اکثر ما در طول روز رفتارهای از خود بروز می دهیم و سخنانی بر لب می آوریم که بصورت ناخودآگاه خود را افسرده و غمگین می کنیم در بیشتر مواقع زمانی که افراد احساس افسردگی و غمگینی می کنند به دنبال بهانه ای برای افسردگی شان می گردند . به عنوان مثال : شغل مناسب ندارم ، همسرم رفتار خوبی ندارد ، رئیس ام بد اخلاق است و این ها مرا افسرده و ناراحت می کنند . و برخی افراد در برابر مشکلات و مسائل روزمره که سبب ناراحتی و خشم شان می شود به جای توجه به احساس واقعی شا با جملات مخرب به خود حمله می کنند و خود را شکست می دهند و از سویی دیگر از خود می پرسند چرا حال شان خوب نیست چرا افسرده و غمگین اند ؟ چرامضطرب و پریشان هستند ؟ فارغ از اینکه خودشان ناخودآگاه سبب بروز این حالت های روانی هستند به مثال زیر دقت کنید : هنگامی که فردی از دست دوست ، همکار، همسر ، خانواده اش ناراحت و خشمگین است و جملاتی از همانند جملات ذیل را بکار می برد :
- تقصیر خود است ، من یک احمق ام نباید به او توجه زیاد می کردم.
- لعنت به من چرا آن لحظه جواب کار اش را ندادم .
- تقصیر خودم است باید در انتخاب دوست و یا شریک زندگی دقت بیشتری می کردم .
- اگر من این کار رو نمی کردم اینطور نمی شد .
- اگر من اون حرف را نمی زدم این اتفاق نمی افتاد .
- اگر من اون حرف را نمی زدم همسر، دوستم ، همکارم عصبانی نمی شد .
به جملات بالا دقت کنید در روز چند بار این جملات را به کار می برید ، جملاتی که همه شان فقط و فقط یک پیام را می رساند و یک کارکرد دارد و شما را مغلوب می کند شما خود را با این جملات سرزنش و به خود حمله می کنید و حاصل این سرزنش یک احساس بد درونی بیش نیست که سبب افسردگی و مضطرب شدن تان می شود .
حال سوال اینجاست چگونه باید مانع این خود تخریبی شد ؟ چگونه باید این عادت مخرب سرزنش خود را از بین برد ؟ تنها را دیدن احساس واقعی تان پس از ناراحتی از دست مشکلات و مسائل روزمره است ، جهت رسیدن به این هدف تکنیک ذیل به شما کمک فراوانی خواهد کرد :
زمانی که در امور روزمره از دست فردی عصبانی و خشمگین می شوید باید سریعاً توجه خود را به درون تان جلب کنید مسلماً بر حسب عادت به جملات قدیمی و سرزنش گر پناه می برید و هر زمان که خود را در این حالت یافتید به خود تلنگری بزنید به مثال ذیل دقت کنید :
جمله مخرب و سرزنش گر :" تقصیر من است که همکارم به خود اجازه داده این گونه با من صحبت کند "
تلنگر : باز هم دارم خودم را سرزنش می کنم و به خود حمله می کنم .
از خود بپرسید : هم اکنون چه احساسی نسبت به رفتار و خود این فرد دارم ؟ ( با خود صادق باشید )
ممکن است جواب این باشد : بله از دست همکارم عصبانی هستم و درونم عصبانیت را حس می کنم و باید در این مورد با او صحبت کنم .
در این تکنیک و روش شما نه به خود حمله می کنید و نه به همکار و فردی که شما را خشمگین کرده ، بلکه شما فقط احساس واقعی تان را می بینید و پس از آگاهی از احساس واقعی تان قادر خواهید بود آن را مدیریت کنید . در این حالت حتی شما دیگر در انظار پرخاشگری نکرده و مضطرب و افسرده نمی شوید و احساسات تان را سرکوب نمی کنید بلکه به احساسات خود احترام گذاشته و آنها را شناخته و نسبت به حضور احساسات تان آگاه می شوید .
فراموش نکنید برای شروع جملات را با صدای بلند و یا زمزمه با خود تکرار کنید با خود صحبت کردن و بیان احساست واقعی غیر طبیعی نیست هنگامی غیر عادی رفتار می کنید که احساسات واقعی تان را در زیر سرزنش خود پنهان می کنید و به جای بروز صحیح احساس خشم به فردی که شما را عصبانی کرده در ظاهر می خندید و در باطن خود را شماتت می کنید در این حالت شما به خود و احساس تان خیانت خواهید کرد .
ستاره حمیدی - رواندرمانگر
دوره کاهش استرس بر اساس ذهن آگاهی
گاهی لازم است زندگیمان کاملاً زیر و رو شود ، تغییر کند و از نو چیده شود ،
تا ما را به جایی برساند که شایسته اش هستیم .
در جامعه ایران، زنان به عنوان نیمی از جمعیت، نقش به سزایی در اشتغال و توسعه جامعه دارند. از این رو پرداختن به مقوله کار مادران شاغل و ارتباط آن با وضعیت سلامت زنان جهت رشد اجتماعی و نظم بخشیدن به محیط خانوادگی امن برای همسر و فرزندان امری اجتناب ناپذیر است.
