند، که همراه با حواس پرتی کمتر و تمرکز بهبود یافته صورت می گیرد. این کار منجر به حداقل کردن استرس شده و حتی به شما کمک می کند تا بهترین شخص ممکن باشید”.

لوکاس به تحقیق ریچار داوید سون در آزمایشگاه علم عصبی موثر در دانشگاه ویس کون سین اشاره می کند، که نشان می دهد ، همه ما یک نقطه تعیین کننده عاطفی داریم.  وی بیان می دارد “برخی از ما گرایش بیشتر به سمت استرداد و بازگیری، اجتناب و تفکر منفی و دیگر علائم افسرده کننده داریم، در حالیکه بقیه گرایش بیشتر به سمت حالت های مثبت همانند کنجکاوی، گرایش برای رسیدن به چیزهای جدید و افکار مثبت دارند”. داوید سون به این نتیجه رسیده است که از طریق داشتن وضعیت آگاهانه، ممکن است ما قادر به آموزش دادن مغز خود و انتقال دادن آن به سمت نقاط تعیین کننده باشیم.

لوکاس بیان می دارد که ” تمرین آگاه بودن در زمان حال، در تحقیقات مربوط به علوم عصبی در موارد زیادی مشاهده می شود که به منظور تقویت کمک ما برای مغز خود بوده و دارای حالت انباشتگی می باشد، بنابرای شما می توانید هر روز فعالیت ها، تفکرات ، تلاش ها و ادراک خود را به حالت توازن در آورده یا به خوبی انجام دهید

 

۷ روش آسان برای ذهن آگاهی در هر روز

ذهعن آگاهی, تمرکز بر روی هدف

ذهن آگاهی پیچیده به نظر می رسد، اما همه چیز است….

مارشا لاکوس، دکتری روان شناسی و نویسنه کتاب مروری بر مغزتان برای دوست داشتن، بیان می دارد که ” ذهن آگاهی توجه داشتن از طریق روش های خاصی می باشد: که بر روی هدف ، در زمان کنونی، و بدون قضاوت صورت گیرد”.

ذهعن آگاهی, تمرکز بر روی هدف

روش های بسیار ساده ای وجود دارد که از طریق انها می توانید ذهن آگاهی خود را افزایش دهید. در اینجا هفت عنوان از مواردی آمده است که شما باید در طول زندگی روزانه خود به آنها توجه کنید.

  1. تمرین ذهن آگاهی را در طول فعالیت های عادی خود انجام دهید. سعی کنید که نسبت به فعالیت‌های روزانه که شما در طول روز و به صورت معمولی انجام می دهید، آگاه بوده و به صورت آگاهانه انجام دهید. اد هالی ول ، این نکات را در رابطه با آگاهی معلمان و نویسندگان مشترک، در کتاب “بیانیه ذهن آگاهی ” بیان می کند.

وی می افزاید، برای نمونه، در هنگام مسواک زدن دندان های خود، دوش گرفتن، خوردن صبحانه یا پیاده روی به سمت محل کار، بیشتر توجه کنید. میزان روشنایی، صدا، بو و مزه و احساس در این نوع فعالیت ها در حد صفر می باشد. وی همچنین بیان می دارد که ” فعالیت روزمره ممکن از جذاب تر از انچه فکر می کنید به نظر برسد”.

  1. درست وقتی بیدار می شوید ذهن آگاهی را تمرین کنید. لوکاس بر این عقیده است که ” تمرین ذهن آگاهی در روز درست وقتی بیدار می شوید باعث ایجاد توازن در سیستم عصبی مرکزی برای باقی روز می شود و همچنین احتمال داشتن لحظه هایی با ذهن آگاهی را افزایش دهید”. اگر وضعیت خود را مناسب تشخیص داید، تنها بعد از مصرف چای یا قهوه این تمرین را انجام دهید. ولی وی بیان می دارد که”… مقاله ای نخوانید، تلویزیون را روشن کنید، تلفن یا ایمیل خود را بررسی کنید و …. . بعد از آن در یک جای مناسب بنشینید”.
  2. ذهن خود را رها کنید. لوکاس بیان می دارد که “مغز و ذهن شما به طور طبیعی رها و سرگردان هستند – بیشتر شبیه یک خزنده نو پا و کوچک و یک توله سگ. داشتن یک مغز مشغول یک دارایی واقعی می باشد. وی همچنین بیان می دارد که: ” بیشترین تغییرات ذهن اگاهی بر روی مغز زمانی مشاهده شده اند که افراد به مغز خود اجازه رها سازی داده اند و سپس ارام و بدون قضاوت به گذشته فکر کرده اند”.
  3. آن را در فاصله کوتاهی انجام دهید. لوکاس بیان می دارد که مغز به شلیک های ذهن اگاهی پاسخ بهتری می دهد. بنابراین ذهن آگاهی برای چندین بار در طول روز، بهتر از جلسات طولانی یا انجام ان در اخر هفته می باشد. در حالی که به نظر می رسد 20 دقیقه یک هدف استاندارد باشد، شروع ذهن اگاهی با چند دقیقه در طول روز هم، خیلی مناسب می باشد.