سایت زنان نفت |
![Habib_Davanloo[1]](http://sarafraz.me/wp-content/uploads/2016/03/Habib_Davanloo1.jpg)
معرفی روش درمانی دکتر حبیب دوانلو، روانکاو کانادایی ایرانی تبار بسیار آسانتر از معرفی خود اوست. متأسفانه اطلاعات کمی در مورد این نابغهی ایرانی در دست است و بیشتر مطالب حول معرفی روش ابداعی وی و تأثیرگذاری فوق العادهی آن در درمان انواع بیماریهای روانی است. حبیب دوانلو در اوایل دهه ۱۹۳۰ در تهران به دنیا آمد و بعد از طی تحصیلات ابتدایی و دریافت بورس تحصیلی، به دانشگاه هاروارد رفت. دوانلو به عنوان یک جراح از هاروارد فارغ التحصیل شد. بعد از آن به روانپزشکی علاقهمند شد و به یک مدرسه پزشکی رفت. سپس به دانشگاه مک گیل رفت و سالیان متمادی در آنجا آموزش دید.
در محدوده سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۰ حبیب دوانلو به عنوان یک روان پزشک و روانکاو، پژوهشهای بالینی گستردهای را در زمینهی مفاهیم روانکاوی انجام داد. تمرکز عمدهی دوانلو بر مقاومت بیمار در مواجه شدن با احساسات دردناک
در جلسات درمانی، و راههای غلبه بر این مقاومت بود. همچنین تلاشهای دوانلو متمرکز بر کوتاه کردن طول درمان بود. موضوعی که پیش از این در کارهای فرنتزی با عنوان درمان فعال، اتو رنک
با عنوان اراده درمانی، و الکساندر و فرنچ با عنوان تجربهی هیجانی اصلاحی، مطرح شده بود. او با ضبط ویدیویی جلسات درمانی و بازبینی مجدد آنها که بعضاً با حضور خود بیمار این بازبینی انجام میگرفت، توانست به نتایج قابل توجهی دست یابد و تکنیکهایی را برای غلبه بر مقاومت بیمار ابداع کند. نتیجهی تحقیقات و تلاشهای دوانلو روشی را به جامعه روانشناسی معرفی کرد که با نام روانپویشی فشرده کوتاه مدت
(Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy) یا به اختصارISTDP شناخته میشود. بعدها در چند سمینار تخصصی در کانادا، امریکا و اروپا، دوانلو فیلمهای بیمارانش را در معرض دید روان شناسان قرار داد. مشاهده این فیلمها عکس العملهای متفاوتی را برانگیخت. عدهای روش دوانلو را خشن و نامهربانانه تلقی کردند. عدهای دیگر با تأیید روش او، تکنیکهای دوانلو را برای بازگشایی ناهشیار و غلبه بر مقاومت تحسین کردند.
پاتریشیا دلاسلوا یکی از روانکاوان مطرح در روانپویشی کوتاه مدت، از شرکتکنندگان این سمینار بوده است. او به این سمینار اینگونه واکنش نشان داد : «سمینار اعجاب انگیزی بود. طی ۱۶ ساعت در یک تالار اجتماعات تاریک نوار ویدیوئی جلسات واقعی درمانی را مشاهده کردیم و من ناظر یک انقلاب نسبتاً واقعی در درونم بودم. در گذشته آموخته بودم که برای تشدید تعارضهای بیمار و تسریع دستیابی آنها به افکار و احساسات ناهشیار میبایست کمّیت جلسات درمانی را افزایش داد. بر این اساس معمولاً بیماران بین دو تا پنج جلسه در هفته طی یک سال تحت درمان قرار داده میشدند، در حالی که دوانلو شواهد صریحی ارایه داد که از طریق افزایش کیفیت مداخلههای درمانی میتوان فرایند تحلیل را سریع و فشرده کرد. محتوای نوار ویدیویی نشانگر یک پروتکل درمانی کارآمد و اثربخش بی نظیر بود. دوانلو فنونی را برای برچیدن دفاعها، تشدید درگیری عاطفی بیمار در فرایند درمان، و شناسایی الگوهای رفتار انتقالی به منظور “بازگشایی سریع ناهشیار” ارایه کرد». دیوید مالان نیز در واکنش به کارها و ابداعات دوانلو می گوید : « فروید ناخودآگاه را کشف کرد، دوانلو دریافت که آن را چگونه برای درمان به کار گیرد؛ این روش بزرگترین پیشرفت در روان درمانگری است».
مشاهدهی این فیلم ها باعث شد بسیاری از روان شناسان و روانکاوان دنباله رو روش دوانلو شوند و بی کم و کاست تمامی تکنیکهای او را بپذیرند. اما عدهای دیگر باوجود پذیرش این روش درمانی سعی کردند با اضافه کردن تکنیکهای دیگر این روش را تقویت کنند. پس از آن دوانلو کارش را در زمینه تدریس، آموزش و نظارت بر کار روانشناسان و روانکاوان ادامه داد. از دوانلو تاکنون چند کتاب به فارسی ترجمه شده که توسط انتشارات ارجمند به چاپ رسیده است.
نقاشی را متصور شوید که پس از مواجه شدن با فوت معشوقه اش بدون اینکه بخواهد سوگ را تجربه کند سالها اقدام به کشیدن نقاشی های عاشقانه می کند. .نقاشی های که برای فرار از حس غم ناشی از نبود معشوق است. انرژی روانی نقاش بدون اینکه بداند مدام صرف سرکوب کردن ودر عین حال تغییر شکل این حس به نقاشی های رمانتیک است.