برای نمونه، شما می توانید وضعیت بدن خود را تغییر دهید، همانند تمرکز بر اینکه “پاهای خود را در کفش چگونه حس می کنید، یا توجه داشتن بر این که چگونه فک شما (در همانند وضعیتی که قرار دارد) سفت می باشد ؟”

  1. در حالی که منتظر هستید، آگاه بودن را تمرین کنید. با سرعتی که زندگی امروزه دارد، منتظر بودن یکی از منابع ناکامی می باشد – چه شما در یک صف منتظر باشید یا در ترافیک گیر کرده باشید. هالی ول بیان می دارد که، انتظار کشیدن یک فرصت واقعی برای انجام ذهن اگاهی می باشد. وی پیشنهاد می دهد که زمانی که شما منتظر هستید، بر روی تنفس خود تمرکز کنید. بر روی اینکه ” جریان تنفس به بدن شما وارد شده و از آن خارج می شود تمرکز کنید، از لحظه ای تا لحظه دیگر و اجازه دهید که هر چیز دیگری در وضعیت خودش باشد، حتی اگر در آن لحظه غیر قابل تحمل یا ناراحت کننده باشد”.
  2. یک علامتی برای آگاه نگه داشتن خود ، داشته باشید. لوکاس پیشنهاد می دهد که یک نشانه ای را انتخاب کنید که شما به طور منظم با آن برخورد دارید تا مغز خود را به ذهن اگاهی سوق دهید. برای نمونه، شما ممکن است راه رو یا آینه یا استفاده از نوشیدن قهوه یا چای را به عنوان علامتی برای خود تعیین کنید.
  3. مراقبه را بیاموزید. هالی ول می گوید ” بهترین راه برای ترویج ذهن اگاهی زندگی روزمره، تلاش منظم برای مراقبه می باشد” او تمرین ذهن اگاهی را با تلاش برای یادگیری یک زبان جدید مقایسه می کند. او می گوید:” شما نمی توانید، فقط تصمیم بگیرید که به راحتی و روانی اسپانیایی را صحبت کنید – هر چند که شاید قادر باشید – شما باید در مرحله اول یک زبان را بیاموزید. تمرین مراقبه ، عبارت است از یادگیری زبان ذهن اگاهی”. وی بیان می دارد که مراقبه به ما کمک می کند که با تلاش کمی ذهن آگاه و بهوشیار باشیم. او پیشنهاد می دهد تا یک معلم محلی پیدا کنیم یا با استفاده از سی دی یادگیری را شروع کنیم.

ذهن آگاهی یک کار تجمل گرایانه نمی باشد، لوکاس بیان می دارد: “این یک تمرین است که شما را برای یادگیری و داشتن وضعیت کلی بهتر، آماده و مناسب می کند، که همراه با حواس پرتی کمتر و تمرکز بهبود یافته صورت می گیرد. این کار منجر به حداقل کردن استرس شده و حتی به شما کمک می کند تا بهترین شخص ممکن باشید”.

لوکاس به تحقیق ریچار داوید سون در آزمایشگاه علم عصبی موثر در دانشگاه ویس کون سین اشاره می کند، که نشان می دهد ، همه ما یک نقطه تعیین کننده عاطفی داریم.  وی بیان می دارد “برخی از ما گرایش بیشتر به سمت استرداد و بازگیری، اجتناب و تفکر منفی و دیگر علائم افسرده کننده داریم، در حالیکه بقیه گرایش بیشتر به سمت حالت های مثبت همانند کنجکاوی، گرایش برای رسیدن به چیزهای جدید و افکار مثبت دارند”. داوید سون به این نتیجه رسیده است که از طریق داشتن وضعیت آگاهانه، ممکن است ما قادر به آموزش دادن مغز خود و انتقال دادن آن به سمت نقاط تعیین کننده باشیم.

لوکاس بیان می دارد که ” تمرین آگاه بودن در زمان حال، در تحقیقات مربوط به علوم عصبی در موارد زیادی مشاهده می شود که به منظور تقویت کمک ما برای مغز خود بوده و دارای حالت انباشتگی می باشد، بنابرای شما می توانید هر روز فعالیت ها، تفکرات ، تلاش ها و ادراک خود را به حالت توازن در آورده یا به خوبی انجام دهید”

- See more at: http://mmsi.ir/7-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2/#sthash.TbYG9WVa.dpuf
تاریخ ارسال: چهارشنبه 17 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 03:03 ب.ظ | چاپ مطلب 0 نظر
( تعداد کل: 246 )
<<   1      ...      3     4      5      6     7      ...      41   >>
صفحات